بهینهسازی برای موتورهای جستوجوی مولد یا GEO به یکی از مهمترین حوزههای نوظهور در ارتباطات دیجیتال تبدیل شده است.
پژوهشهای جدید نشان میدهد رسانههای اکتسابی نقش پررنگی در پاسخهای تولیدشده توسط سامانههای هوش مصنوعی دارند و همین موضوع میتواند مزیت ساختاری مهمی برای روابط عمومی ایجاد کند.
در محیطی که سامانههای هوش مصنوعی مانند ابزارهای پاسخمحور به پرسشهای کاربران عمل میکنند، دیدهشدن برندها بیش از گذشته به کیفیت منابع خبری، اعتبار رسانهای و حضور در گفتوگوی عمومی وابسته است.
با این حال چالشهایی مانند نوسان پاسخها، نبود استانداردهای اندازهگیری مشترک و مسائل اخلاقی مرتبط با مدیریت دیدهشدن در پاسخهای هوش مصنوعی همچنان پابرجاست. آینده این حوزه به توسعه معیارهای قابلاعتماد، روشهای پژوهشی بلندمدت و چارچوبهای اخلاقی وابسته است.
اگر روابط عمومی بتواند این زیرساختها را ایجاد کند، احتمال دارد در عصر جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی نقش محوری در شکلدهی به دیدهشدن سازمانها و برندها داشته باشد.
نویسنده: استیون وادینگتون
تاریخ انتشار: ۱۱ مه ۲۰۲۶
منبع: https://wadds.substack.com
شبکه اطلاعرسانی روابطعمومی ایران (شارا) || فصلی که ۶ ماه پیش درباره «بهینهسازی برای موتورهای جستوجوی مولد» یا همان GEO نوشته بودم، بهتازگی منتشر شده است. اکنون با گذشت زمان، شواهد علمی آرامآرام در حال تثبیت است. ریسکها واضحتر شدهاند و حتی میتوان گفت فرصتها ممکن است از آنچه در ابتدا مطرح کردم بزرگتر باشند.
وقتی در نوامبر ۲۰۲۵ نگارش فصل مربوط به GEO را برای کتاب «هوش مصنوعی برای روابط عمومی: راهنمای عملی برای پیادهسازی و مدیریت» به پایان رساندم، آن را یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای کتاب توصیف کردم.
این بحث هنوز پایان نیافته است. با این حال روند پژوهشها اکنون در جهتی حرکت میکند که میتواند اعتماد بسیار بیشتری به متخصصان ارتباطات سازمانی و روابط عمومی بدهد. چندین مطالعه دانشگاهی و صنعتی نشان میدهد که «رسانههای اکتسابی» همان نقشی را در دیدهشدن در پاسخهای تولیدشده توسط سامانههای هوش مصنوعی ایفا میکنند که در آن فصل پیشبینی شده بود.
مسئله اصلی این است که آیا صنعت روابطعمومی از این فرصت استفاده میکند یا مانند تجربه گذشته در حوزه بهینهسازی موتورهای جستوجو، این فرصت را نیز به سایر حوزههای تخصصی واگذار خواهد کرد.
وضعیت فعلی حوزه GEO
نتیجهگیری اصلی همچنان پابرجاست
مطالعات مستقل متعددی نشان دادهاند که رسانههای اکتسابی در پاسخهای تولیدشده توسط سامانههای هوش مصنوعی بیش از حد انتظار مورد استناد قرار میگیرند. این موضوع به روابط عمومی یک مزیت ساختاری میدهد؛ مزیتی که هیچ رشته تخصصی دیگری نمیتواند ادعای مشابهی درباره آن داشته باشد.
بیثباتی وجود دارد، اما قابل حل است
خروجی سامانههای هوش مصنوعی بسته به عوامل مختلفی تغییر میکند؛ از جمله زبان، نحوه بازنویسی پرسش، ساختار درخواست، نسخه مدل، شیوه بازیابی اطلاعات و حتی زمان روز. بنابراین نوسان در پاسخها یک واقعیت است. اما این مسئله بیشتر یک چالش در حوزه اندازهگیری و روششناسی محسوب میشود؛ چالشی که صنعت باید برای حل آن راهکارهای دقیقتری توسعه دهد.
مسائل تازهای مطرح شده است؛ بهویژه در حوزه اخلاق
دو پدیده جدید توجه پژوهشگران را جلب کرده است. نخست، سوگیری در خودتبلیغی؛ یعنی زمانی که یک سامانه یا منبع به شکلی نامتناسب به خود ارجاع میدهد. دوم، زمانی که سامانههای هوش مصنوعی به منابع تولیدشده توسط سامانههای هوش مصنوعی دیگر استناد میکنند. این موضوع ساختار شبکه ارجاع را پیچیدهتر میکند. در چنین شرایطی مرز میان «مدیریت دیدهشدن در پاسخهای هوش مصنوعی» و «دستکاری آن» به یک مسئله اخلاقی جدی تبدیل میشود.
نبود استانداردهای باز؛ هم تهدید و هم فرصت
در حال حاضر هر آژانس یا ارائهدهنده خدمات، روش اندازهگیری و شاخصهای ارزیابی خاص خود را دارد. نبود استانداردهای مشترک میتواند باعث سردرگمی در بازار شود. با این حال همین وضعیت فرصتی ایجاد میکند؛ زیرا هر نهادی که بتواند استانداردهای باز و قابلاعتماد برای سنجش عملکرد در GEO ایجاد کند، احتمالاً مسیر فعالیت این حوزه در دهه آینده را تعیین خواهد کرد.
شواهد بلندمدت هنوز در دسترس نیست
تا امروز هیچ مطالعه منتشرشدهای وجود ندارد که با روششناسی دقیق، در طول زمان سه شاخص کلیدی را بررسی کرده باشد: میزان دیدهشدن برند در پاسخهای هوش مصنوعی، سهم ارجاع در این پاسخها، و تأثیر آن بر نتایج تجاری. پژوهشهایی که اکنون آغاز میشوند، احتمالاً به معیارهایی تبدیل خواهند شد که کل صنعت در سالهای آینده بر اساس آنها عملکرد خود را ارزیابی میکند.

نظر بدهید