با تبدیل جستوجو از فهرست لینکها به پاسخهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی، اعتبار منابع خارج از وبسایت برند اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
مقاله گرگ جاربو در «مجله موتور جستوجو» نشان میدهد که ویکیپدیا، پادکستها و ردیت چگونه میتوانند به منابع قابل استناد برای سامانههایی مانند چتجیپیتی، کلود و مرورهای هوش مصنوعی گوگل تبدیل شوند.
نویسنده استدلال میکند که این تحول، همکاری میان روابطعمومی و سئو را از یک انتخاب جانبی به بخشی مهم از راهبرد دیدهشدن در جستوجوی هوش مصنوعی تبدیل کرده است.
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) – جستوجو دیگر فقط فهرستی از پیوندهای آبی نیست. با گسترش پاسخهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی، مسئله مهمتر این است که سامانههای هوش مصنوعی هنگام پاسخ دادن به پرسشهای کاربران به کدام منابع اعتماد میکنند و از کدام منابع استناد میآورند.
در این فضای جدید، ویکیپدیا، پادکستها و ردیت اهمیت بیشتری پیدا کردهاند؛ سه حوزهای که متخصصان روابطعمومی سالهاست به شکلهای مختلف با آنها سروکار دارند.
گرگ جاربو، نویسنده مقاله، میگوید کانالهایی که امروز به سامانههایی مانند چتجیپیتی، کلود، کوپایلوت و مرورهای هوش مصنوعی گوگل خوراک میرسانند، لزوماً همان کانالهایی نیستند که بیشتر تیمهای سئو بودجه خود را برای آنها اختصاص میدهند.
به اعتقاد او، این تحول باعث شده شکاف قدیمی میان سئو و روابطعمومی بهتدریج معکوس شود.
ویکیپدیا؛ فراتر از صفحه شرکت
ویکیپدیا یکی از مهمترین منابع مورد استناد سامانههای هوش مصنوعی است. اما فرصت سازمانها در این دانشنامه فقط به ساخت یا اصلاح صفحه مربوط به خود شرکت محدود نمیشود.
مقاله با استناد به تحلیلهای منتشرشده میگوید بخش قابلتوجهی از استنادهای ویکیپدیا در پاسخهای هوش مصنوعی به صفحاتی مربوط میشود که درباره فرایندها، فناوریها و روشها هستند، نه صرفاً برندها و افراد.
این نکته برای روابطعمومی اهمیت ویژهای دارد.
اگر سازمانی در یک حوزه تخصصی فعالیت میکند، ایجاد و حفظ اطلاعات دقیق، بیطرف و مستند درباره مفاهیم، روشها و فرایندهای آن حوزه میتواند در بلندمدت اهمیت بیشتری از تلاش مستقیم برای برجسته کردن نام برند داشته باشد.
البته ویکیپدیا قواعد سختگیرانهای درباره بیطرفی و منابع مستقل دارد. محتوای سازمانی، اطلاعیههای خبری و مطالب تبلیغاتی بهتنهایی نمیتوانند جای منابع مستقل و معتبر را بگیرند.
به همین دلیل، نویسنده معتقد است قواعد ویکیپدیا تا حد زیادی با اصول حرفهای روابطعمومی همخوانی دارند: اتکا به منابع مستقل، قابلیت راستیآزمایی و پرهیز از تبلیغ مستقیم.
پادکست؛ یک مصاحبه، چندین دارایی محتوایی
پادکست نیز از نگاه مقاله فقط یک حضور رسانهای نیست.
یک گفتوگو میتواند به متن کامل، عنوان، یادداشت برنامه، ویدئو، زیرنویس، قطعههای کوتاه و پیوند به وبسایت تبدیل شود.
در نتیجه، یک مصاحبه میتواند مجموعهای از منابع قابل دسترسی و بازیابی ایجاد کند.
این موضوع برای روابطعمومی اهمیت دارد؛ زیرا ارزش یک حضور رسانهای لزوماً با پایان انتشار قسمت پادکست تمام نمیشود.
بازکاربرد هوشمندانه محتوای مصاحبه میتواند عمر و دامنه دسترسی آن را افزایش دهد و منابع بیشتری برای بازیابی توسط سامانههای جستوجوی هوش مصنوعی ایجاد کند.
ردیت؛ گفتوگوی اجتماعی بهعنوان سیگنال
ردیت نیز جایگاه قابلتوجهی در این تحول پیدا کرده است.
دادههایی که مقاله به آنها استناد میکند، از حضور گسترده ردیت در نتایج و پاسخهای هوش مصنوعی حکایت دارند.
در حوزه کسبوکار به کسبوکار نیز این پلتفرم میتواند به گروههایی از تصمیمگیرندگان دسترسی داشته باشد که الزاماً در شبکههای حرفهای دیگر حضور ندارند.
اما اهمیت اصلی ردیت فقط تعداد کاربران نیست.
گفتوگوهای واقعی، پرسشها، تجربههای کاربران و بحثهای تخصصی میتوانند تصویری از ادراک واقعی مخاطبان درباره یک برند یا صنعت ارائه دهند.
از این منظر، رصد ردیت میتواند علاوه بر روابطعمومی، برای شناخت نیازها، نگرانیها و زبان واقعی مخاطبان نیز ارزشمند باشد.
جستوجو از رتبه به اعتماد حرکت کرده است
یکی از مهمترین استدلالهای مقاله این است که تحول جستوجو، رابطه میان سئو و روابطعمومی را تغییر داده است.
در گذشته، بخش مهمی از رقابت سئو بر بهینهسازی صفحات و کسب رتبه بالاتر در فهرست نتایج متمرکز بود.
اما وقتی کاربر یک پرسش را مستقیماً از سامانه هوش مصنوعی میپرسد، پاسخ میتواند بر مجموعهای از منابع استوار باشد.
در چنین شرایطی، منابع معتبر، مستقل و خارج از وبسایت برند اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
این همان حوزهای است که روابطعمومی سالها در آن فعالیت کرده است: رسانههای مستقل، اعتبار، شهرت، گفتوگوهای اجتماعی و ایجاد اعتماد.
از این منظر، مسئله فقط این نیست که سازمان چه چیزی درباره خودش منتشر میکند؛ بلکه این است که دیگران درباره سازمان، صنعت، تخصص و موضوعات مرتبط با آن چه میگویند و این اطلاعات در کجا قابل مشاهده است.
سه اقدام برای همکاری سئو و روابطعمومی
مقاله سه اقدام مشخص را پیشنهاد میکند.
نخست، پیش از هر اقدامی، وضعیت حضور سازمان در ویکیپدیا بررسی شود. تاریخچه ویرایشها، صفحه گفتوگو و منابع مورد استفاده باید مورد توجه قرار گیرند. اصلاح صفحه نیز بهتر است با درک قواعد بیطرفی و منابع مستقل انجام شود.
دوم، حضور در پادکست نباید با پایان انتشار قسمت تمام شود. متن پیادهشده، یادداشت برنامه، ویدئو، قطعههای قابل استفاده و پیوندهای مرتبط باید بخشی از فرایند انتشار باشند.
سوم، تیمهای سئو باید از تیم روابطعمومی و ارتباطات سازمان بخواهند فهرست انجمنها و گفتوگوهای مهم ردیت را در اختیارشان قرار دهد و این دادهها را با فرایند سنجش دیدهشدن در هوش مصنوعی ترکیب کنند.
همگرایی سئو و روابطعمومی در دادهها
به اعتقاد نویسنده، همگرایی میان سئو و روابطعمومی دیگر فقط یک ایده یا موضوع مناسب برای سخنرانیهای تخصصی نیست؛ نشانههای آن در دادههای مربوط به استنادهای هوش مصنوعی نیز دیده میشود.
ویکیپدیا، پادکست و ردیت به این دلیل اهمیت پیدا نکردهاند که روابطعمومی ناگهان سئو را کشف کرده است.
آنها اهمیت یافتهاند زیرا سامانههای هوش مصنوعی به منابع قابل اعتماد نیاز دارند و روابطعمومی سالها در ساخت اعتبار و اعتماد در محیطهای مستقل از سازمان فعالیت کرده است.
برای سازمانها، این تحول یک پیام روشن دارد:
راهبرد جستوجوی هوش مصنوعی را نباید فقط در اتاق سئو طراحی کرد.
متخصصان روابطعمومی ممکن است از قبل بخشی از زیرساخت مورد نیاز برای دیدهشدن سازمان در محیط هوش مصنوعی را در اختیار داشته باشند؛ از روابط رسانهای و حضور در پادکست گرفته تا شناخت جوامع تخصصی، رصد گفتوگوها و مدیریت اعتبار.
در عصر جستوجوی هوش مصنوعی، مرز میان سئو و روابطعمومی بیش از گذشته در حال کمرنگ شدن است.
مسئله دیگر فقط پیدا شدن نیست؛ مسئله این است که سازمان در چه منابعی دیده میشود، چه کسانی درباره آن صحبت میکنند و آیا این منابع برای هوش مصنوعی قابل اعتماد و قابل استناد هستند یا نه.
منبع اصلی: مجله موتور جستوجو
نویسنده: گرگ جاربو
منبع فارسی: شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا)

نظر بدهید