شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : نشانه‌ هاي فرهنگ بد شركت‌ها
جمعه، 22 شهریور 1392 - 21:37 کد خبر:5155
شما نمي‌توانيد چيزي را كه نداريد از دست بدهيد؛ براي بيشتر بنگاه‌هاي تازه تاسيس، عقايد و رفتارهايي كه «فرهنگ» را ايجاد مي‌كنند در همان روز اول و اغلب بدون تلاش آگاهانه‌اي، شكل مي‌گيرند.

شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران(شارا)- شاخص‌هاي سلامت محيط كار و تحقيقاتي كه «فرهنگ» سازماني را در هسته پاسخگويي به اينكه چرا استعدادها در سازمان‌ها جذب يا دفع مي‌شوند قرار مي‌دهند، بسيار زيادند. اما شما نمي‌توانيد چيزي را كه نداريد از دست بدهيد؛ براي بيشتر بنگاه‌هاي تازه تاسيس، عقايد و رفتارهايي كه «فرهنگ» را ايجاد مي‌كنند در همان روز اول و اغلب بدون تلاش آگاهانه‌اي، شكل مي‌گيرند.
 

 وقتي چشم‌‌انداز اين موضوع را بررسي مي‌كنيد، با شركت‌هاي بزرگي مواجه مي‌شويد كه نمونه‌هاي بارز فرهنگي غني هستند: انعطاف‌پذيري ساعات كاري شركت گوگل، خدمات به مشتري زاپوس و طراحي‌هاي خاص دفتر كار شركت فب (Fab). اما چرا مايكروسافت و ياهو را نمي‌توان در اين زمينه نام برد؟ اين دو شركت مزيت‌هاي مشابهي با شركت‌هاي نام‌برده دارند و نسبتا به طور مشابه براي كارمندان و خدمات خود هزينه، مي‌كنند. چرا برخي بنگاه‌هاي تازه‌تاسيس در رقابت به عنوان بهترين محيط‌هاي كاري در صدر قرار مي‌گيرند، در حالي كه ديگر بنگاه‌ها به‌رغم زمان، انرژي و تلاش يكساني كه صرف مي‌كنند، روند نزولي دارند؟ 

من به همراه تيم مديريتي‌ام، به جاي زير نظر گرفتن بهترين عملكردها، سعي كرديم از انجام برخي اقداماتي كه از تجربياتمان در شركت‌هاي بزرگ و كوچك جمع‌آوري كرده بوديم، خودداري كنيم؛ شركت‌هايي مانند مايكروسافت، گوگل، دلويت، گوددي (GoDaddy)، اكتيو نت‌ورك 

(Active Network)، تريوا (Thriva)، اكس‌پديا (Expedia) و چند شركت ديگر كه همه آنها از نظر فرهنگي جايگاه‌هاي كاملا متفاوتي دارند. به طور خلاصه، براي ايجاد فرهنگ درست در شركت جديدمان، تصميم گرفتيم ابتدا بررسي كنيم كه چرا برخي از شركت‌ها فرهنگ بدي دارند. بر اين اساس به اين نتيجه رسيديم كه نشانه‌هاي فرهنگ بد عبارتند از:


1) درگير شدن در شايعه‌پراكني‌ها 

سروكار داشتن با افرادي كه شايعه درست مي‌كنند، مخرب‌تر از آنهايي است كه نادان هستند. شايعه‌پراكني در محيط كار در تضاد با شفافيت و تعامل است، حتي اگر شايعه درست كردن از روي بدخواهي نباشد، اما فرهنگ و انرژي يك سازمان را در طول زمان تخريب مي‌كند. در اين صورت، به جاي ايجاد روابطي مبتني بر اهداف و شايستگي‌ها، كارمندان ترجيح مي‌دهند با تشكيل گروه‌هايي به صحبت‌هاي زائد بپردازند. 


2) عادات بد تيم مديريتي

فرهنگ، درست مثل تربيت كردن كودك يك ميراث قاعده‌اي است. كودكان هر چقدر هم بخواهند متفاوت باشند، اما باز هم مثل والدينشان به مسائل نگاه  و عمل مي‌كنند. اين مساله در مورد سازمان شما هم صدق مي‌كند. مديريت شما بهترين شاخص براي كل سازمان است و بنابراين شاخص رفتار بد، موجب نامنظمي و عدم همكاري كارمندان مي‌شود. 

 

3) مديراني كه دست به سياه و سفيد نمي‌زنند

وقتي مديران تمايل ندارند خودشان دست به كاري بزنند يا با كارمندان سطوح پايين‌تر و در نتيجه با مشتري در ارتباط باشند، در واقع كمكي به شركت شما نمي‌كنند و فرهنگ سازماني بدي به وجود مي‌آيد.

 

4) رقابت كارمندان با هم 

رقابت خيلي خوب و حتي لازم است. اما من معتقدم هر كس بايد با خودش رقابت كند. رقابت درون سازماني ضروري نيست. وقتي كارمندان به جاي اينكه با نيروهاي شركت‌هاي ديگر رقابت كنند، بيشتر وقت خود را صرف رقابت با يكديگر مي‌كنند، فرهنگ مخربي در سازمان به وجود مي‌آيد. 

 

5) عدم همكاري و تعامل 

در يك شركت، به خصوص در يك بنگاه تازه‌تاسيس، افراد مجبورند زياد كار كنند و به طور مشترك در موقعيت‌هاي سختي قرار مي‌گيرند كه بايد آنها را پشت سر بگذارند. اين شرايط به طور طبيعي روابط بين افراد را ارتقا مي‌دهد؛ البته اگر رابطه‌اي وجود داشته باشد. شركت‌هايي كه براي تيم‌سازي يا ارتقاي روابط كارمندان در خارج از محيط كار وقت نمي‌گذارند، با خطر از دست دادن نيروهاي بااستعداد خود روبه‌رو هستند. 

 

6) نبود روحيه سازماني

كارمندان بايد هر روز با هيجان بيشتري نسبت به روز قبل به سر كار بيايند. آنها بايد درك واحدي از ارزش‌هاي كليدي سازمان كه در تصميم‌گيري‌ها به كار مي‌رود، داشته باشند. در مورد ماموريت شركت بايد علاقه و باور عميقي وجود داشته باشد تا رضايت مشتري جلب شود و اين چرخه تكرار شود. لحظه‌اي كه يك كارمند اعتقاد خود را به شركت و حس غرور از اهميت كاري كه انجام مي‌دهد از دست بدهد، قلعه شما فرومي‌ريزد. 

فرهنگ به خودآگاه ذهن انسان مربوط است و مي‌توان از به زشتي گراييدن آن جلوگيري كرد.    

منبع: Fast Company

 منبع: روزنامه دنياي اقتصاد