هستند و بهدنبال نشانههای تخصص واقعی میگردند. هر پاسخی که بوی کلیگویی بدهد، شانس انتشار خود را از دست میدهد.
راهکار، افزودن «آموزش هوش مصنوعی» به برنامههای مدیاترینینگ است؛ رویکردی که به مدیران میآموزد چگونه از افتادن در دام زبان عمومی جلوگیری کنند، جزئیات واقعی ارائه دهند، موضع روشن داشته باشند و با حفظ لحن طبیعی، اعتماد رسانه را جلب کنند.
در فضای جدید ارتباطات، تمایز نه از طریق واژگان پیچیده، بلکه از طریق تجربه مستند، تحلیل مشخص و دیدگاه شفاف شکل میگیرد. این تحول، نقطه تلاقی روابطعمومی و هوش مصنوعی است؛ جایی که اعتبار انسانی به مهمترین دارایی برند تبدیل میشود.
نویسنده: اندرو پترو
تاریخ انتشار: ۲۳ فوریه ۲۰۲۶
منبع: www.ragan.com
روزنامهنگاران امروز بیش از هر زمان دیگری با انبوهی از پیشنهادهای خبری، مصاحبههای ایمیلی و یادداشتهای ارسالی مواجهاند؛ محتوایی که بخش قابلتوجهی از آن لحنی یکدست، محتاط و قابلجایگزینی دارد. همین شباهت زبانی به یک علامت هشدار تبدیل شده است. بسیاری از رسانهها اکنون ارسال مطالب تولیدشده با هوش مصنوعی را محدود یا ممنوع کردهاند و برخی خبرنگاران حوزه فناوری، از جمله ماریا کورولوف، اعلام کردهاند که مصاحبه حضوری را ترجیح میدهند، زیرا پاسخهای مکتوب بیش از پیش شبیه خروجی ماشینها شده است.
در چنین محیط رسانهای که خبرنگاران فعالانه به دنبال تخصص واقعی هستند، از بین رفتن تمایز بهسرعت به کاهش اعتبار منجر میشود. به همین دلیل «آموزش هوش مصنوعی» بهعنوان مکملی عملی برای مدیاترینینگ سنتی در حال ظهور است. سخنگویان سازمانی باید درک کنند که هوش مصنوعی چگونه میتواند بهطور نامحسوس بر لحن آنان اثر بگذارد و دیدگاهشان را رقیق کند. خطر اصلی استفاده از هوش مصنوعی نیست، بلکه اتکای بیش از حد به آن است؛ جایی که پاسخها به شکلی خطرناک عمومی و کلیشهای میشوند.
چگونه سخنگویان را برای محیط رسانهای اشباع از هوش مصنوعی آموزش دهیم؟
آموزش مؤثر هوش مصنوعی باید کاربردی باشد، نه نظری. مدیران به سخنرانی تازهای درباره اخلاق هوش مصنوعی نیاز ندارند؛ آنان باید بهصورت عینی ببینند چگونه تخصصشان میتواند در عرض چند دقیقه به پاسخی کلی تبدیل شود و چگونه میتوان از این اتفاق جلوگیری کرد. در ادامه ۴ روش عملی برای ادغام این رویکرد در برنامههای آموزش رسانهای ارائه میشود:
۱. تمرین مقایسه «هوش مصنوعی در برابر شما»
یکی از مؤثرترین تمرینها، مقایسه مستقیم پاسخ تولیدشده با هوش مصنوعی و پاسخ شخص مدیر است. فرض کنید از مدیرعامل یک شرکت امنیت سایبری پرسیده شود: «مشتریان سازمانی شما در این شرایط بازار چگونه سرمایهگذاریهای امنیتی خود را تنظیم میکنند؟»
پاسخ تولیدشده با هوش مصنوعی احتمالاً به عدم قطعیت اقتصاد کلان، تحول دیجیتال، پیچیدهتر شدن تهدیدها و ضرورت تابآوری اشاره میکند. پاسخ از نظر فنی درست است، اما کاملاً قابلجایگزینی است.
در مقابل، وقتی مدیر بدون یادداشت پاسخ میدهد و به یک گفتوگوی واقعی با مشتری در ۱ فصل گذشته، یک قرارداد نزدیک به توقف یا بحث هیئتمدیره درباره جابهجایی بودجه اشاره میکند، تفاوت بلافاصله آشکار میشود. نسخه هوش مصنوعی روندی کلی را توصیف میکند؛ نسخه انسانی توضیح میدهد دقیقاً چه رخ داده و چرا اهمیت داشته است.
۲. تمرین «مشخصگویی» بهجای کلیگویی
هوش مصنوعی به انتزاع گرایش دارد، اما مصاحبه موفق بر جزئیات استوار است. اگر مدیر ارشد فروش یک شرکت لجستیک معکوس بگوید «افزایش تقاضا از سوی شرکتهای بزرگ را شاهد هستیم»، مربی رسانهای باید فوراً بپرسد: افزایش نسبت به چه زمانی؟ در کدام صنایع؟ چه عاملی محرک بوده و چرا؟
هدف آن است که مدیران پیشاپیش این پرسشهای تکمیلی را در ذهن خود مرور کنند و پاسخ را از ابتدا دقیقتر ارائه دهند. با تکرار تمرین، گزارههای عمومی جای خود را به تحلیلهای مشخص میدهد.
۳. انضباط در بیان موضع
محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی معمولاً از اتخاذ موضع صریح پرهیز میکند. اما در فضای رسانهای، دیدگاه روشن ارزشمندتر از زبان بیخطر است.
در تمرین با مدیر محصول یک شرکت هوش مصنوعی، ممکن است پرسیده شود: «آیا هوش مصنوعی جایگزین مشاغل خواهد شد؟» واکنش اولیه اغلب محتاطانه و دوپهلوست. در آموزش، تمرکز بر شکلدهی موضعی شفاف است؛ مثلاً پذیرش اینکه برخی مشاغل حذف میشوند، اما همزمان فرصتهای شغلی جدید و باکیفیت ایجاد خواهد شد.
خبرنگاران به احتمال بیشتری نقلقولی را استفاده میکنند که موضعی اندیشمندانه داشته باشد، نه عبارتی که صرفاً از سند پیامهای تأییدشده استخراج شده است.
۴. عادیسازی زبان طبیعی
آموزش هوش مصنوعی باید نقصهای انسانی را عادی کند. لحن اندکی غیررسمی، مکثهای کوتاه یا حتی اصلاح جمله در میانه صحبت، نشانه اصالت است. زبان بیش از حد صیقلی اما عمومی، چنین احساسی ایجاد نمیکند.
در مصاحبههای تمرینی، ضبط و بازپخش پاسخها اغلب نشان میدهد پاسخی که کمتر تمرینشده به نظر میرسد، معتبرتر شنیده میشود. در محیطی که خبرنگاران بهدنبال حذف پاسخهای کلی هستند، همین اصالت به مزیت رقابتی تبدیل میشود.
آینده آموزش رسانهای: انسانمحور
هدف آموزش هوش مصنوعی این نیست که سخنگویان سریعتر یا هوشمندتر به نظر برسند؛ بلکه باید به آنان کمک کند ویژگیهایی را حفظ کنند که ارزش واقعیشان را میسازد: تجربه زیسته، تحلیل شخصی و قضاوت حرفهای.
مدیاترینینگ سنتی همچنان اهمیت دارد، اما بهتنهایی کافی نیست. در اکوسیستمی مملو از محتوای مصنوعی، اعتبار از دل مشخصگویی، تجربه واقعی و موضعگیری روشن بیرون میآید. آموزش هوش مصنوعی همان لایه تکمیلی است که این تمایز را حفظ میکند.
با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرام ما بپیوندید:
برای اطلاعات بیشتر درباره روابط عمومی و اخبار سازمانهای مختلف، میتوانید به وبسایت شارا مراجعه کنید.
انتهای پیام/

نظر بدهید