شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : گفت‌وگو با مجيد رضاييان ـ استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورناليسم: روزنامه نگاري تحليلي به دنبال عناصر دايناميك خبر است
پنجشنبه، 14 مرداد 1400 - 13:57 کد خبر:47580
مجيد رضاييان با بيان چالش‌هايي براي روزنامه‌نگاري و رسانه‌ها كه به گفته او در آينده بيشتر هم خواهد شد، در عين حال مي‌گويد، «در آينده روزنامه‌نگاري اصيل بيشتر جا مي‌افتد»؛ او البته ناگفته‌هايي هم براي روزنامه‌نگاران در جهت تشخيص فيك‌نيوزها و مقابله با گرداب‌هاي اطلاعاتي دنياي وب دارد.



شبكه اطلاع‌رساني روابط‌عمومي يران (شارا)-|| مجيد رضاييان با بيان چالش‌هايي براي روزنامه‌نگاري و رسانه‌ها كه به گفته او در آينده بيشتر هم خواهد شد، در عين حال مي‌گويد، «در آينده روزنامه‌نگاري اصيل بيشتر جا مي‌افتد»؛ او البته ناگفته‌هايي هم براي روزنامه‌نگاران در جهت تشخيص فيك‌نيوزها و مقابله با گرداب‌هاي اطلاعاتي دنياي وب دارد.

دنياي وب هرچند بسياري از كارها را براي روزنامه‌نگاران سهل‌تر كرده است اما در عين حال چالش‌هاي اين كار را نيز هر روز براي آنان بيشتر مي‌كند؛ تا جايي كه خبرهاي نادرست به سرعت منتشر مي‌شوند و گسترش پيدا مي‌كنند، حتي اصحاب رسانه نيز به تبع فضاي به‌وجودآمده در سال‌هاي اخير بعضا عامل انتشار خبرهايي بوده‌اند كه عجولانه منتشر و بعد تكذيب شده‌اند.

از اين‌رو با مجيد رضاييان، استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورناليسم به بحث درباره چرايي و چگونگي انتشار فيك‌نيوزها، شيوه تشخيص آن‌ها توسط خبرنگاران و نيز گفت‌وگو درباره فضاي پيش روي روزنامه‌نگاري با وجود توسعه وب و پيشرفت سريع تكنولوژي پرداخته‌ايم؛ متن گفت‌وگوي او با ايسنا را در ادامه مي‌خوانيد.

فريب اطلاعات را نخوريم!

«انتشار و گسترش فيك‌نيوزها در دوران پيش از وب يك، با پس از آن و تغييرات احتمالي» نخستين پرسشي است كه در گفت وگو با اين مدرس دانشگاه مطرح مي شود.

رضاييان در پاسخ مي گويد: «ما در فيك‌نيوز محور و پايه‌اي به نام «اطلاعات فريب» داريم؛ «اطلاعات فريب» به معناي اطلاعات دروغ نيست، اطلاعات فريب اين است كه شما از ايونت استفاده مي‌كنيد، بخشي از آن‌چه را راست است، مي‌گوييد، و به بخشي ديگر از آن اطلاعاتي اضافه مي‌كنيد كه فكت است تا اگر فرد به سراغ بررسي آن هم رفت، دچار ترديد شود؛ تشخيص ندهد كه خبر صحيح از خبر فيك چيست. ما چنين چيزي را در روزنامه‌نگاري نداريم، از زماني كه وب آمده، دچار اين مسئله شده‌ايم. براي مثال بخشي از يك فيلم مربوط به «خواسته هاي اقتصادي يا صنفي» منتشر مي‌شود، كامنت‌هايي كه در زير آن نوشته مي‌شود، به نحوي است كه ممكن است شما آن را باور كنيد. بخشي از آن وضعيت اين است كه مي‌بينيد افراد در حال بيان خواسته هايشان هستند، ولي فكت‌هايي در زير آن اضافه مي‌شود كه به فريب تبديل مي‌شود.»

با ورود به وب دو، فيك‌نيوزها اوج گرفت

اما به راستي آنطور كه ادعا مي شود آيا همه چيز در فيك نيوزها جعلي است و اصلا چرا تشخيص آن براي مردم عادي سخت مي شود؟

اين پژوهشگر ژورناليسم در اين زمينه چنين توضيح مي دهد: «فكر نكنيم فيك‌نيوزها به نحوي است كه از اساس همه چيز دروغ است؛ در واقع به نوعي فريب در آن است. به همين دليل تشخيص آن براي مردم عادي سخت است. از وقتي وارد وب دو شديم، فيك‌نيوزها اوج گرفت. چون همه ما سوشيال شده‌ايم، شبكه‌هاي اجتماعي و گروپ‌شدگي باعث شد افراد ببينند كه عملا مي‌توانند توليد محتوا كنند و از طريق فضاي مجازي و سايبري، فضاي واقعي، افراد و كنش‌ها را تحت تاثير قرار دهند.»

به گفته رضاييان «قبل از كنش در چرخه ارتباطي وقتي پيامي ارسال مي‌شود، دريافت صورت مي‌گيرد، اما بعد از دريافت است كه چرخه ارتباطي شروع مي‌شود. هنگامي كه در چرخه ارتباطي پيامي را دريافت مي‌كنيد، در مرحله بعدي بايد باور اتفاق بيفتد، بعد انتخاب شما و سپس تصميم شما بشود و بعد رفتار ارتباطي. پس ميان ارسال و رفتار، سه مرحله وجود دارد: باور، انتخاب و تصميم.»

فريب دروغ نيست؛ فريب كتمان است

او با بيان اينكه «رفتارهاي ارتباطي را مي‌توان با فيك‌نيوز تحت تاثير قرار داد»، در عين حال يادآور مي شود: «يادمان باشد كه بخشي از فيك‌نيوزها اطلاعات فريب است. تكنيك ديگري هم كه در فيك‌نيوزها هست، در تئوري فريب مي‌گنجد. در نظريه‌هاي ارتباطي مي‌گوييم كه فريب دروغ نيست؛ فريب كتمان است. عملا رمزگذاري و رمزگشايي در فيك‌نيوز به‌نحوي اتفاق مي‌افتد كه مخاطب فريب بخورد؛ يعني آن برداشتي را داشته باشد كه فرد منظور داشته و كدگذاري كرده است. پس پيش از هر چيز بايد يادمان باشد كه بايد با فيك‌نيوز برخورد تخصصي داشته باشيم؛ چرا كه فيك‌نيوز كاري تكنيكال و حرفه‌اي است. و حالا عده‌اي در جنگ رواني اين كار را انجام مي‌دهند كه در دايره ژورناليسم نيست و در دايره تبليغات سياسي است، بعضا هم به سطح عموم و جامعه كشيده مي‌شود و هر كس فكر مي‌كند چيزي كه وجود دارد، درست است و كامنتي هم به آن اضافه مي‌كند.»

اين مدرس دانشگاه در ادامه صحبت هايش به نظريه «فكت و پسافكت» اشاره مي كند و اينكه «گفته مي‌شود كه وقتي گوشي‌هاي شما به شبكه‌هاي اجتماعي وصل شد، از پاي سيستم به موبايل آمديد. از طريق تلفن همراه به شبكه‌هاي اجتماعي وصل شديد، اما اين وصل شدن اين‌گونه بود كه ديگر شما سرچ نمي‌كرديد، بلكه سرچ مي‌شديد و شما را اد مي‌كنند. بنابراين تا چيزي گفته مي‌شود و شما كامنتي مي‌گذاريد به تعبيري «يك كلاغ و چهل كلاغ» مي‌شود؛ يعني مدام دست به دست و چيزهايي به آن اضافه مي‌شود. پس آدم‌هاي غيرحرفه‌اي و عادي هم در چرخه اطلاعات فريب، به عنوان يك پايه از فيك‌نيوز بدون اين‌كه بخواهند يا طرحي داشته باشند، گرفتار مي‌شوند؛ اين‌ها در روزنامه‌نگاري حرفه‌اي نه قبل از وب يك وجود داشته و نه پس از آن.»

روزنامه‌نگاري تحليلي در پي كشف «چرايي» و «چگونگي» است

مجيد رضاييان با برشمردن چهار عنصر استاتيك و دو عنصر دايناميك در روزنامه نگاري، با تاكيد بر اينكه «مبناي روزنامه‌نگاري حرفه‌اي صحت و سقم است و مبناي آن به دست آوردن information (اطلاعات) است و نه فكت»، در اين زمينه چنين توضيح مي دهد: «information يا اطلاعات شش عنصر قطعي دارد؛ چهار عنصر استاتيك و دو عنصر دايناميك. چهار عنصر استاتيك در روزنامه‌نگاري وجود دارد كه عوض نمي‌شود؛ Who, When, Where, What. اما دو عنصر دايناميك هم وجود دارند كه كارشان كشف رابطه عناصر استاتيك با هم است؛ How و Why. اين منطق روزنامه‌نگاري تحليلي است، روزنامه‌نگاري تحليلي به ما مي‌آموزد كه عناصر دايناميك را استخراج كنيم. شما اگر به پرسش‌ چگونگي‌ها و چرايي‌ها پاسخ داديد، آن‌گاه موفق مي‌شويد.

اما زماني روزنامه‌نگار مي‌تواند چگونگي و چرايي را كشف كند كه در روزنامه‌نگاري عيني روي عناصر استاتيك پا بگذارد، عناصر استاتيك صحت و سقم لازم دارد. وقتي اطلاعات دقيق باشد، جايي براي خبر فيك، گزارش فيك، نقد فيك، مقاله فيك و ... باقي نمي‌ماند؛ اگر همه چيز عيني باشد.

خبرهاي نادرست از درگذشت چهره‌هاي مشهور

بارها شاهد تاييد اشتباه خبر درگذشت چهره‌هاي مشهور گوناگون از سوي افراد مطرح حتي در مجامع عمومي مثل يك نشست خبري يا انتشار خبرهاي نادرست درباره چهره‌هاي مشهور كه توسط افراد شناخته‌شده‌اي تاييد مي‌شوند، بوده‌ايم؛ با اين حال، چطور مي‌شود وقتي هر آن‌چه براي منبع خبر لازم است، به‌نظر به درستي وجود دارد، باز هم به فيك بودن آن شك كرد؟ آيا مي‌شود اين فريب‌خوردگي را ناشي از تشخيص ندادن فكت و اطلاعات دانست؟

دكتر رضاييان براي اين پرسش ايسنا دو پاسخ قائل مي شود و چنين مي گويد: «يكي منبع است، كه شما را به صحت و سقم مي‌رساند، ديگري عناصر اطلاعاتي است. خبرها متكي به ايونت يا رويداد هستند، وقتي مبنا رويداد شد، بايد در نظر گرفت كه رويداد دو بخش دارد؛ يكي صحت و سقم و ديگري عناصر اطلاعاتي؛ بنابراين در منبع خبر، بايد مطمئن باشيم كه منبع خبري معتبري است. اگر منبع خبري معتبر نيست و حتي يك خبرگزاري فريب خورده است و آن را نقل كرده، او بايد پاسخگو باشد، چون خبر بايد عناصر اطلاعاتي داشته باشد؛ در كدام مكان و زمان فوت كرد؟ موضوع فوت او چه بوده؟ و اگر به سراغ تك به تك اين اطلاعات برويم در جايي اين خبر متوقف مي‌شود چون رويداد آن وجود ندارد. از همه بالاتر، وقتي مي‌گوييد منبع، يعني به ميدان وصل است، منبعي كه رويداد را نقل مي‌كند يعني مشاهده‌اي وجود داشته است.»

نويسنده كتاب «شيوه نامه روزنامه نگاري» تصريح مي كند: در ايران همه چيز را به «وي گفت» و «وي افزود» خلاصه كرده‌ايم، اين مشكل ما است؛ روزنامه‌نگاري كه «وي گفت» و «وي افزود» نيست. من در كتاب «شيوه‌نامه روزنامه‌نگاري» هم بر همين مسئله انگشت گذاشته‌ام. بنابراين اگر دو بخش گفته‌شده را ملاك قرار بدهيد، خبر صحيح از آن‌چه خبر نيست و اتكايي به يك رويداد ندارد، بلكه از يك فكت كلي از يك رويداد استفاده مي‌كند، اطلاعات فريب بر آن سوار مي‌كند و مي‌شود فيك‌نيوز، تشخيص آن هم صددرصد براي روزنامه‌نگار ميسر است، ولي براي مردم عادي ممكن است ميسر نباشد.

روزنامه‌نگاري اصيل بيشتر جا مي‌افتد

مجيد رضاييان پيش‌تر در جايي در بحث تغييراتي كه در وب سه ايجاد مي‌شود، بر ارسال‌كننده بودن مخاطب و واقعيت افزوده (AR) كه فاصله ما را با مخاطب به حداقل مي‌رساند، تاكيد داشته است. از او مي پرسيم اين دو عامل نيز مي‌توانند در گسترش فيك‌نيوزها تاثيرگذار باشند؟ اگر پاسخ مثبت است تا چه اندازه؟

رضاييان پاسخمان را چنين مي دهد: «صد درصد همين‌ گونه است. در وب سه طوفان در راه است، MIT پروژه خود را اجرا كرده است و ما حالا فقط حرف‌هايش را مي‌شنويم. در ايران درباره اين موضوع يك پژوهش بسيار قدرتمند و قوي كه پايان‌نامه دكتري است اما عملا يك پروژه پژوهشي است، انجام شده، و من هم يكي از استادان راهنماي آن هستم كه در مردادماه از آن دفاع مي‌شود.

وب تصويري كه فاصله شما را با واقعيت رويداد برمي‌دارد، چالش‌هايي را ايجاد مي‌كند. حتي اين چالش ايجاد مي‌شود كه ديگر اصلا جايگاه مديا كجاست؟ چون ذات مديا واسطه بودن است، پس ديگر رسانه چه معنايي دارد؟ حتي ذات روايت‌گري كه وظيفه روزنامه‌نگار است به چالش كشيده مي‌شود؛ البته براي همه اين موارد راه‌حل وجود دارد.»

روزي دلتان براي «وي گفت» و «وي افزود»ها هم تنگ مي‌شود

او يادآور مي شود: «من سال ۸۰ گفتم كه اين «وي گفت» و «وي افزود» كه ظهور مي‌كند و همه‌گير مي‌شود، خبر نيست، شبه‌خبر است و بايد مراقب بود، چون لطمه مي‌زند. الان ۲۰ سال از آن گفته من مي‌گذرد، درحالي كه حوالي سال ۸۳ هم صداي همه درآمد كه «پس روزنامه‌نگاري چه شد؟!» همان موقع هم عده‌اي از روزنامه‌نگاران به سراغ كارهاي تحليلي و بحث‌هاي عمقي رفتند، كه همچنان آن‌ها جريان‌ساز هستند.»

مجيد رضاييان سپس از آينده فضاي رسانه مي گويد: «در آينده هم كه وب فاصله شما را با هر چيزي كمتر مي‌كند، باز هم اين روايت مثل روايتي است كه من و شما آن را در خيابان مي‌بينيم. روايت من و شما نسبت به روايت مردم درباره يك اتفاق، يك روايت حرفه‌اي است، ما خيلي چيزها را متوجه مي‌شويم و در نظر مي‌گيريم. مردم عادي به روايت ما نمي‌رسند، چون آن‌ها اصلا تخصص‌شان اين نيست، آن‌ها خيلي از چيزها را به عنوان درست و ناقص منتشر خواهند كرد و اين انتشار از وب دو ده‌ها برابر بيشتر خواهد شد. اما با اين تفاوت كه شكل انتشار هم عوض مي‌شود، همه چيز رودررو مي‌شود. آن‌وقت دل شما حتي براي «وي گفت» و «وي افزود»ها هم تنگ مي‌شود، دل‌تان براي چت كردن‌هايي كه نصف آن‌ها هم بي‌محتواست، تنگ مي‌شود، چون خيلي چيزها عوض مي‌شود.

او بر اين باور است كه ترسيم چنين فضايي، «به آن معنا نيست كه با همه چالش‌هايي كه تكنولوژي ايجاد مي‌كند، روزنامه‌نگاري دچار چالش نمي‌شود، بلكه دچار چالش‌هاي بيشتري هم مي‌شود. مديا و رسانه دچار چالش‌هاي بيشتري مي‌شوند اما روزنامه‌نگاري اصيل بيشتر جا مي‌افتد.»

در آينده روزنامه‌نگاري عمق بيشتري پيدا مي‌كند

اين استاد ارتباطات بار ديگر به گذشته برمي گردد و در اين راستا يك پيش بيني دارد، «زماني هيچ پلتفرم اجتماعي‌اي بر روي گوشي‌ها وجود نداشت، حتي گوشي‌ها به اينترنت متصل نبودند، فقط تلفن مي‌زديم و اس‌ام‌اس دريافت مي‌كرديم، حالا گوشي‌هاي ما يك مرحله به جلو رفته و ممكن است يك مرحله ديگر هم جلو برود. به جز اين، شما بايد زيست رباتي را تجربه كنيد، ربات‌ها جدي جدي هستند. ربات‌ها با شما رقابت مي‌كنند. ربات‌ها جاي كارگران را مي‌گيرند و در مشاغل سونامي ايجاد مي‌شود. زيست رباتي انسان در پيش است و همه اين‌ها تا ۲۰۲۳ اتفاق مي‌افتد. از ۲۰۲۳ تا ۲۰۳۵ دنياي ديگري خواهد بود كه با وب سه همزمان است.

اينترنت اشياء (IOT) هم دنيايي داده‌محور ايجاد مي‌كند، يعني شما به جز information و فكت با جهاني به عنوان جهان داده‌ها مواجه خواهيد بود. اما با وجود همه آن چالش‌هايي كه وب سه براي انسان‌ها، نخبگان و روزنامه‌نگاران ايجاد مي‌كند، مطمئن باشيد كه روزنامه‌نگاري بر پايه اصيل خودش عميق‌تر خواهد شد. من نمي‌گويم كه در سطح و افق دايره روزنامه‌نگاري تنگ‌تر و چالش‌هايش بيشتر نمي‌شود اما روزنامه‌نگاري عمق بيشتري پيدا مي‌كند. چون حتي اگر با هر چيزي هم تصويري مواجه شويد، باز هم به اين معنا نيست كه از روايت كردن و اطلاعات كامل دريافت كردن، بي‌نياز خواهيد بود.

در وب سه اين بلبشو بيشتر مي‌شود، اما به اين معنا نيست كه روزنامه‌نگاري از بين مي‌رود، بلكه روزنامه‌نگاري به الماس تبديل مي‌شود و عمق بيشتري پيدا مي‌كند و درخشش آن هم بيشتر مي‌شود. با وجود اين‌كه مدام دايره را براي روزنامه‌نگاري و مديا خصوصا تنگ مي‌كند اما روزنامه‌نگاري وجاهت و ارزش بيشتري پيدا مي‌كند.»

وقتي تكنولوژي شما را از خرد دور مي‌كند

مجيد رضاييان از داده‌ها مي گويد و حالا سوال ديگر اينگونه مطرح مي شود؛ اين روزها بسياري از رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران دنيا به سمت روزنامه‌نگاري داده رفته‌اند. اين درحالي‌ است كه بيگ‌ديتا جهان را فرا خواهد گرفت و شما در جاي ديگري به شورش انسان عليه تكنولوژي اشاره داشتيد كه اين به همان انفجار داده برمي‌گردد، اين تقابل استفاده مثبت روزنامه‌نگاران از داده و از طرفي شورش انسان عليه تكنولوژي به‌واسطه انفجار داده‌ها به نظرتان چگونه تقابلي خواهد بود؟

پاسخ مي دهد: «من درباره روزنامه‌نگاري داده‌محور نقدي انجام داده‌ام. اساسا اگر داده‌محوري را در جايي استفاده، روايت و منعكس كرديد، مثل روزهايي است كه شبكه‌هاي اجتماعي به تازگي آمده بودند، روزنامه‌نگاري شبكه‌اي باب شده بود. حالا هم استاداني حتي در دنيا مي‌گويند «روزنامه‌نگاري داده‌محور» كه رضاييان نسبت به اين موضوع نقد دارد. همان‌گونه كه روزنامه‌نگاري شبكه‌اي نداريم چون حرف‌هايي كه در شبكه‌هاي اجتماعي منعكس مي‌شود، هرگز به اين معنا نيست كه انعكاس اين حرف و توليد محتوا و ارسال آن‌ها براي گروهي و بازنشر كردن به معناي اين است كه كاربران روزنامه‌نگار شده‌اند، آن‌ها خودارتباط‌گرند. در روزنامه‌نگاري داده‌محور هم نوع ديگري از اين اتفاق مي‌افتد، به گونه‌اي كه تصوير در آن بيشتر از متن است. هر چقدر ما به دنياي نشانه‌شناسي‌ها و تصويرها در شبكه‌هاي اجتماعي نزديك‌تر مي‌شويم (ايموجي‌ها اين كار را كرده‌اند) از متن، قلم و نهايتا خرد دورتر مي‌شويم.»

اين استاد دانشگاه كه در سال در سال ۲۰۱۴ مقاله‌اي با عنوان «جدال خرد و تكنولوژي» را نوشته است، با اشاره به بخشي از محتواي اين مقاله يادآور مي شود: «در اين مقاله گفتم كه جدال خرد و تكنولوژي جدي است؛ بنابراين كار تكنولوژي اين است كه شما را در وب سه به تصوير نزديك‌تر كند و بنابراين شما را از متن دور مي‌كند و هر گاه انسان از متن دور شود، از فهميدن و خرد هم دور مي‌شود. ديدن و صرفا ديدن و گسترش تصوير و صرفا تماشا كردن هرگز به آن معنا نيست كه ما چيزي را فهميده‌ايم. به ما چيزي را نشان مي‌دهند و ما تصور مي‌كنيم كه فهميده‌ايم، در حالي كه فقط به دانستني‌هاي ما اضافه مي‌شود، آن هم دانستن‌هايي كه خيلي هم دانستن نيست.»

«زماني مي‌گفتيم كه حواس‌تان باشد بين «Knowledge» و «Science» فرق است، معرفت با دانستن فرق مي‌كند. حالا كه معرفت كنار رفته، دايره دانستن هم در حال محدود شدن است. با تصوير هم شما فكر مي‌كنيد چيزي را متوجه شده‌ايد، در حالي كه اين‌طور نيست. «روزنامه‌نگاري داده‌محور» اسمي است كه بر آن گذاشته شده و من بر آن نقد دارم، چون از ديتاها نوعي نشر و بازنشر و نوعي تركيب و بازتركيب براي شما ايجاد مي‌كند، اما به آن معنا نيست كه اين روزنامه‌نگاري است. اصالت روزنامه‌نگاري به آن است كه در هر فضايي هستيد (چه سايبري و چه واقعي) با خرد ارتباط داشته باشيد. هرگاه رابطه روايت كردن‌ها و خرد قطع شود، هر اسمي را مي‌خواهيد بگذاريد، اما اسم روزنامه‌نگاري را نمي‌توانيد بر آن بگذاريد.»

او با تاكيد بر اينكه «كسي با تكنولوژي نه تنها مخالف نيست، حتي روزنامه‌نگاران اولين كساني هستند كه در تكنولوژي پيشگام مي‌شوند و خودشان را وفق مي‌دهند و از تكنولوژي ارتباطي در جهت ارتباط با مخاطب بهره مي‌برند»، نقطه نظراتش در اين زمينه را چنين تبيين مي كند: «در وب سه هم بايد اين كار را انجام دهند. اما منظورم اين است واژه‌اي كه مي‌آيد و هنوز هم شكل نگرفته، سعي نكنيم مطلق آن را بپذيريم. سعي كنيم با نگاه نقد با آن برخورد كنيم تا ابعاد و جزئيات آن دربيايد. چون به سادگي نمي‌شود آن را پذيرفت. تا بعد از ۲۰۲۳ ببينيم منظور و دليل اين حرف چيست و جايگاه روزنامه‌نگاري اصلي كه با خرد انساني تماس داشته و دارد، كجاست. اما نمي‌توان نسبت به هر چيزي عنوان روزنامه‌نگاري داد.»

دقت كنيد و از سرعت مخاطب دلگير نشويد

از مجيد رضاييان مي خواهيم كه در پايان اين گفت وگو به عنوان يك توصيه بگويد با توجه به گرداب‌هاي اطلاعاتي‌ كه در فضاي مجازي وجود دارد، خبرنگاران چطور مي‌توانند هم‌زمان دقت و سرعت خود را هم حفظ كنند؟

اين مدرس ارتباطات بر اين نكته اذعان مي كند كه «در حال حاضر در روزنامه‌نگاري سرعت از ما گرفته شده است. حالا ديگر نمي‌توان گفت كه ما مي‌توانيم واكنش‌هاي اضطراري نشان دهيم، چون تا واكنش نشان دهيم ممكن است مخاطب مطلع شده باشد.» و در ادامه چنين پيشنهاد مي دهد: «شما فقط تمام تمركزتان بر دقت باشد. منظورم اين نيست كه از سرعت عقب بمانيد اما سرعت‌تان را داشته باشيد ولي از اين موضوع دلگير نشويد كه ممكن است مخاطب با شما در سرعت همگام و همتا باشد. آن‌چه شما را براي مخاطب متمايز مي‌كند، فقط دقت، فرم‌هاي روزنامه‌نگاري و مهارت است. شما صدبرابر به مهارت‌هاي‌تان اضافه كنيد. وقتي شما تيترزني را كنار مي‌گذاريد و همه چيز متمركز بر «وي گفت» و «وي افزود» مي‌شود، براي هر خبر پنج تيتر مي‌گذاريد و هر كدام از آن‌ها سه كيلومتر است، چه انتظاري داريد كه مخاطب نسبت به شما جذب شود؟! بنابراين سراغ مهارت‌ها برويد.»

اين پژوهشگر ژورناليسم با تاكيد بر اهميت تيتر در خبرها و اينكه «بعضي تيترها تا سال‌ها ماندگار مي‌شوند» به طرح اين پرسش ها مي پردازد، «چرا بر روي تيتر كار نمي‌كنيد؟ چرا بر روي مهارت‌ها و ديدها كار نمي‌كنيد؟ چرا گزارش‌هاي خبري‌تان فقط روايت اشخاص است؟» و ادامه مي دهد: دقت يعني تمام اجزاي دقت؛ دقت يعني دقت در نگارش، دقت در تركيب حرفه‌اي، دقت در سبك‌ها و استايل‌ها، دقت در واژگان، دقت در انتقال مفهوم و ... دقت يعني چه؟ دقت يعني اين‌كه فقط بدانيم كجا ويرگول گذاشتيم و كجا ويرگول نقطه؟ پس به اين جنبه‌ها لطفا پايبند باشيد.

 

منبع: www.isna.ir