در عصر حاضر، مرز میان «قدرت نظامی» و «قدرت نرم» بهگونهای کمرنگ شده است که میتوان گفت جنگهای آینده، پیش از آنکه در میدانهای نبرد فیزیکی رخ دهند، در میدانهای «ادراک» و «ذهنیت» جریان خواهند یافت. با توجه به تحولات شتابان و ناپلئونی در معادلات سیاسی و اجتماعی ایران، ما امروز در یک دوره «جنگ روایتها» ایستادهایم. در این میان، علم روابط عمومی از یک فعالیت مکمل و حاشیهای، به هستهی مرکزی مدیریت بحران و بقای استراتژیک تبدیل شده است.
اهمیت موضوع زمانی دوچندان میشود که به ادبیات سیاسی رهبران قدرت در جهان بنگریم. اشارههای مکرر دونالد ترامپ در سخنرانیهای خود به «روابط عمومی ایرانیان» و نقد یا تحلیل توانایی آنها در مدیریت افکار عمومی، تصادفی نیست. وقتی یکی از تاثیرگذارترین چهرههای سیاسی جهان، قدرت یک ملت را در میزان توانایی آن در «تولید روایت» و «مدیریت تصویر عمومی» میبیند، یعنی ما با یک واقعیت جدید روبرو هستیم: در دنیای مدرن، اگر شما نتوانید داستان خود را روایت کنید، دیگران داستان شما را روایت خواهند کرد؛ و روایت دیگران، لزوماً مطابق با حقیقت یا منافع شما نخواهد بود.
در ایران، با توجه به پیچیدگیهای اجتماعی و فشار روایتهای بیگانه، روابط عمومی دیگر صرفاً به معنای «اطلاعرسانی» یا «ساختن چهرههای زیبا» نیست. روابط عمومی در نقطه اوج فعلی خود، به معنای «مهندسی آگاهی» و «حفاظت از هویت ملی در فضای دیجیتال» است. ما با بحرانهای اطلاعاتی، شایعات سازمانیافته و جنگهای روانی روبرو هستیم که هدف اصلی آنها، ایجاد شکاف میان ملت و ساختارهای موجود و یا تخریب جایگاه ملی در افکار عمومی جهانی است.
در هفته روابط عمومی، باید از نگاه سنتی و تبلیغاتی فاصله بگیریم و به سمت روابط عمومی استراتژیک حرکت کنیم. از دیدگاه من، سه رکن اساسی برای عبور از این بحرانهای ادراکی ضروری است:
۱. روایتگری اصیل: به جای پنهان کردن حقایق، باید یاد بگیریم چگونه حقایق را در بستری از ارزشهای ملی و منطق استراتژیک روایت کنیم. حقیقت، قدرتمندترین ابزار در برابر شایعه است، مشروط بر اینکه با «هنر روایت» همراه شود.
۲. مدیریت پیشدستانه بحران: در دنیای امروز، بحرانها قبل از اینکه به مرحله انفجار برسند، در شبکههای اجتماعی شکل میگیرند. روابط عمومی باید از حالت «واکنشی» به حالت «پیشدستانه» تغییر ماهیت دهد.
۳. تقویت سواد رسانهای در بدنه جامعه: روابط عمومی تنها وظیفه مخاطب را ندارد، بلکه وظیفه دارد با ارتقای سطح آگاهی مخاطب، او را در برابر روایتهای تحریفشده مقاوم سازد.
سرانجام، باید دانست که در معادلات جدید جهانی، کشورهایی پیروز میداناند که «قدرت روایت» را در اختیار دارند. اگر روابط عمومی ما نتواند در لایههای عمیق افکار عمومی، معنا و مفهوم درست از جایگاه و اهداف ملی را تبیین کند، در برابر تهاجمهای نرم و نطقهای سیاسی جهانی، آسیبپذیر خواهیم بود.
روابط عمومی امروز، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای بقای هویت و صیانت از حاکمیت در عرصه افکار عمومی است.

نظر بدهید