اتاق‌های خبر فرسوده و درحال‌فراموشی؛ روایت زنده از دنیایی که نفس روزنامه‌نگاری را زنده نگه می‌دهد
این مقاله روایت می‌کند چگونه اتاق‌های خبر فرسوده، با وجود کوچک‌شدن و ازبین‌رفتن، همچنان قلب تپندهٔ هویت محلی و روزنامه‌نگاری زنده‌اند.

این مقاله تصویری زنده از اتاق‌های خبر فرسوده ارائه می‌کند که با وجود تعطیلی گسترده روزنامه‌ها، همچنان مرکز هویت محلی هستند.

روایت‌ها نشان می‌دهد چگونه این فضاهای تاریک، شلوغ و فراموش‌شده، هنوز خانه خبرنگارانی‌اند که با کمترین امکانات به کار ادامه می‌دهند.

عکس‌های هرمس واقعیت تلخ و درعین‌حال انسانی این فضاها را ثبت کرده است. اتاق‌های خبر گذشته و حال را در کنار هم حمل می‌کنند و در نقش حافظه جمعی شهر ظاهر می‌شوند.

تا زمانی که حتی یک خبرنگار پشت میزش بنشیند، روح روزنامه‌نگاری زنده می‌ماند.


نویسنده: زک هلفَند (Zach Helfand)
انتشار: ۲۹ نوامبر ۲۰۲۵
منبع: مجله نیویورکر (The New Yorker)


شبکه اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی‌ ایران (شارا) || چیزی الهام‌بخش در یک ساختمان زشت وجود دارد. منظورم زشتیِ طراحی‌شده نیست، مانند یک برج بتنی مدرن، بلکه جایی موقت، کاملاً کارکردی و اغلب نیمه‌جان؛ ساختمان‌هایی شبیه سالن‌های «کولومبوس» یا پاساژهای کم‌رونق. این مکان‌ها فرسوده‌اند، اما مال ما هستند. میان این «زشت‌های دوست‌داشتنی»، قدیمی‌ترینشان برای من اتاق‌های خبر (Newsrooms) هستند.

اولین اتاق خبر من روزنامه ترنتونیَن (The Trentonian) در نیوجرسی بود؛ روزنامه‌ای عامه‌پسند که هنوز جان می‌کَند، هرچند ساختمان سابقش اکنون یک انبار «گچ ساختمانی» است. کف‌پوش نازک، کامپیوترهای قدیمی و فضای زیاد برای تعداد اندک کارکنان داشت؛ درست مانند طبقه «اصلاح داده‌ها» در سریال «تفکیک» (Severance). ساختمان بدون ادعا بود: آجرهای نخودی، کم‌پنجره، و پارکینگی محصور با سیم‌خاردار.

چند خیابان پایین‌تر، رقیب بزرگ‌ترش قرار داشت: روزنامه تایمز آو ترنتون (Times of Trenton). ترنتونیَن از تایمز متنفر بود. تایمز ساختمان بزرگ‌تری با تابلویی بزرگ‌تر داشت. آن ساختمان هنوز پابرجاست، اما اکنون انبار محصولات بتنی است.

این دو تصویر را به یاد آوردم وقتی با عکسی از دفتر روزنامه ساکرامنتو ولی میرور (Sacramento Valley Mirror) روبه‌رو شدم؛ یکی از تصاویر مجموعه «اتاق‌های خبر محلی» از عکاس «اَن هِرمِس» (Ann Hermes). این دفتر را فقط یک روزنامه‌نگار می‌تواند دوست داشته باشد: چسب نواری که از میان فرش رد شده، سقفی که چکه می‌کند، سه نوع نور متفاوت، و ویترین‌هایی که از دوران جواهرفروشیِ سابق باقی مانده‌اند. پشت یکی از میزها، زنی با واکر نشسته—صاحب روزنامه. از حالت چهره‌اش می‌شود فهمید. روبه‌رویش مردی با دو خودکار و سه وسیله الکترونیکی—خبرنگار—در آستانهٔ شروع یک بحث.

چهره‌های کار در اتاق‌های خبر در حال مرگ

بیش از سه‌هزار روزنامه در بیست سال اخیر تعطیل شده‌اند. اتاق‌های خبر حتی سریع‌تر از خودِ روزنامه‌ها ناپدید می‌شوند؛ کارکنان کوچک‌شده مجبورند به ساختمان‌های کوچک‌تر و فرسوده‌تر پناه ببرند.

هرمس شش سال در سراسر آمریکا—از جونو (Juneau) تا سنت‌لوئیس (St. Louis)—این فضاهای در حال مرگ را مستند کرده است. عکس‌های او خوشایند، اندوه‌بار و گاهی خنده‌دار هستند:
کامپیوتری واژگون‌شده در یک سالن خالی،
بنری که نوشته «تبلیغات روزنامه‌ای مؤثر است» در دفتری که در حال بسته‌شدن است،
میز جلسه‌ای شبیه شام آخر.

آن سردبیر دقیقاً همان‌طور است که یک سردبیر باید باشد: خسته، عصبی و همیشه کمی ناامید.

اتاق‌های خبر؛ مکان‌هایی برای «گذران روز»

هالیوود گاهی تصویر بیش‌ازحد شیرین از روزنامه‌نگاری می‌سازد، اما معمولاً ظاهر اتاق‌های خبر را درست درمی‌آورد. اتاق‌های خبر محلی همیشه همان چیزی بوده‌اند که باید باشند: شلوغ، بدقواره، تیره و پر از کاغذ. هرمس هم غالباً با چنین صحنه‌هایی روبه‌رو شده است.

او می‌گوید: «این مکان‌ها شبیه حفاری باستان‌شناسی‌اند؛ بقایای سال‌ها و سال‌ها کار روی هم انباشته شده است.» در بوستون پست-گزت (Boston Post-Gazette)، هفته‌نامه ایتالیایی‌تبار، در «زیرزمین آرشیو» آن‌قدر غرق روزنامه‌های قدیمی بود که سه زن از طبقه بالا داد زدند: «بیا بالا!» دلیلش را که پرسید، گفتند: «کوفته‌قلقلی خانگی آورده‌ایم.»

در برخی عکس‌ها، گذشته مانند سایه‌ای همراه کارکنان است؛ مثلاً در تصویری از «پاملا دوناروما» (Pamela Donnaruma)، مدیر Post-Gazette، پشت سرش تصاویر اجدادش از دیوار نگاه می‌کنند. در دفتر میرور، چهره‌ای که بارها و بارها بازمی‌گردد، از پوسترها و شیشه ویترین‌ها—«شیر گلِن کانتی» (Lion of Glenn County)—بنیان‌گذار فقید روزنامه «تیم کروس» (Tim Crews) است که به‌خاطر امتناع از افشای منبعش پنج روز زندانی بود.

زندگی در اتاق‌های خبر؛ آمیخته‌ای از یقه‌سفید و یقه‌آبی

هرمس بیش از پنجاه اتاق خبر را دیده؛ برخی چند بار. تعدادی هم اکنون دیگر وجود ندارند.

فضاها ترکیبی از کار یدی و کار فکری‌اند. مثلاً تکنسین چاپ روزنامه پایونیر نیوز (Pioneer News) با شلوار آغشته به جوهر و لباس شکار، کسی نیست که خیلی‌ها به‌عنوان «روزنامه‌نگار» تصور می‌کنند.

او می‌گوید: «این‌ها همان جایی خرید می‌کنند که رئیس پلیس خرید می‌کند.» به همین دلیل، میزان پاسخ‌گویی و مسئولیت‌پذیری‌شان نسبت به مخاطبان، بسیار بیشتر از بسیاری از خبرنگاران ملی است.

اتاق خبر به‌مثابه مرکز اجتماع

هرمس زادگاهش «مونرو کانتی» را فقط اندکی از طریق روزنامه محلی‌اش می‌شناخت، اما وقتی در جریان این پروژه به آنجا بازگشت، می‌گوید: «در چند ساعت بیشتر از تمام دوران کودکی‌ام درباره شهرم یاد گرفتم.»
شهردار و شخصیت‌های پرحرف هر روز به دفتر روزنامه می‌آمدند تا گپ بزنند. اسامی‌شان روی یک تخته سفید نوشته می‌شد و با رفتن هرکدام خط می‌خورد.

در یکی از عکس‌هایش، خبرنگاری جوان را می‌بینیم که روی میز مرمری قدیمی، با تمرکز فراوان مشغول ویرایش نسخه چاپی است؛ تصویری از کاری که می‌تواند در یک برج مدرن یا یک اتاق فرسوده انجام شود. مهم تنها یک چیز است: انتشار شماره بعدی.

پایان یک فصل؛ ادامه یک حرفه

برخی اتاق‌های خبر جوایز بسیاری روی دیوار دارند، اما دستگاه‌های چاپ خراب در پارکینگ هم دیده می‌شود. این فضاها در عین فرسودگی، حامل روح روزنامه‌نگاری هستند؛ کارکردگرا، خسته و درگیر با زندگی واقعی.

برای بسیاری، این اتاق‌های خبر نه‌فقط محل کار، بلکه حافظه جمعی جامعه‌اند. هرچند روند تعطیلی روزنامه‌ها ادامه دارد، اما تصاویر هرمس نشان می‌دهد تا زمانی که حتی یک خبرنگار پشت میز بنشیند و نسخه‌ای را خط بزند، هنوز چیزی زنده است.

Helfand, Z. (2025, November 29). The offices only a newsperson could love. The New Yorker.

منبع اصلی: مجله The New Yorker.

با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرام ما بپیوندید:

https://telegram.me/sharaPR

برای اطلاعات بیشتر درباره روابط عمومی و اخبار سازمان‌های مختلف، می‌توانید به وبسایت شارا مراجعه کنید.

انتهای پیام/