شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : شش اصل كليدي مديريت پروژه براي درست كردن وجهه مثبت
سه شنبه، 7 تیر 1401 - 10:33 کد خبر:49889
شايد ميان تصوير شما از خودتان و تصوير ديگران از شما، شكاف عميقي وجود داشته باشد. او مي‌‌گويد: بارها از خود بپرسيد كه من از بيرون چطور ديده مي‌‌شوم؟ خودم دوست دارم از نگاه ديگران، چه شكلي ديده شوم؟ اگر بتوانيد اين دو را با يكديگر همسو كنيد، گام مهمي در راستاي برندسازي شخصي برداشته‌ايد.



شبكه اطلاع‌رساني روابط‌عمومي ايران (شارا)-|| «اگر سه نفر شما را اسب خطاب كردند، برويد و يك زين بخريد.» اين يك ضرب‌‌المثل مجارستاني است كه دوري كلارك آن را بر سر زبان‌ها انداخت. كلارك، نويسنده و مشاور بازاريابي استراتژيك است و البته «كارشناس برندسازي شخصي». او سال‌هاست كه در زمينه وجهه حرفه‌‌اي و برداشت ديگران، تحقيق مي‌كند و به افراد نيز مشاوره مي‌دهد. به اعتقاد او، راز موفقيت حرفه‌‌اي در عصر حاضر، متمايز بودن از ديگران و به زبان حرفه‌‌اي، برندسازي شخصي است.

چند سال است كه عبارت «برند شخصي» به يكي از سوژه‌‌هاي جذاب حوزه كسب و كار تبديل شده است. مقالات بسياري در اين‌باره نوشته شده و ده‌‌ها كتاب نيز منتشر شده. اما برند شخصي به چه معناست؟ چرا مهم است؟ بهترين روش براي برندسازي شخصي چيست؟ به بيان ساده، برند شخصي، وجهه شما در محيط حرفه‌‌اي است. شما سال‌ها تلاش كرده‌‌ايد براي خودتان وجهه و اعتباري دست و پا كنيد. وقتي اتاق را ترك مي‌‌كنيد، مي‌‌دانيد ديگران درباره‌‌ شما چه مي‌‌گويند: «او يك بازارياب خلاق است» يا «فلاني، يك وكيل كاركشته است» يا «او همه چيز را درباره بازار صادرات فلان كشور مي‌‌داند.»

 

ديگران شما را با اين مشخصات مي‌‌شناسند. اما اين تنها مزيت برند شخصي نيست. طبق نظر دوري كلارك، در دنياي شلوغ و پر همهمه امروز كه رقابت در آن به شدت تنگاتنگ است، اگر كارشناس يك حوزه بخواهد از ديگران متمايز شود يا اصطلاحا «به چشم بيايد» تنها راهش اين است مديريت وجهه و برندسازي شخصي را ياد بگيرد. او مي‌‌گويد: «برند شخصي شما مثل كارت ويزيتتان است.» او طي سال‌هاي اخير، بارها ناچار شده به دلايل مختلفي مثل از دست دادن شغلش، برند شخصي خود را بازبيني و دوباره تعريف كند. از گزارشگر گرفته تا كارشناس كمپين‌‌هاي سياسي، استاد دانشگاه و نويسنده مستقل.

 

همين باعث شد او به حوزه برندسازي شخصي علاقه‌‌مند شود و نهايتا دو كتاب در اين‌باره بنويسد. او معتقد است كه در بازار متغير امروز، همه ما بايد برندسازي شخصي را بلد باشيم و بتوانيم در صورت نياز، آن را بازتعريف كنيم. او مي‌‌گويد ميان درك ما از خودمان و نگاه ديگران نسبت به ما ممكن است شكاف وجود داشته باشد. پس بايد همواره، نظرات ديگران نسبت به خودمان را زير نظر داشته باشيم. او با اشاره به اين ضرب‌‌المثل مجارستاني «اگر سه نفر شما را اسب خطاب كردند، برويد و يك زين بخريد» تاكيد مي‌كند كه اگر چند نفر، نظري يكسان درباره شما داشتند، بايد لحظه‌‌اي مكث كنيد.

 

شايد ميان تصوير شما از خودتان و تصوير ديگران از شما، شكاف عميقي وجود داشته باشد. او مي‌‌گويد: «بارها از خود بپرسيد كه من از بيرون چطور ديده مي‌‌شوم؟ خودم دوست دارم از نگاه ديگران، چه شكلي ديده شوم؟ اگر بتوانيد اين دو را با يكديگر همسو كنيد، گام مهمي در راستاي برندسازي شخصي برداشته‌ايد.» كلارك كه سال‌ها درباره برندسازي شخصي تحقيق و فعاليت كرده، اخيرا در مقاله‌‌اي، از يك روش جديد برندسازي شخصي پرده برداشته كه كار را براي كساني كه قصد برندسازي يا بازتعريف برند خود را دارند، آسان مي‌كند. او مي‌‌گويد: «به برندسازي شخصي به چشم يك پروژه نگاه كنيد.»


برند شخصي، ضامن امنيت شغلي

امروز، اكثر افراد حرفه‌‌اي مي‌‌دانند داشتن يك برند شخصي چقدر ارزشمند است. به هر حال، اگر نام شما در سازمان، با يكسري مفاهيم يا نقاط قوت يا ويژگي‌‌ها يا نظرات گره نخورده باشد، احتمالا در سازمانتان نامرئي هستيد. شايد الان در اين جايگاه با اين مشكلي نداشته باشيد اما اگر بخواهيد پيشرفت كنيد، بايد خود را به نوعي از ديگران متمايز كنيد. اگر يك برند شخصي قدرتمند داشته باشيد، مردم معمولا فرصت‌‌هاي جديد را به شما پيشنهاد مي‌كنند يا دوست دارند با شما كار كنند. يك برند شخصي قدرتمند، مثل بيمه‌‌اي است كه به شما امنيت شغلي مي‌دهد.

اما بسياري از ما آنقدر مشغله داريم كه نمي‌توانيم به شكلي جدي و مداوم به ايجاد يك برند شخصي قدرتمند فكر كنيم يا روي آن تمركز داشته باشيم، حتي اگر بدانيم كه چنين اقدامي در بلندمدت به نفعمان است. وقتي كلي كار روي سرمان ريخته، جلسات، ايميل‌‌ها و ساير وظايف وقتمان را پر كرده، چطور مي‌توانيم زمان پيدا كنيم تا در اين زمينه بسيار مهم، پيشرفت حاصل كنيم؟

يكي از روش‌هاي ايجاد برند شخصي قدرتمند، استفاده از اصول مديريت پروژه است. بايد كاري كنيد كه ديگران، شما را به واسطه تخصصتان بشناسند. ما با اتكا به تحقيقات دوري كلارك در رابطه با بازآفريني برند شخصي و سابقه كار آنتونيو رودريگز در مديريت پروژه، چارچوبي طراحي كرديم كه به كساني كه در ابتداي اين مسير هستند، كمك مي‌كند. البته تمام عناصر مديريت پروژه به صورت تمام و كمال در برندسازي شخصي به كار نمي‌‌روند. مثلا در برندسازي شخصي، «اسپانسر پروژه» شما تقريبا هميشه خودتان هستيد. اما در اينجا به شش اصل كليدي مديريت پروژه اشاره مي‌‌كنيم كه احتمال موفقيت شما در برندسازي شخصي را دوچندان مي‌كند، حتي با وجود حجم بالاي حواس‌‌پرتي‌‌ها و مشغله‌‌هايي كه حرفه‌‌اي‌‌ها هر روز تجربه مي‌كنند.


۱- هدف خود را شناسايي كنيد

ايجاد و اصلاح برند شخصي، هم زمانبراست و هم هيچ‌وقت يك مساله فوري نيست. پس با خودت مي‌‌گويي چرا به خودمان زحمت دهيم؟ مهم است كه قبل از شروع كار، هدف خود را شفاف مشخص كنيد وگرنه، وقتي از نظر زماني در تنگنا قرار مي‌‌گيريد و وقتتان محدود مي‌شود، انگيزه‌‌تان به مرور كمتر و كمتر خواهد شد. يك روش ساده براي يافتن هدف پروژه برند شخصي اين است كه بارها اين سوال را از خود بپرسيد: «چرا اين پروژه را انجام مي‌‌دهم؟» جواب ممكن است اين باشد: «تا به واسطه تخصصم، مرا بشناسند.» سپس از خود بپرسيد: «چرا مي‌‌خواهي ديگران تو را به واسطه تخصصت بشناسند؟» ممكن است اين‌طور جواب دهيد: «تا تاثير بيشتري در حوزه فروش داشته باشم.» سپس دوباره بپرسيد چرا؟ جواب‌‌هاي مختلفي براي اين سوال وجود دارد، از تامين هزينه‌‌هاي خانواده تا رساندن كالا يا خدمات شركت به دست افراد بيشتر. هيچ جواب غلطي وجود ندارد اما بايد انگيزه خود را بشناسيد و بدانيد چقدر برايتان مهم است.

اگر پس از اين تمرين، به نتيجه مطلوبي نرسيديد و انگيزه‌‌اي پيدا نشد كه بخواهيد روي آن كار كنيد، قويا پيشنهاد مي‌‌كنيم كه اصلا پروژه را آغاز نكنيد.


۲- درباره سرمايه‌گذاري‌‌ها تصميم بگيريد

اين پروژه چقدر هزينه خواهد داشت؟ وقتي از يك پروژه شركتي صحبت مي‌‌كنيم، هزينه ممكن است شامل اين موارد باشد: زمان كاركنان، هزينه‌‌هاي تبليغات، تحقيق و توسعه، نمونه‌‌سازي اوليه، نرم‌‌افزار، توليد و...

وقتي صحبت از برند شخصي در ميان است، گرچه ممكن است يكسري سرمايه‌گذاري‌‌ها انجام دهيد (مثلا به اين نتيجه برسيد كه يك وب‌سايت شخصي راه بيندازيد) اما بخش اعظمي از سرمايه‌گذاري شما به شكل زمان است. به عنوان مثال، ممكن است تصميم بگيريد روي شبكه‌‌سازي و گسترش ارتباطاتتان تمركز كنيد، محتوا توليد كنيد (مثل راه‌‌اندازي يك وبلاگ) يا تاييد اجتماعي كسب كنيد. بايد بدانيد كه ساختن يك برند شخصي قدرتمند، پروژه‌‌اي است كه سال‌ها زمان مي‌‌برد تا به فرم مورد نظرتان برسد. مثلا آنتونيو از سال ۲۰۱۲ به طور جدي روي ساخت برند خودش كار مي‌كند.

دوري كلارك در كتابش به نام «بازي طولاني: چطور در يك دنياي كوتاه‌‌مدت، يك متفكر بلندمدت باشيم؟» اشاره مي‌كند كه معمولا دو تا سه سال تلاش لازم است تا ديگران، شناختي جزئي از كار و تخصص شما پيدا كنند و شما را تا حدي بشناسند. پنج سال يا حتي بيشتر طول مي‌‌كشد تا به يك شناخت معنادار دست پيدا كنند. اين يك جاده دور و دراز است و شايد به اين نتيجه برسيد كه ارزش ندارد زمان بگذاريد يا حداقل، الان وقتش نيست. اما ممكن است به اين نتيجه برسيد كه زمان، به هر حال مي‌‌گذرد پس بايد همين حالا شروع كنيد. در هر دو حالت، مهم است بدانيد كه چه سرمايه‌گذاري‌‌هايي در اين راستا مي‌‌خواهيد انجام دهيد و آن نوع سرمايه‌گذاري‌‌ كه به آن پايبند خواهيد بود را انتخاب كنيد.


۳- به شكلي شفاف، مزايا و نحوه رديابي آنها را مشخص كنيد

يك سوال حياتي هست كه همه مديران پروژه از خود مي‌‌پرسند: از كجا بفهميم كه موفق بوده‌‌ايم؟ چه اتفاقي بايد افتاده باشد و در چه مدت زماني؟

مثلا ممكن است به دنبال مزايايي مثل درآمد باشيد (به واسطه برند قدرتمندتان، افراد بيشتري دنبال شما خواهند آمد) يا تاثيرگذاري (پيشنهاد شده كه كتاب يا ستوني در يك نشريه معروف بنويسيد) يا پيشرفت حرفه‌‌اي (از ميان تعداد زيادي كارمند در حوزه كاريتان، شما را براي ارتقاي شغلي انتخاب كرده‌‌اند؛ ارتقايي كه همه همكارها به دنبالش بوده‌‌اند). ساختن يك برند شخصي، فرآيندي است كه به مرور زمان و پس از گذشت چند سال نتيجه مي‌دهد. مزاياي آن به ندرت در چند هفته يا چند ماه نمود پيدا مي‌كنند. اما براي اينكه انگيزه خود را طي اين فرآيند حفظ كنيد، بايد يك فرضيه بسازيد (مثلا از طريق گفت‌وگو با همكارها كه مسير شغلي‌شان را تحسين مي‌‌كنيد يا از طريق مطالعه بيوگرافي افرادي كه نمي‌‌شناسيد) و تخمين بزنيد كه به نظرتان، پروژه چقدر طول خواهد كشيد. يك موضوع ديگر هم هست كه همين‌قدر مهم است. بايد نشانه‌‌هاي كوچك پيشرفت را شناسايي كنيد و در طول مسير، آنها را زير نظر داشته باشيد تا بتوانيد روند پيشرفت خود را در مقابل اهدافتان، مرتبا چك كنيد. كلارك، نام اين فرآيند را «گشتن به دنبال قطره‌‌هاي باران» مي‌‌نامد. و اگر پيروزي كوچكي حاصل شد، آن را جشن بگيريد.


۴- افراد ذي‌نفع را شناسايي كنيد

شايد به نظر برسد كه ساختن يك برند شخصي قدرتمند، پروژه‌‌اي است كه تنها روي خودتان تاثير مي‌گذارد. اما در حقيقت ارزشش را دارد كه به افراد ذي‌نفعي كه ممكن است تاثيري بگيرند، فكر كنيد. مثلا اگر ناگهان در شبكه‌‌هاي اجتماعي فعال شويد يا كارهايي در راستاي برجسته ساختن خود انجام دهيد، رئيستان ممكن است احساس تهديد كند يا نگران شود كه مبادا شما دور از چشم او براي استعفا نقشه مي‌‌كشيد. اگر امكانش هست، بايد او را در جريان اهدافتان قرار دهيد و از او حمايت بخواهيد.

همچنين بايد از خود بپرسيد: «با اين برند و چهره جديد، دوست دارم به چه افرادي دست پيدا كنم.» مثلا شايد بخواهيد به واسطه تخصصتان، نه تنها در درون سازمان بلكه در خارج از سازمان نيز شناخته شويد پس ممكن است به راه‌‌هايي براي جلب توجه آنها فكر كنيد؛ مثل نام‌‌نويسي براي سخنراني در يك كنفرانس يا مقاله‌‌نويسي براي نشريات حوزه كاري‌تان (البته قبل از اين اقدام، بايد درباره سياست‌ها و قوانين ارتباطات سازمان‌‌تان تحقيق كنيد تا كاري خلاف سياست‌ها انجام ندهيد).


۵- منابع و آيتم‌‌هاي محقق شدني را ليست كنيد

يكي از كارهاي خسته‌‌كننده در مديريت پروژه اين است: پروژه‌‌ها توسط آدم‌‌ها انجام مي‌‌شوند و امكان اتوماتيك كردن آنها وجود ندارد. پس بايد مطمئن شويد كه زمان كافي براي ساخت و مديريت برند شخصي داريد. در اغلب موارد، قبل از شروع پروژه توصيه مي‌‌كنيم كه يك يا دو فعاليتي را كه در حال حاضر انجام مي‌‌دهيد، متوقف كنيد. شايد مجبور شويد فعاليت‌هاي داوطلبانه خود را كاهش دهيد يا از فعاليت ورزشي دست بكشيد يا تصميم بگيريد امسال، زبان ايتاليايي نخوانيد. اما تامين منابع كافي براي خودتان، مثل زمان، يك نقطه شروع كليدي است.

همچنين مهم است چيزهايي را كه به دنبال تحققشان هستيد، و مسووليتشان را بر عهده داريد بشناسيد. پروژه‌‌ها براي اين وجود دارند تا چيزي (معمولا يك چيز جديد) را محقق كنند، در قالب خروجي‌‌ها و آيتم‌‌هاي تحويل دادني. در مورد تقويت برند شخصي، اين ممكن است به شكل اجراي يك پادكست يا تشكيل يك گروه شبكه‌‌سازي يا شروع كار تدريس در دانشگاه محل باشد.


۶- نقشه‌‌تان را به‌طور جدي پيش ببريد

در پايان، بايد از خود بپرسيد: «اين كار چطور و چه زماني به انجام خواهد رسيد؟» از هر مدير پروژه‌‌اي بپرسيد، به شما مي‌‌گويد كه پروژه‌‌ها يك روال معمول دارند. در ابتداي پروژه، شما احساس آرامش داريد چون پايانش خيلي دور است. استرس زماني سراغتان مي‌‌آيد كه پروژه به اواسطش مي‌رسد و حس مي‌كنيد پايان مهلت‌‌ها با سرعت نزديك مي‌شود. يكي از وظايف كليدي يك مدير پروژه، تقسيم پروژه به اقلام تحويل دادني كوچك و داراي مهلت است تا اين استرس‌‌ها كاهش يابد.

اگر كار به بخش‌‌هاي مهمي كه بايد به صورت هفتگي يا دو هفته‌‌اي انجام شوند، تقسيم شود و صادقانه درباره دستاوردها در آن بازه زماني صحبت شود، افراد تيم، خودشان را مسوول و پاسخگو خواهند دانست و روي كاري كه بايد انجام دهند تمركز خواهند كرد. يك عادت ساده، يعني ايجاد و بازبيني تعهدات و وظايف هر هفته، كمك مي‌كند كه روي چيزهاي مهم تمركز كنيد و تصوير شفاف‌‌تري از آنچه انجام شده است، در دست داشته باشيد.

تهيه يك برنامه زماني نيز در برندسازي شخصي بسيار مهم است، چون اين‌طوري مطمئن مي‌‌شويد كه حتي در اوج مشغله، مهم‌ترين كارها از قلم نمي‌‌افتند. مثلا يك روز و ساعت مشخص در هر هفته را به بررسي وضعيت پروژه اختصاص دهيد. يا مطالب وبلاگ خود را هر هفته در يك زمان مشخص و روز مشخص، منتشر كنيد. يا مثلا هر هفته عصر جمعه، برنامه بگذاريد كه با هدف شبكه‌‌سازي، با ديگران به صرف قهوه بيرون برويد. پايبندي به اين عادت‌‌هاي كوچك كمك مي‌كند عادت‌‌هايي در شما و انتظاراتي در ديگران شكل بگيرند كه اين، روند شناخت برند شما را سرعت مي‌‌بخشد.

ما هيچ‌وقت نمي‌توانيم نگاه ديگران نسبت به خودمان را كاملا تحت كنترل داشته باشيم. اما وقتي به برندسازي شخصي مانند يك پروژه نگاه كنيم كه داراي يك نيت قانع‌‌كننده، اهداف جاه‌‌طلبانه، خط زماني واقع‌‌بينانه و اقلام محقق‌شدني شفاف است، احتمال موفقيت شما در ايجاد يك وجهه غرورآميز به ميزان قابل‌توجهي افزايش خواهد يافت.
 

 

مترجم: مريم مرادخاني

منبع: HBR

donya-e-eqtesad