شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : اندرزنامه​اي براي حاكمان مملكت
دوشنبه، 21 بهمن 1392 - 10:10 کد خبر:8943
رسائل يا اندرزنامه كه تاريخچه اي كهن دارد، ميراث آن به فرهنگ اسلامي مي رسد، بخش مهمي از ادب پيشينيان را مي سازد و حوزه گسترده اي را دربرمي گيرد.

شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران(شارا)، رسائل يا اندرزنامه كه تاريخچه‌اي كهن دارد، ميراث آن به فرهنگ اسلامي مي‌رسد، بخش مهمي از ادب پيشينيان را مي‌سازد‌ و حوزه گسترده‌اي را دربرمي‌گيرد. شامل: تنظيم زندگي فردي، امورخانوادگي و اجتماعي، تعليم اخلاق و دين و شور سياسي در دادپروري و دولتمداري و حكمراني.​

نخستين اندرزنامه هاي سياسي را بايد «ادب الصغير» و «ادب الكبير» و رساله «الصحابه» ابن مقفع در اوايل عصر عباسي دانست.​ به هرحال انديشمندان ايراني در اين دوره با وجود داشتن ميراث كهن اصول كشورداري و درصورت مهيا بودن شرايط محيطي و مكاني توانايي تكامل آن را نيز در خود مي ديدند. به همين دليل هنگامي كه دستگاه خلافت را از ابتدايي ترين آداب حكومت بي بهره ديدند نه اين كه براي بقاياي فرمانروايي آنها بلكه براي كاهش ستم هاي خلفا و عمال آنها در حق ايرانيان كه در آن زمان موالي خوانده مي شدند و از طرف اعراب تحقير مي شدند، بر آن شدند تا با نگارش نخستين اندرزهاي سياسي خود، حاكمان عرب را به ادب سياسي و شيوه فرمانروايي در حد خود آشنا كنند. شايد اين امر ثمر بخشيده و كمي از مصايب آنها نسبت به ايرانيان كم شود.​

از دوره غزنويان تا اوايل قرن سيزده هجري كه ايران با حمله مداوم قبايل صحراگرد روبه رو بود هميشه خوانين و خواقين غز و سلجوقي و خوارزمشاهي و تيموري و... بودند كه قدرت عاليه را در قبضه خود داشتند نه دانايان و فرهيختگان. اين سلاطين بدوي كه بنياد قدرت خويش را بر ماليات و حقوق سلطاني بنا مي كردند و با هجوم هاي دائم به مناطق مختلف و غارت شهرها و آبادي ها به تحصيل ثروت و مكنت مي پرداختند و چون در حال حركت بودند، دليلي نيز براي انتخاب شهري خاص به عنوان كرسي حكومت خويش نمي ديدند.​ به هرحال گستره حاكميت اين حكام بدوي در ايران هر چند در نظام اجتماعي و در اركان همواره ثابت بود آنچه تغيير مي كرد سيطره طوايف و نام سلسله ها بوده بنابراين با توجه به اين امر هم اقتصاد و هم جامعه، هم فرهنگ و هم مدنيت را بي ثبات مي كرد و همچنين با توجه به اين كه پس از فروپاشي هر قدرت بدوي، جان و مال تمام​ مردم نيز در معرض تهديد قرار مي گرفت. بنابراين در بسياري از اندرزنامه ها از سلطان ظالم در مقابله با آشوب و فروپاشي استقبال مي شد.

به اين ترتيب در تاليف اندرزنامه نويسي اهدافي چند مورد نظر قرار مي گرفت. هدف اوليه اندرزنامه ها سلطنت است. يعني اندرزنامه نويسان براي كم كردن از مصايب خلفا و سلاطين نسبت به رعيت تلاش مي كردند​ تعليم حداقل آداب زندگي و اصول تربيتي و كشورداري را به آنها ياد بدهند. دومين مبحثي كه در اندرزنامه ها به آن توجه مي شد وزارت بود، اندرزنامه نويسان نه تنها وزارت را نياز قطعي دستگاه سلطنت مي شمارند، بلكه مرتبه عقلاني وزير را نيز از حد صاحب مسندي برخوردار از راي و تدبير كه سنگيني بار سلطنت را به دوش مي كشد، ارتقا داده و تاكيد مي كنند ​ وزير بايد فيلسوف و در تمام امور كشورداري برجسته و جامع آداب گوناگون باشد.​

سومين محور اغلب اندرزنامه ها عدالت است؛ گفت وگو از عدالت و ضرورت آراستن شهرياري به زيور عدل را باز هم اندرزنامه نويسان ايران با همان مباني كه از سلطنت مطلوب طرح كرده بودند، آغاز كردند. حكومت قاجاريه بي گمان ماهيت استبدادي داشت اما با دگرگون شدن اوضاع قبلي، بخصوص در دوره ناصري اندرزنامه نويسان اين دوره، نه تنها مفهوم عدالت در معناي عنايت شهريار، هر چه بيشتر به معناي وظيفه او در رعايت حقوق رعيت بر ذمه توسعه يافت، بلكه در تعدادي از اندرزنامه ها، شكل و شيوه اندرز غيرمستقيم، به اندرز خطاب مستقيم تبديل شده و اين بار شخص شاه، نه وزير يا سلطان فرضي و مجهول به صراحت تمام مورد خطاب قرار گرفت.​​

به هر ترتيب ظهور تدريجي نويسندگاني دردمند، ترقي طلب و وطن دوست و مردم خواه در داخل و خارج كشور، باعث شد گرايش به تاليف و نگارش آثار سياسي، اجتماعي و اقتصادي روند گسترش و تكامل خود را ادامه داده و موجب پديد آمدن بيش از دويست رساله و اندرزنامه سياسي شود. اين رسائل عمدتا توسط علما و منورالفكرهاي دوره قاجاري و تعداد بسيار اندكي از آنها توسط تجار تاليف شده اند كه مي توان گفت، رسائل تاليف شده توسط علما هم ناظر به انتقاد از استبداد سياسي و هم ناظر به ضرورت مقابله و ستيز عليه استعمار بود.هدف و آمال همه اين نويسندگان يك چيز بود. يك عده از آنها تحت تاثير انديشه هاي مغرب زمين عمدتا به انتقال انديشه ها و تجارب حكومتي غربي توجه داشتند. عده اي ديگر اندرزنامه نويساني بودند كه با تكيه بر ميراث اندرزنامه نويسان متقدم مي كوشيدند نوسازي سياسي و اجتماعي را مطلوب و آرمان خود را در قالب اندرزهاي سياسي و ارائه الگوهاي شاهان آرماني ارائه كنند و عده كمي از آنها به تلفيق آموزه هاي مغرب و سنت حكومتي و تفكر سياسي متقدمان جامعه ايران و اصالت هاي ملي و اعتقادي ايران زمين تاكيد مي كردند و نسبت به انديشه انحطاط طلبي نويسندگان غرب گرا منتقد بودند. ​​

از دلايلي كه باعث شده رسائل عصر قاجار در زمره اندرزنامه نويسي جاي داده شود يكي آن است كه مخاطب بسياري از آنها، همچون متون پيشينيان، اول شخص كشور است. از ديگر وجوه تشابه تقسيم بندي مردمان است به گروه هاي مختلف بسته به شغل كه در اندرزنامه نويسي سنتي ديرينه دارد و ردپاي آن را تا دوران ماقبل اسلامي ايران نيز مي توان دنبال كرد. در عهد اردشير، طبقات اجتماعي به چهار گروه نظاميان، دينداران، منجمان و پزشكان و دهقانان و صنعتگران و تجار تقسيم مي شدند.از ديگر وجوه تشابه لزوم رعايت عدالت است كه هرچند تعاريف متفاوتي اختيار مي كند اما هيچ وقت غايب نيست. خواجه نظام الملك بر اين نظر است كه «مُلك با كفر بپايد و با ستم نپايد.»​​ و اخلاق ناصري بر پادشاه واجب مي داند «كه در حال رعيت نظر كند و بر حفظ قوانين معدلت توفر نمايد، چه قوام مملكت به معدلت بود.»​​ از ديگر مضامين تكراري در اندرزنامه هاي عصر قاجار كه امتداد همان سنت گذشته است مبحث آباداني است. آباداني گاه غايت نهايي مُلكداري است و گاه مقدمه اي لازم براي بقاي پادشاهي؛ گاه نماد رعايت دين و عدالت است و گاه ابزاري براي حفظ آن.

منبع: جام جم