شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : ميراث كرونا بر ذهن فرزندان ما
شنبه، 5 فروردین 1402 - 12:17 کد خبر:51776
جبهه گيري قالب مسئولان ما در برابر پديده هاي اجتماعي نظير ويدئو، ماهواره، وايبر و ... از ابتدا حذف و ممنوعيت بود، اما گويا ديگر زمان سانسور و مقابله به سر آمده و بايستي متفكرانه و با برنامه ريزي به پيش رفت.


 شبكه اطلاع‌رساني روابط‌عمومي ايران (شارا) || كرونا علاوه بر آسيب هاي رواني و جسمي كه بر كشور ما وارد آورد، تاثيرات شگرفي در عرصه فرهنگي به جا گذاشت.
 
 ورود انبوه دانش آموزان به شبكه هاي مجازي كه در ظاهر صرفا براي آموزش در شبكه شاد بود، اما چشمان آنان را نسبت به بسياري از مسائل اجتماعي باز كرد.
 
 اين ورود تقريبا كنترل نشده دانش آموزان به شبكه هاي اجتماعي، آنان را متفاوت تر از نسل قبل و مشخصا والدين آنان بار آورد.
 
 ظاهرا اتفاق خاصي در عرصه اجتماعي به غير از تعداد فوتي ها و ابتلاها رخ نداد، اما انقلاب عظيمي در نحوه جامعه پذيري دانش آموزان رخ داد.
 
 در آن ايام كه جامعه و والدين درگير حفظ خانواده و خويشتن از آسيب هاي كرونا بودند، اين حركت فراگير مجازي، زير پوست شهر ريشه دوانيده و وارد ذهن و انديشه و زندگي دانش آموزان شد.
 
 دانش آموزان از آسيب
كرونا مصون ماندند اما گرفتار و مبتلاي پديده جديدي بنام "شبكه هاي مجازي" شدند.
 
 اين تاثير و تاثرات فكري رواني جسمي و اجتماعي، هم آسيب هاي متعدد بر فرزندان ما وارد آورد و هم دنياي جديدي در برابر ديدگان آنان فراهم ساخت و در كنار آن استعدادهاي گوناگون سر برآوردند و جريان آموزشي جامعه، ناچار به سمتي حركت كرد كه از منع كردن گوشي، به آموزش مهارت هاي نوين نظير اسكرچ و اينشات و ... حركت كرد.
 
 والدين ما امروز با اتفاقات جديدي در خانواده خود مواجهند. از طرفي درگير آسيب هاي جسماني ناشي از استفاده طولاني مدت فرزندان از گوشي هستند و از طرفي با ضرورت‌هاي آموزش فضاي مجازي و نرم افزارهاي مفيد آموزشي و راحتي در يادگيري و زندگي و آگاهي فرزندان.
 
 دانش آموزان دهه هاي گذشته كتاب مي خواندند و فهم آنان اگرچه كمتر اما عميق تر بود اما نسل امروز، با اقيانوسي از اطلاعات به عمق چند سانتيمتر مواجهند.
 
 اما اين اقيانوس اطلاعات و يا بهتر بگوييم داده هاي فراوان، با ذهن فرزندان ما چه مي كند؟
 آيا فهم و مواجهه با انبوه اين داده ها ضرورتي دارد؟
 و اين ابتلاي عظيم سرطان مجازي كه همچون متاستاز، ذهن و روان كودكان و نوجوانان را دربرگرفته و بعد از كرونا همچنان ماندگار شده و التيام نيافته، چه آينده اي براي ما رقم خواهد زد؟
 
 آيا بستن فضاي مجازي مي تواند راه حل مناسبي باشد؟ كنترل دانش آموزان تا چه حدي امكان پذير است؟
 
 واقعيت اين است كه والدين در اين نبرد فضاي مجازي، از قبل باخته و عقب هستند. و البته اين امر، واقعيتي طبيعي و بديهي است.
 
 هجوم فراوان اطلاعات در جامعه اطلاعاتي، واقعيتي انكارناپذير است اما وظيفه والدين بسيار خطير و ظريف تر شده است.
 
 بسته به نوع نگاه ما فضاي مجازي مي تواند هم مخرب باشد و هم مقوم.
 
 ما در برابر اين سيل عظيم و بنيان كن، چاره اي جز تسليم نداريم اما بايست مراقب باشيم كه حاصل آن به جاي آسيب جسمي، مهارت آموزي و وسعت آگاهي باشد.
 
 تلاش بسياري صورت مي گيرد تا پاسخي براي "چه بايد كرد؟" والدين در برابر اين سيل فراگير پيدا شود اما واقعيت اين است كه پاسخ قطعي و محكم وجود ندارد. مقابله با آن امكان‌پذير نيست اما شرايط استفاده بهينه را مي توان فراهم كرد.
 
 اين فرزند ناخلف كرونا و حاصل هجوم فراگير اين ويروس ۲۰۱۹ با وجود ريشه كني و شايد كاهش تعداد مبتلايان كرونا، اما خود ريشه كن نشد و تبعاتش پا برجا ماند.
 
 ما در جريان فوت مرحوم مرتضي پاشايي و واكنش هاي نسل جوان دچار شوك شده بوديم احتمالا اين دومين شوك ما بعد از فوت پاشايي است كه شاهد چنين جنبشي از نسل جوان و نوجوان در جامعه هستيم كه تعجب صاحبنظران را به خود معطوف داشته است.
 
 جبهه گيري قالب مسئولان ما در برابر پديده هاي اجتماعي نظير ويدئو، ماهواره، وايبر و ... از ابتدا حذف و ممنوعيت بود، اما گويا ديگر زمان سانسور و مقابله به سر آمده و بايستي متفكرانه و با برنامه ريزي به پيش رفت.