شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : چرا انتخاب استراتژي بازاريابي مناسب مهم است؟
جمعه، 29 اردیبهشت 1391 - 15:07 کد خبر:648
استراتژي عبارت است از الگو يا طرحي هدفمند كه اهداف،سياست ها و زنجيره هاي عملياتي يك سازمان را در قالب يك كل به هم پيوسته با يكديگر تركيب مي كند.


 

 چكيده

بازاريابي يك عمل بحراني است كه به شركت ها در مراحل بقاي آنها كمك مي كند. در دو دهه گذشته فرض غالب در دنياي تجارت بر اين اساس بوده است كه توجه به نقش بازاريابي در فرايند مديريتي ،معطوف به فهميدن نقش مهم بازاريابي در شركت كردن كمپاني ها در يك رقابت موثر و مفيد است. اينكه فعاليت بازارابي بايد در مراحل ابتدايي از طريق فرايند هاي مديريتي آغاز شود ،به يك باور عميق تبديل شده است. براي دنبال كردن همزمان سود و منفعت ،تصميم گيرندگان بايد از استراتژي هاي بازاريابي گوناگون منطقي و كنترل فرايند در يك مجموعه متفاوت از واحد هاي عملياتي ،دلالت مي كند.

علاوه بر اين استفاده از تكنولوژي براي تغيير دادن شرايط رقابتي موجب پيچيده تر شدن فعاليت هاي بازاريابي به عنوان يك فعاليت بحراني شده است.همچنين بازاريابان بايد در فرايند طراحي برنامه ها و تدوين استرتتژي بازاريابي مناسب به فاكتور ها ومعيارهاي چند گانه اي كه ناشي از نوع محصول يا طبقه آن،نوع بازار و وسعت آن، فعاليت هاي رقبا و شرايط مالي و محيط داخلي شركت است،توجه ويژه داشته باشند همين امر انتخاب استراتژي را براي بازاريابي به يك امر مهم و تاثير گذار تبديل كرده است.

در اين تحقيق سعي شده است تا با تبيين اين استراتژي ها توضيح داده شود و سپس با چند مثال چند راه را كه مي توان با آن استراتژي ها را انتخاب كرد نشان دهيم.

 

 

 

مقدمه

استراتژي يك برنامه واحد،همه جانبه و تلفيقي است كه محاسن يا نقاط قوط اصلي سازمان را با عوامل و تغييرات محيط مربوط مي سازد و به نحوي طراحي شده است كه با اجراي صحيح آن از دست يابي به اهداف اصلي سازمان اطمينان حاصل مي شود.

در فرهنگ عميد استراتژي را به معني علم اداره كردن عمليات و حركت ارتش در جنگ آورده شده است. آندره بوفر استراتژي را اساس و اصول راهنما،فلسفه و انديشه عملي و تجربي تعريف كرده است.

كوئين مي گويد:”استراتژي عبارت است از الگو يا طرحي هدفمند كه اهداف،سياست ها و زنجيره هاي عملياتي يك سازمان را در قالب يك كل به هم پيوسته با يكديگر تركيب مي كند.”

اگر استراتژي به درستي تنظيم شده باشد،در تخصيص و هدايت منابع سازماني به صورت يگانه و بالنده و بر پايه توانمندي ها و نارسايي هاي نسبس درون سازمان ،دگرگوني هاي محيطي پيش بيني شده و حركت هاي اقتضايي در مقابل رقباي هوشمند موثر خواهد بود و در حقيقت استراتژي با نگاه به تحولات محيطي تنظيم و اجرا مي گردد. فهميدن استراتژي و اثر بخشي يك موسسه كار ساده اي نيست. بايد دانست موسسه چكونه شكل گرفته و با تهديدات و فرصت ها چگونه برخورد نموده است. صرف نظر از اينكه سازمان به صورت يك ارگانيزم در ارتباط متقابل با عوامل مختلف دروني و بيروني است، به اين علت كه در آن به طور مداوم تصميماتي در مورد آينده اتخاذ ميشود،عدم اطمينان و پيش بيني آينده صعوبت كار را افزايش مي دهد.