درباره شارا | تماس | جستجوی پیشرفته | پیوندها | موبایل | RSS
 خانه    تازه ها    پایگاه اخبار    پایگاه اندیشه    پایگاه کتاب    پایگاه اطلاعات    پایگاه بین الملل    پایگاه چندرسانه ای    پایگاه امکانات  
سه شنبه، 14 تیر 1401 - 05:39   

فراخوان جایزه برترین کمپین‌های روابط‌عمومی 1401

  فراخوان جایزه برترین کمپین‌های روابط‌عمومی 1401


ادامه ادامه مطلب یک

اجلاس بزرگداشت روز جهانی روابط‌عمومی برگزار می‌شود

  اجلاس بزرگداشت روز جهانی روابط‌عمومی برگزار می‌شود


ادامه ادامه مطلب دو

فراخوان جایزه ملی روابط‌عمومی دانش‌بنیان

  فراخوان جایزه ملی روابط‌عمومی دانش‌بنیان


ادامه ادامه مطلب سه

فراخوان مقاله  نوزدهمین کنفرانس بین‌المللی روابط‌عمومی ایران

  فراخوان مقاله نوزدهمین کنفرانس بین‌المللی روابط‌عمومی ایران


ادامه ادامه مطلب چهار

   آخرین مطالب روابط عمومی  
  اجلاس بزرگداشت روز جهانی روابط‌عمومی
  نجف محمودی از فعالان روابط‌عمومی به رحمت ایزدی پیوست
  اولین دوره انتخابات "شورای هماهنگی روابط‌عمومی های هیاتهای ورزشی استان اردبیل برگزار شد
  دومین دوره خبر نویسی و روابط‌عمومی هیاتهای ورزشی برگزار شد
  ویژه‌برنامه بزرگداشت روز جهانی روابط‌عمومی در کلاب‌هاوس "شارا"
  نترسید، هوش مصنوعی کمک می‌کند تا نتایج و پیامدهای روابط‌عمومی و بازده سرمایه‌گذاری برای شما مشخص شود
  انتصاب سرپرست اداره روابط عمومی دانشگاه یاسوج
  هیئت رئیسه شورای هماهنگی روابط عمومی‌های مراغه مشخص شد
  دیدار رئیس انجمن متخصصان روابط‌عمومی با یار قدیمی پدر روابط‌عمومی ایران
  رئیس و نایب رئیس هیات مدیره کانون روابط عمومی خانه تئاتر معرفی شدند
ادامه آخرین مطالب روابط عمومی
- اندازه متن: + -  کد خبر: 49516صفحه نخست » روابط عمومی ایرانیدوشنبه، 26 اردیبهشت 1401 - 09:00
به مناسبت روز روابط عمومی و ارتباطات
مردمداری از دیدگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی
دکتر احمد یحیایی ایله ای - عدل و داد از موضوعات اصلی شاهنامه‌ فردوسی است و در دیدگاه اخلاقی فردوسی مقامی والا دارد. فردوسی داد را آرمان و آرزوی واقعی مردم می‌داند که برای رسیدن به آن کوشش می‌کنند و انتظار دارند تا شهریاران به عدل و داد پایبند باشند و با دادگری سعادت و خوشبختی مردمان خود را تامین کنند. در این مقاله کوتاه بررسی می شود که: نگاه فردوسی به مقوله مردمداری (رفتار شهریاران با مردم) چیست و چگونه بایستی باشد؟
  

جهان یادگارست و ما رفتنی *** به گیتی نماند به جز مردمی

شبکه اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی ایران (شارا)-|| شاهنامه کتاب بی نظیری است که پنج قرن پیش از «شهریار» ماکیاولی درباره آداب رفتاری شاهان و شهریاران نگارش شده است. اما کمتر از ابعاد دیگر از جمله شهریاری حاکمان و مردمداری مورد توجه و بررسی قرار گرفته است.


فردوسی در واقع بصورت ضمنی درباره آنکه شهریار باید چگونه باشد شاهنامه را نوشته است. او در شاهنامه در داستانهایی بسیار تاکید داشت که: شاه دیندار باشد، خردورز باشد، دادگر باشد و...


عدل و داد از موضوعات اصلی شاهنامه‌ فردوسی است و در دیدگاه اخلاقی فردوسی مقامی والا دارد. فردوسی داد را آرمان و آرزوی واقعی مردم می‌داند که برای رسیدن به آن کوشش می‌کنند و انتظار دارند تا شهریاران به عدل و داد پایبند باشند و با دادگری سعادت و خوشبختی مردمان خود را تامین کنند.


در این مقاله کوتاه بررسی می شود که: نگاه فردوسی به مقوله مردمداری (رفتار شهریاران با مردم) چیست و چگونه بایستی باشد؟

1) از نظر فردوسی دادگری فرمان خداوند است و فرمان اصلی خداوند به آدمیان رعایت عدل و داد است.


خداوند کیوان و گردان سپهر *** ز بنده نخواهد به جز داد و مهر
اگر دادگر باشی و پاک دین *** ز هر کس نیابی جز از آفرین

2) فردوسی به شاهان و شهریاران تذکر می دهد که اگر دادگری نکنند و بیدادگر باشند هلاک خواند شد و از نظر او کسی که مردمدار نیست از گروه دیوهاست و آدمی نیست. از نظر فردوسی پادشاه دروغگو اهریمن است.


چنین بود فرمان یزدان پاک *** که بیدادگر شاه گردد هلاک
چنین داد پاسخ که از داد شاه *** درخشان شود فر و دیهیم و گاه
چو با داد بگشاید از گنج بند *** بماند پس از مرگ نامش بلند
تو مر دیو را مردم بد شناس *** کسی کو ندارد ز یزدان سپاس
هر آن کو گذشت از ره مردمی *** ز دیوان شمر مشمر از آدمی
در شاهنامه عدل و داد مقابل ظلم و ستم گذاشته شده است. هرگاه که عدل کمتر شود جای آن را ظلم می‌گیرد و این باعث خرابی ملک و جامعه می‌شود. در واقع می توان گفت که: در شاهنامه دادگری معادل مردمداری است.

3) دادگری پادشاه ریشه آبادی جامعه و شادی مردم است


به هر کار فرمان مکن جز به داد *** که از داد باشد روان تو شاد
به داد و دهش گیتی آباد دار *** دل زیردستان خود شاد دار

کسی باشد از بخت پیروز و شاد *** که باشد همیشه دلش پر ز داد
جهان را چو آباد داری به داد *** بود گنجت آباد و تخت از تو شاد

به جز بندگی پیشه من مباد *** جز از داد اندیشه من مبـاد
مبادا جز از داد آیین من *** مباد آز و گردنکشی دین من
همه کار و کردار من داد باد *** دل زیردستان ز من شاد باد
گر افزون شود دانش و داد من *** پس از مرگ روشن شود یاد من
همی خواهم از کردگار جهان *** که نیرو دهد آشکار و نهان
که با خاک چون جفت گردد تنم *** نگیرد ستمدیده ای دامنم

4) در شاهنامه رأس حکومت، شهریار است که نماینده تمام و کمال ایزد برای رساندن میهن و مردم به شادی و خوشبختی است و مهمترین کار شهریار، دادگری است که باید در وجود پادشاه نهادینه و ملکه گردد.


همه مردم از داد تو شادمان *** ز تو داد یابد زمین و زمان
فریدونِ فر�'خ، فرشته نبود *** ز مُشک و ز عنبر سرشته نبود
ز «داد» و «دَهِش» یافت او نیکویی *** تو داد و دهش کن، فریدون تویی

5) خداوند و مردم به هر کسی که مردمدار است درود می فرستند


ز دارنده بر جان آنکس درود *** که از مردمی باشدش تار و پود
تو گر دادگر باشی و پاک دین *** ز هر کس نیابی به جز آفرین
که یزدان پیروزگر یار ماست *** جوانمردی و مردمی کارماست

6) راستی اساس مردمداری است.


سر مایه مردمی راستی است *** ز تاری و کژی بباید گریست
همه راستی باید و مردمی *** ز کژی و آزار خیزد کمی
بیایی بگردی به مرز هروم *** چو با راستی باشی و مردمی
همی مردمی باید و راستی *** ز کژی کمی آید و کاستی

7) برای مردمداری دانش و خرد لازم است


همه مردمی جستی و راستی *** جهانی به دانش بیاراستی
دلش کور باشد سرش بی خرد *** خردمندش از مردمان نشمرد
تو بندیش هشیار و بگشای گوش *** سخن از خردمند مردم نیوش
بدو گفت کای ناکس بی خرد *** ترا مردم از مردمان نشمرد
کسی کو خرد را ندارد ز پیش *** دلش گردد از کرده خویش ریش

8) هرکسی مردمدار باشد بزرگان دوست دارند با او همنشینی کنند.


چو با مردم زفت زفتی کنیم *** همی با خردمند جفتی کنیم
پذیره شدندش بزرگان شهر *** کسی را که از مردمی بود بهر

9) پادشاهان مردمدار به افراد خردمند گوش می کنند.


گشاده زبان مرد بسیار هوش *** بدو داده شاه جهاندار گوش
تو دل را بدین رفته خرسند کن *** همه گوش سوی خردمند کن
تو بندیش هشیار و بگشای گوش *** سخن از خردمند مردم نیوش

10) دل بستن به مال و منال دنیا، ضد مردمداری است.


نباید که مردم فروشی به گنج *** که برکس نماند سرای سپنج
همی مردمی نزد او خوار شد *** دلش برده گنج و دینار شد

11) شهریار باید مواظب باشد که مغز و دل مردم آلوده نشود.


دل و مغز مردم دو شاه تنند *** دگر آلت تن سپاه تنند
چو مغز و دل مردم آلوده گشت *** به نومیدی از رای پالوده گشت.

12) دادگر بایستی برای اینکه مردمدار باشد بر کژکرداران سخت بگیرد.


همه مردمان را به دوزخ بری *** اگر کار بد را تو بد نشمری
گنه کردگان را هراسان کنیم *** ستم دیدگان را تن آسان کنیم
ستمکاره را زنده بر دار کن *** دو پایش ز بر سرنگونسار کن
نگر تا نپیچی سر از دادخواه *** نبخشی ستمکارگان را گناه

13) اگر شهریار دادگر نباشد فلاکت و تباهی جامعه را می گیرد.


چو بیدادگر پادشاهی کند *** جهان پر ز رنج و تباهی کند

14) شهریار بایستی یاور ستمدیدگان باشد.


تو گفتی که من دادگر داورم *** به سختی ستمدیده را یاورم
مکافات کن بدکنش را به خون *** تو باشی ستمدیده را رهنمون
چه گفت آن سخن‌گوی با فر�' و هوش *** چو خسرو شوی بندگی را بکوش

15) پادشاهی کسی دوام نمی آورد اگر مردمداری نکند.


ببخشای بر مردم مستمند *** ز بد دور باش و بترس از گزند
گر ایمن کنی مردمان را بداد *** خود ایمن بخسبی و از داد شاد

16) مردم نبایستی با شهریار دادگر دشمنی کنند.


که هر کس که بر دادگر دشمن است *** نه مردم نژاد است اهریمن است

17) مردمداری کنید چون زندگی این دنیا خیلی کوتاه است.


که گیتی فراوان نماند به کس *** بی آزاری و داد خواهید و بس
جز او را نخواهیم کس پادشا *** اگر دادگر باشد و پارسا

18) پادشاهی که دادگر است نامش می ماند.


اگر دادگر باشی و سرفراز *** نمانی و نامت بماند دراز
تو گر دادگر باشی و پاک دین *** ز هر کس نیابی به جز آفرین
کز آباد کردن جهان شاد کرد *** جهانی به نیکی از او یاد کرد

19) بزرگی و نام نیک رستم از مردمداری او هست.


چنین گفت مر زال را کای پسر *** نگر تا نباشی جز از دادگر
شنیدم همه هرچ رستم بگفت *** بزرگیش با مردمی بود جفت

20) مردمداری مهربانی کردن است نه کینه ورزی. زیرا تندخویی و بداخلاقی ضد مردمداری است.


سر مردمی بردباری بود *** چو تندی کند تن به خواری بود
ورا بازگردان به نیکو سخن *** همه مردمی جوی و تندی مکن
شما مهربانی بافزون کنید *** ز دل کینه و آز بیرون کنید
نگه کن کنون تا چه فرمان دهی **** نیاید ز فرمان تو جز بهی


بطور خلاصه می توان دیدگاه فردوسی درباره مردمداری را چنین بیان کرد:
1. دادگری فرمان خداوند است.
2. پادشاهی که دادگر نباشد اهریمن است.
3. دادگری پادشاه ریشه آبادی جامعه و شادی مردم است.
4. راستی اساس مردمداری است.
5. مردمداری یاری کردن مردم ستمدیده است.
6. برای مردمداری دانش و خرد لازم است.

****

 

 

 

 

 

 

 

   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
   پربیننده ترین مطالب روابط عمومی  

  4 نکته برای شفاف‌سازی انتظارات روابط‌عمومی در ارتباط با مشتریان


  انتصاب مشاور مدیرعامل و مدیر روابط عمومی سازمان انتقال خون ایران


  ویژه‌برنامه بزرگداشت روز جهانی روابط‌عمومی در کلاب‌هاوس "شارا"


  دیدار رئیس انجمن متخصصان روابط‌عمومی با یار قدیمی پدر روابط‌عمومی ایران


  نجف محمودی از فعالان روابط‌عمومی به رحمت ایزدی پیوست


  کسب رتبه برتر روابط عمومی راه و شهرسازی سیستان و بلوچستان در انتشار خبر


  یکشنبه های روابط عمومی منطقه ۲۱ در معاونت مالی و اقتصاد شهری برگزار شد


  انتصاب سرپرست اداره روابط عمومی دانشگاه یاسوج


  رئیس و نایب رئیس هیات مدیره کانون روابط عمومی خانه تئاتر معرفی شدند


  نترسید، هوش مصنوعی کمک می‌کند تا نتایج و پیامدهای روابط‌عمومی و بازده سرمایه‌گذاری برای شما مشخص شود


 
 
 
مقالات
گفتگو
گزارش
آموزش
جهان روابط عمومی
مدیریت
رویدادها
روابط عمومی ایران
کتابخانه
تازه های شبکه
آخرین رویدادها
فن آوری های نو
تبلیغات و بازاریابی
ایده های برتر
بادپخش صوتی
گزارش تصویری
پیشنهادهای کاربران
اخبار بانک و بیمه
نیازمندی ها
خدمات
خبرنگار افتخاری
بخش اعضا
دانلود کتاب
پیوندها
جستجوی پیشرفته
موبایل
آر اس اس
بخشنامه ها
پیشکسوتان
لوح های سپاس
پیام های تسلیت
مناسبت ها
جملات حکیمانه
پایان نامه ها
درباره شارا
تماس با ما
Shara English
Public Relation
Social Media
Marketing
Events
Mobile
Content
Iran Pr
About Us - Contact US - Search
استفاده از مطالب این سایت با درج منبع مجاز است
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شارا است
info@shara.ir
  خبر فوری: روابط‌عمومی و دو رویداد بزرگ ملی و بین‌المللی