شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : مديريت دانش در روابط عمومي
دوشنبه، 11 آذر 1392 - 15:07 کد خبر:7595
مديريت دانش، كاملاً يك مفهوم و روش جديد مديريت را معرفي مي كند كه در حوزه روابط عمومي به دليل نياز فراوان به دانش به شدت مورد نياز است. اين مفهوم بر تبديل موهبت هاي عقلاني كارگزاران روابط عمومي و سازماندهي نيروهاي سودمند دروني اعضاء روابط عمومي – نيروي رقابت و ارزش جديد- عمل مي كند.

شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا)- مديريت دانش، مديريت دانايي يا مديريت اندوخته‌هاي علمي در روابط عمومي به معناي در دسترس قرار دادن نظام‌مند اطلاعات و اندوخته‌هاي علمي است، به گونه‌اي كه به هنگام نياز در اختيار كارگزارن روابط عمومي قرار گيرد تا آنها بتوانند در فعاليت هاي روزمره خود كه به طرز شگفت انگيزي به دانش وابسته شده از آن استفاده كنند. مديريت دانش شامل يك سري استراتژي و راهكاربراي شناسايي، ايجاد، نمايندگي، پخش و تطبيق بينش ها و تجارب در روابط عمومي مي باشد.


برنامه اجرايي مديريت اندوخته‌هاي علمي بر اين دو جزء اصلي بنا مي‌شود:
1. فرآيندهايي كه اين اندوخته‌ها را مديريت مي‌كنند،
2. ابزار و تمهيداتي كه دسترسي به اين سرمايه‌هاي علمي را آسان مي‌كنند.


مديريت دانش، كاملاً يك مفهوم و روش جديد مديريت را معرفي مي كند كه در حوزه روابط عمومي به دليل نياز فراوان به دانش به شدت مورد نياز است. اين مفهوم بر تبديل موهبتهاي عقلاني كارگزاران روابط عمومي و سازماندهي نيروهاي سودمند دروني اعضاء روابط عمومي – نيروي رقابت و ارزش جديد- عمل مي كند. مديريت دانش بر پيوند اطلاعات با اطلاعات، اطلاعات با فعاليت‌ها و اطلاعات با فرد- براي تحقق اشتراك دانش (از قبيل دانش ضمني و دانش صريح) توجه دارد. و با مديريت اطلاعات كاملا متفاوت است. كاركردهاي سنتي آرشيو روابط عمومي؛ گردآوري، پردازش، اشاعه، ذخيره سازي، بهره برداري از اطلاعات مدرك به منظور فراهم آوردن خدمت براي جامعه بوده است.


در قرن بيست و يكم آرشيو روابط عمومي بطور اجتناب ناپذيري با موضوع جديد مديريت دانش مواجه خواهند بود. مديريت دانش در آرشيو روابط عمومي مي بايد بر پژوهش و توسعه دانش، ايجاد پايگاه دانش، مبادله و اشتراك دانش بين كاركنان روابط عمومي، آموزش كاركنان كتابخانه، تسريع پردازش صريح از دانش غير صريح و تحقق اشتراك آن تمركز كنند.
تعريف مديريت دانش: مديريت دانش رويكرد نظام مند يافتن، درك كردن و استفاده از دانش براي دستيابي به اهداف سازماني است و از طريق كاهش زمان و هزينه آزمايش و خطا يا تكرار، ايجاد ارزش مي‌كند.

• مفهوم مديريت دانش
مديريت دانش طيف وسيعي از فعاليت ها است كه براي مديريت، مبادله، خلق يا ارتقاي سرمايه‌هاي فكري در سطح كلان به كار مي‌رود. مديريت دانش طراحي هوشمندانه فرايندها، ابزار، ساختار و غيره با قصد افزايش، نوسازي، اشتراك يا بهبود استفاده از دانش است كه در هر كدام از سه عنصر سرمايه فكري يعني ساختاري، انساني و اجتماعي نمايان مي‌شود. مديريت دانش فرايندي است كه به سازمان ها كمك مي‌كند تا اطلاعات و مهارت هاي مهم را كه بعنوان حافظه سازماني محسوب مي‌شود و به طور معمول به صورت سازماندهي نشده وجود دارند، شناسايي، انتخاب، سازماندهي و منتشر نمايند و اين يكي از وظايف روابط عمومي است. اين امر مديريت سازمانها را براي حل مسائل يادگيري، برنامه ريزي استراتژيي و تصميم گيريهاي پويا به صورت كارا و موثر قادر مي‌سازد.


علل پيدايش مديريت دانش:
۱- دگرگوني مدل كسب و كار صنعتي كه سرمايه‌هاي يك سازمان اساسا سرمايه‌هاي قابل لمس و مالي بودند (امكانات توليد، ماشين، زمين و غيره) به سمت سازمانهايي كه دارايي اصلي آنها غيرقابل لمس بوده و با دانش، خبرگي، توانايي و مديريت براي خلاق سازي كاركنان آنها گره خورده‌است.


۲- افزايش فوق العاده حجم اطلاعات، ذخيره الكترونيكي آن و افزايش دسترسي به اطلاعات به طور كلي ارزش دانش را افزوده است؛ زيرا فقط از طريق دانش است كه اين اطلاعات ارزش پيدا مي‌كند، دانش همچنين ارزش بالايي پيدا مي‌كند. زيرا به اقدام نزديك تر است. اطلاعات به خودي خود تصميم ايجاد نمي‌كند، بلكه تبديل اطلاعات به دانش مبتني بر انسان‌ها است كه به تصميم و بنابراين به اقدام مي‌انجامد.


۳- تغيير هرم سني جمعيت و ويژگيهاي جمعيت شناختي كه فقط در منابع كمي به آن اشاره شده‌است. بسياري از سازمان ها دريافته‌اند كه حجم زيادي از دانش مهم آنها در آستانه بازنشستگي است. اين آگاهي فزاينده وجود دارد كه اگر اندازه گيري و اقدام مناسب انجام نشود، قسمت عمده اين دانش و خبرگي حياتي به سادگي از سازمان خارج مي‌شود.


۴- تخصصي تر شدن فعاليت ها نيز ممكن است خطر از دست رفتن دانش سازماني و خبرگي به واسطه انتقال يا اخراج كاركنان را بهمراه داشته باشد.
در بدو امر به مديريت دانش فقط از بعد فن آوري نگاه مي‌شد و آن را يك فناوري مي‌پنداشتند. اما به تدريج سازمانها دريافتند كه براي استفاده واقعي از مهارت كاركنان، چيزي ماوراي مديريت اطلاعات موردنياز است. انسانها در مقابل بعد فناوري و الكترونيكي، در مركز توسعه، اجرا و موفقيت مديريت دانش قرار مي‌گيرند و همين عامل انساني وجه تمايز مديريت دانش از مفاهيم مشابهي چون مديريت اطلاعات است.


استراتژي هاي مديريت دانش

مديريت كلان جهت كارآمدي زيرسيستم‌هاي خود مي‌بايست ماهيت، اصول و ابعاد مديريت دانش را بشناسد. استراتژيهايي كه ماهيت و توانايي متفاوت مديران را منعكس مي‌نمايد عبارتنداز:
۱- استراتژي دانش بعنوان استراتژي كسب وكار كه روشي جامع و با وسعت سازماني براي مديريت دانش است، كه بيشتر بعنوان يك محصول در نظر گرفته مي‌شود.
۲- استراتژي مديريت سرمايه‌هاي فكري كه بر بكارگيري و ارتقاي سرمايه‌هايي كه از قبل در سازمان وجود دارند، تاكيد دارد.
۳- استراتژي مسئوليت براي سرمايه دانش فردي كه از كاركنان حمايت و آنها را ترغيب مي‌كند تا مهارت‌ها و دانش خود را توسعه دهند و دانش خود را با يكديگر درميان گذارند.
۴- استراتژي خلق دانش كه بر نوآوري و آفرينش دانش جديد از طريق واحدهاي تحقيق و توسعه تاكيد مي‌كند.
۵- استراتژي انتقال دانش كه بعنوان بهنرين فعاليت در بهبود كيفيت امور و كارايي سازمان مورد توجه قرار گرفته‌است.
۶- استراتژي دانش مشتري- محور كه با هدف درك ارباب رجوع و نيازهاي آنها بكار گرفته مي‌شود تا خواسته آنها به دقت فراهم شود.


• دانش صريح و ضمني
تحقيقات بسياري نشان مي‌دهد كه تنها 20 درصد  دانايي آشكار و واضح (Explicit) و 80 درصد مابقي تلويحي و نهفته (Tacit or implicit) است. مفاهيم مربوط به اين دو نوع دانايي و صفات و ويژگي هاي آ نها را در تعاريف زير بهتر مي‌توان دريافت:


• دانش صريح
دانايي است كه وضوح كافي براي درك آن وجود دارد. داناي صريح، دانايي است كه قابل كد شدن است. منظور از كد، هر گونه كد، اعم از كد نوشتاري، گفتاري، رفتاري و... است. مصاديق اين نوع از دانايي، كتاب، مقاله، سخنراني، روشهاي مدون سازماني و ساير مستندات مشابه، مي‌باشد


• دانش ضمني
چنين دانايي به سه دليل از شفافيت و وضوح كافي برخوردار نيست:
توانايي تشريح و تعريف دانايي وجود دارد ولي هنوز به عنوان يك دانايي عرضه و معرفي نشده‌است.
توانايي تشريح و تعريف وجود دارد، اما اراده و قصد آن وجود ندارد.


توانايي تشريح دانايي وجود ندارد.
معمولاً بايد اين نوع دانايي را در درون اذهان انسان‌ها، رويه‌هاي سازمان، و نيز در اندوخته‌هاي فرهنگي جوامع گوناگون مستتر يافت. هرچند كه مديريت دانايي ضمني، به مراتب مشكل‌تر از دانايي آشكار است، اما ارزش آن در كسب مزيت رقابتي در سازمان، بيشتر مي‌باشد.


در واقع روابط عمومي در مجموع به دو طريق مي تواند از مديريت دانش بهره برداري كند:
1. با استفاده از دانش ضمني كاركنان روابط عمومي كه امروزه مي توان آن را در اطلاعات منتشر شده در وبلاگ ها، پادكست ها و تالارهاي گفتگوي شبكه هاي اجتماعي آنها پيدا كرد.
2. طبقه بندي دانش محض به صورت پايگاه داده كه بتوان در صورت لزوم با تايپ يك كلمه كليدي به محتواي مورد نياز دست يافت.
علاوه بر اين بايد به خاطر داشت كه مديريت دانش، حوزه اي رو به گسترش است و استفاده بهينه از آن مي تواند در وقت و هزينه به شدت صرفه جويي كرده و باعث افزايش كارايي شود.


منبع مرجع: شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا)