شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : گفت و گو با چهره ماندگار مديريت روابط عمومي: جـهان در حصـر خـانگـي اسـت
شنبه، 28 فروردین 1400 - 12:10 کد خبر:46797
او نخستين مدير روابط عمومي بعد از انقلاب و چهره ماندگار مديريت روابط‌عمومي است. او با ۵۰ سال حضور مداوم در مطبوعات از قديمي‌ترين روزنامه‌نگاران به‌شمار مي‌رود. ناصر بزرگمهر در كنار حرفه روزنامه‌نگاري مسئوليت‌هاي مختلفي در حوزه‌هاي گوناگون و متفاوت داشته است.



شبكه اطلاع رساني روابط‌عمومي يران (شارا)-|| او نخستين مدير روابط عمومي بعد از انقلاب و چهره ماندگار مديريت روابط‌عمومي است. او با ۵۰ سال حضور مداوم در مطبوعات از قديمي‌ترين روزنامه‌نگاران به‌شمار مي‌رود. ناصر بزرگمهر در كنار حرفه روزنامه‌نگاري مسئوليت‌هاي مختلفي در حوزه‌هاي گوناگون و متفاوت داشته است.

 

ايشان علاوه بر تدريس در دانشگاه‌هاي مختلف، مدير مسئول چندين روزنامه تخصصي مثل صمت، روزگار معدن، روزگارخودرو و روزگار اقتصاد است. دو كتاب جنجالي و پرتيراژ مديريت كوتوله‌ها و مديريت لي‌لي‌پوت‌ها از آثار ايشان است. روزنامه مستقل در ۲۹ ارديبهشت ۹۹ گفت‌وگويي با ايشان درباره كرونا انجام داد كه ما در اين مطلب، بخشي از آن را با حرف‌هاي ديگر ايشان در حوزه كرونا به‌صورت كامل منتشر مي‌كنيم.

شما در همان روزهاي اول اعلام كرونا (۱۲ اسفند ۹۸) يادداشتي درباره كرونا نوشتيد و از اطلاع ‌رساني دولت انتقاد كرديد، چرا؟

ببينيد وقتي
كرونا آمد، دولت در ابتدا آن را جدي نگرفت، بعد از آنكه دنياي مجازي و رسانه‌ها نوشتند، تازه به ميدان آمد و اخطارهايي را اعلام كرد، اما چيز مهمي نگفت.

دولت گفت جاي نگراني نيست و مردم بايد توصيه‌هاي بهداشتي را جدي بگيرند.

اين‌گونه اظهارنظر مثل تابلوهاي (خطر ريزش كوه) است؛ خب رانندگان چكاركنند؟ گاز بدهند، توقف كنند، پياده شوند كوه را جابه‌جا كنند. همان‌طور كه اين تابلو، يكي از كميك‌ترين تابلوهاي راهنمايي و رانندگي و يك كاريكاتور واقعي است، توصيه‌هاي بهداشتي دولت هم شوخي است. همان‌طور كه وظيفه وزارت راه درست كردن جاده‌ها و ايمن كردن آن است و بايد يا جاده را تغيير دهند يا تونل بزنند يا كوه را منفجر كنند و نبايد ۵۰ سال در يك جاده فقط تابلو خطر ريزش كوه نصب كنند، وزارت بهداشت هم با موضوع كرونا، مثل اين تابلو خطر ريزش كوه عمل كرده است. دولت وظيفه داشت و دارد كه بگويد حالا كه بيماري كرونا آمده و منتشر شده، براي جلوگيري از انتشار و درمان و شرايط مادي مردم چه مي‌خواهد بكند و در اين مدت كاري اساسي مي‌كردند.

به‌نظرتان دولت بعد از حدود ۱۴ ماه يعني از ۳ اسفند ۹۸ كه اعلام كرده، به وظايفش عمل كرده است؟

اولا زمان آمدن كرونا چند ماه زودتر بوده و خود چيني‌ها و همه دنيا اعلام كردند و دولت ما با تاخير، اعلام رسمي كرد؛ ضمن آنكه ممكن است بخشي را انجام داده باشد اما كامل و به‌موقع نبوده است. الان هم بعد از گذشت يك سال‌وخرده‌اي، هنوز هيچ استراتژي مشخصي نمي‌بينيم و هيچ گام عملي در حمايت مالي از مردم و كسبه و واكسينه كردن بر نداشته است و همچنان وزير بهداشت سخنراني مي‌كند و توپ را در زمين مردم مي‌اندازد.

رئيس‌جمهوري چند بار گفته است كه جاي نگراني نيست و همه چيز در كنترل است.

ايشان گاهي از زبان طنز بهره مي‌برند و شوخي مي‌فرمايند؛ همان‌گونه كه در هفته اول اسفند ۹۸ هم فرمودند كه كرونا توطئه دشمن براي تعطيلي مملكت است و از شنبه همه چيز بايد عادي بشود! البته ويروس كرونا هم با خنده گفت: چشم! صبح شنبه جمع مي‌كنيم ميريم.

*پس به‌نظر شما جاي نگراني است؟

بله كه هست. الان دنيا نگران است، كشورهاي پيشرفته اظهار نگراني شديد مي‌كنند، دولت هم اگر مي‌گويد جاي نگراني نيست، حتما منظورشان بي‌توجهي به مرگ‌وميرها و آمارها نيست. شك نكنيد كه هر ويروس و هر بيماري با خودش مرگ را هم متاسفانه براي مردم به ارمغان مي‌آورد؛ همان‌طور كه در اين يك سال چندين هزار نفر مردند.

اما منظور دولت جلوگيري از وحشت عمومي است، منظورجلوگيري از شايعات است كه من هم با بخشي از آن كه براي مبارزه با شايعات است، كاملا موافقم، اما با شيوه اطلاع‌رساني دولت مخالفم.

چرا با اين شيوه اطلاع‌رساني مخالف هستيد؟

يكي از مهم‌ترين مشكلات مردم، هميشه جلوگيري از انتشار اخبار به‌موقع است. اعتماد جامعه به رسانه ملي سلب شده و مردم به رسانه مكتوب هم به ده‌ها دليل توجه ندارند.

دكتر حسن نمكدوست، از اساتيد رشته ارتباطات مي‌نويسد: اطلاع داشتن احتياط را بيشتر مي‌كند، اطلاع نداشتن ترس را؛ خبر شايعه را كم مي‌كند و بي‌خبري شايعه را زياد؛ راستگويي اعتماد را زياد مي‌كند و دروغ گفتن بي‌اعتمادي را شدت مي‌بخشد و الان ما در حالت بي‌اطلاعي و بي‌خبري و دروغ شنيدن هستيم و اين وضعيت بسيار خطرناك است.

دكتر رامين احمدي، استاد علوم پزشكي از دانشگاه بيل در امريكا در يك شبكه تلويزيوني حضور يافته و به صراحت مي‌گويد هر سال از آنفلوآنزا در امريكا با همه تدابير تا ۳۰ هزار نفر مي‌ميرند. در كشور ما حدود بيش از ۲۰ هزار نفر سالانه در تصادفات اتومبيل كشته مي‌شوند.

متاسفانه كسي به اين نكته‌ها توجه نمي‌كند و يكباره ترس و وحشت، جامعه كم‌اطلاع را به كمك رسانه‌هاي دشمن فرا مي‌گيرد.

مخالفان حكومت به‌جاي همدلي با مردم، هر لحظه به ايجاد شايعه و ترويج آن و ايجاد آمارهاي غيرواقعي اقدام مي‌كنند و از قول فلان پزشك گمنام و فلان شخص نامشخص به خبرسازي دست مي‌زنند تا به خيال خودشان اوضاع مردم را بيش از بيش به‌هم بريزند.

يعني شما اطلاعات رسانه‌هاي بيگانه را خلاف مي‌دانيد و اطلاعات رسانه‌هاي داخلي را هم درست نمي‌دانيد؟

بله؛ متاسفانه اطلاعات هر ۲ گروه اگر نادرست نباشد، حداقل كافي و قانع‌كننده افكار عمومي نيست. من همچنان منتقد مسئولاني هستم كه اعتماد عمومي مردم به رسانه‌ها را در اين سال‌ها گرفته‌اند و با روش‌هاي خودشان، مردم را به سمت شبكه‌هاي خارج از كشور راندند.

بايد با دانايي و توضيحات علمي مردم را براي مقابله با ويروس كرونا آماده سازيم. بايد مقامات دولتي، با راستگويي از بي‌اعتمادي مردم بكاهند.

ويروس كرونا مثل يك توفان آمده است؛ خب كدام توفاني است كه تا امروز فروكش نكرده باشد؟ بايد خودمان را براي هر توفاني آماده كنيم، با ترس نمي‌توان كشتي را در توفان هدايت كرد، با ايجاد شايعه نمي‌توان به خشكي رسيد، با وحشت و احتكار و نابخردي و روش‌هاي غيرعلمي نمي‌توان با ويروس‌ها مبارزه كرد.

وزارت بهداشت در اين مدت بايد يك بار حداقل از اساتيد رشته ارتباطات و افكار عمومي دعوت مي‌كرد و از آنها براي نحوه بازگويي اخبارشان راهنمايي مي‌گرفت. چرا بايد يك پزشك سخنگوي دانش روابط عمومي باشد؟

چرا فكر مي‌كنيد در اطلاع‌رساني كم‌كاري شده است؟

شهر ووهان چين در ۲۳ ژانويه ۲۰۲۰ قرنطينه شد و حمل‌ونقل عمومي به داخل و خارج از ووهان به حالت تعليق درآمد.

هنگ‌كنگ همزمان وضعيت اضطراري اعلام و مدارس خود را تعطيل و جشن‌هاي سال نو خود را لغو كرد.

در ۱۰ بهمن ۹۸ سازمان بهداشت جهاني با انتشار بيانيه‌اي، شيوع كروناويروس جديد را يك وضعيت اضطراري بهداشت عمومي اعلام كرد. قاره افريقا از ورود مسافران جلوگيري كرد، در حالي كه دولت ايران تا بعد از انتخابات ۲ اسفند، موضوع را عمومي نكرد و تا امروز هم يك قرنطينه كامل و اجباري را اجرا نكرده است. وضعيت سفرهاي نوروزي را هم كه ديديد؛ ضمن اينكه داستان پروازهاي ماهان و حضور چيني‌ها در قم و بسياري از پروژه‌هاي عسلويه و آلومينيوم جنوب و جاهاي ديگر هم از ابتدا مطرح بود.

جنابعالي هم ويروس كرونا را ساخته و پرداخته دست چيني‌ها مي‌دانيد؟

از همان ابتدا حتي براي عوام هم مشخص بود كه ويروس كرونا يك ويروس دستكاري شده و ساخت آزمايشگاه است كه با رهاسازي آن در كشورهاي مختلف، اهداف خاصي دنبال مي‌شود.

فهم شخصي من از موضوع كرونا، باتوجه به بررسي اخبار و اطلاعاتي كه مي‌خوانم، يك پروژه جهاني و ساخته شركت‌هاي فرامليتي و چين است. البته من معتقدم اين ويروس جهش‌يافته با اطلاع رهبران بعضي از كشورهاي جهان مثل اعضاي دائمي شوراي امنيت يا گروه ۸ يا گروه ۲۰ و ديگر گروه‌هاي كشورهاي سرمايه‌داري و با هماهنگي كامل كشورهاي پيشرفته و با برنامه‌ريزي ساخته و پخش شده است.

خب چرا؟ چرا بايد اين كشورها براي مردم خودشان و جهان چنين كنند؟

تصميم‌گيري سياسي برمبناي دنياي سرمايه‌داري است. مطالعات من مي‌گويد بزرگ‌ترين سرمايه‌داران جهان، در چند دهه گذشته صاحبان بانك‌ها و بعد از آن شركت‌هاي دارويي و در رتبه‌هاي پايين‌تر، شركت‌هاي اتومبيل‌سازي، كشتي‌سازي، هواپيماسازي، اسلحه‌سازي و امثالهم بودند. با آغاز هزاره سوم و در ۲۰ سال گذشته، فناوري ارتباطات و اينترنت و صنايع وابسته به آن جهان را تصرف كرده است. امروز آنقدر كه موبايل اهميت دارد، جت فانتوم كارساز نيست. دنياي سرمايه‌داري اينترنت و صنايع سخت‌افزار و نرم‌افزار بايد نشان مي‌داد كه جايگاه اول را در صنايع و سرمايه‌داري آينده در اختيار دارد. موضوع مثل بازي بچه‌هاست. در دنياي سرمايه‌داري هم، هرازگاهي بايد معلوم كنند كه قدرت دست چه كسي است.

وضع كشور چين را در اين ميان چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

چين يك كشور ابرقدرت است كه با يك و نيم ميليارد انسان با ژن سختكوشي نقش ويژه‌اي در معادلات جهاني دارد. توانايي نژاد زرد با نژاد اروپايي و آريايي كاملا متفاوت است. آنها با تغيير سياست در ۳ دهه اخير، نوع جديدي از سرمايه‌داري را با حفظ فرهنگ كمونيستي تجربه و طبقه جديد سرمايه‌داران حاكم را در حكومت خلق كردند و بخشي از مردم خود را با برنامه‌ريزي به جهان صادر كردند و محله‌هاي چيني در همه شهرهاي اروپايي و امريكايي به‌وجود آوردند و با ازدواج، توانسته‌اند تداخل نژادي به‌وجود آورند و كاملا موفق شدند كه بازار دنيا را در دست بگيرند. با اين حال به‌نظرم در موضوع كرونا بازنده شدند.

مردم جهان به‌ويژه امريكايي‌ها و اروپايي‌ها كه در كرونا كشته بيشتري داده‌اند، به‌دنبال مقصر مي‌گردند تا كسي را قرباني كنند. چين قرباني نهايي كرونا خواهد شد. بدبيني در مردم نسبت به چين تشديد مي‌شود و اين تاثيرش را در كسب‌وكار چين و اقتصاد آن در آينده نشان خواهد داد. مهاجرپذيري چيني در اروپا و امريكا كاهش خواهد يافت و بخشي از مشاغل كه در دست چيني‌ها است، متضرر خواهند شد. رستوران‌ها و اجناس چيني مشتريان خود را از دست خواهند داد. نژادپرستي دوباره اوج خواهد گرفت و دولت و حاكمان چيني از خلق اين ويروس پشيمان خواهند شد و تلاش خواهند كرد كه خود را تبرئه كنند. به‌نظرم احساس مردم و دولت‌ها نسبت به چين مثل آتش زير خاكستر مي‌ماند.

شما جهان آينده را چگونه تصوير مي‌كنيد؟

در دوران پساكرونا، بسياري از مشاغل تغيير شكل خواهند داد و جهان به اينترنت و صنايع وابسته به آن بيشتر نياز خواهد داشت.

صاحبان سرمايه كه قبل از جنگ جهاني اول تعيين‌كننده جهان سياست شده‌اند و به‌جاي كليسا در دوران قبل از رنسانس اروپا نقش پدرخواندگي و انتخاب حاكمان صوري را برعهده گرفته‌اند، بايد هشداري سراسري به همه دنيا مي‌دادند، بايد همه دنيا مي‌فهميد كه دوران جمع‌آوري اسلحه و نفت و طلا و شعارهاي چپ و راست به پايان رسيده و جنگ جهاني سوم، جنگ انسان با انسان و بمب اتمي نيست.

جهان بايد مي‌فهميد كه سرمايه‌داران و سياست‌بازان براي بسياري از مقاصد جهاني خود از جمله بازنگري در مديريت تقسيمات جهاني، وضعيت اقتصادي، محيط زيست، تعيين قدرت و رتبه‌بندي كشورها، بي‌اعتبار كردن مفاهيم معنوي، پيگيري اهداف خاص فرهنگي، سياسي، مذهبي، پولي، ارزي و بسياري نكات ريز و درشت، از طريق ۵ گرم ويروس در كره زمين با وزن چند هزار ميليارد تن و ۸ ميليارد انسان اقدام مي‌كنند. امروز با كرونا و در آينده با ويروسي ديگر، مي‌توان جهان را در دست گرفت. من مثل دايي جان ناپلئون اعتقاد دارم كرونا، كار گروهي شركت‌هاي فرامليتي است.

ادامه اين نگاه شما چه خواهد بود؟

همان‌طور كه گفتم، بمب اتمي ديگر كارساز نيست. بمب اتمي از خود ويراني به‌جاي مي‌گذارد و شرايط جهان نمي‌پذيرد. مردم هيچ كشوري، امروز طرفدار پادشاه و رئيس‌جمهوري كه بمب اتمي بر سر هيروشيماي نوعي بريزد نخواهند بود، مسابقه تسليحاتي به پايان رسيده است، بانك‌هاي جهاني، پول خرج ساخت تير و تفنگ نمي‌كنند؛ اما سرمايه‌ها با دارو و بيماري‌ها مي‌تواند افزايش يابد و بعد با درمان همان بيماري‌ها، بهتر مي‌توانند جهان را بدوشند.

ويروس كه آمد، ديديم كه تاثير رواني‌اش صد برابر خودش است و ترس و وحشت در دل امريكايي و انگليسي و فرانسوي و روسي و چشم‌بلبلي به اندازه ايراني و ترك و عرب و افريقايي انداخت. وقتي همه معناي وحشت را درك كردند، آنتي‌ويروس آن به بازار آمد تا طرح نو اقتصاد جهاني، پيشنهادات خود را در نخستين گردهمايي روساي‌جمهوري ۸ كشور صنعتي و گروه ۲۰ مطرح و بعد در صحن عمومي سازمان ملل متحد به اطلاع ۲۰۰ كشور جهان برساند.

به‌نظر شما نحوه برخورد با كرونا چگونه بايد باشد؟

من از روز اول نوشتم و گفتم كه استقبال از مرگ، ناداني است. علم مي‌گويد ويروس‌ها به مرور در بدن ميزبان از قدرت‌شان كاسته مي‌شود و لزومي ندارد كه فكر كنيم همه با هم مي‌ميريم و با ترس به پيشواز مرگ برويم. واقعيت اين است كه براي هر مشكل و هر وضعيت خطرناكي چندين راه‌حل وجود دارد، اما تا امروز هيچ راه‌حل و دارويي براي ترس از خطر، كشف نشده است. بيشتر مردم بسياري از اوقات به خاطر ترس و نگراني‌هايي كه دارند، مي‌ميرند؛ سكته‌هايي كه بر اثر ترس از مشكلات رخ مي‌دهد يا وحشتي كه افراد از بيماري‌هايي مثل سرطان پيدا مي‌كنند. بسياري از افراد با كوچك‌ترين خبرها، بدترين نتيجه‌گيري‌ها را مي‌كنند. متاسفانه مردم ما مثل مسافران همان پروازي هستند كه با ديدن يك تمساح كوچك در هواپيما، همگي به سمت جلو هواپيما حركت مي‌كنند و باعث سقوط خود و اطرافيان‌شان مي‌شوند.

پس تا وقتي نمرديم اينقدر روزمره خودمان را نكشيم و زندگي كنيم. باتوجه به شيوع ويروس كرونا در جهان و ايران، استرس و تشويش افكار در جامعه عمومي در حد نرمال موضوعي عادي است، اما نبايد مردم با نگراني‌ها يا بي‌توجهي بيش از حد به استقبال مرگ بروند. آمار مبتلايان به ويروس كرونا در برابر انواع مرگ‌ها زياد نيست، اما ده‌ها ميليون نفر در ايران و جهان درگير ويروس رواني كرونا هستند. وجود اضطراب براي مراقبت و مديريت ضروري است اما استرس زياد، نه‌تنها كمكي به موضوع نمي‌كند بلكه باعث كاهش قدرت ايمني بدن و عامل ايجاد بيماري‌هاي روحي و رواني بعدي است.

اين اپيدمي باوجود مخاطراتش چه تاثيراتي بر روابط فردي و اجتماعي ما ايرانيان گذاشته است؟

لذت بالا و پايين كردن اخبار در گوشي و شنيدن آمار جديد مبتلايان به ويروس كرونا براي انسان مدرن، متاسفانه يك بازي خطرناك روحي شده است. انساني كه در گوشه امن خانه خويش و با در دست گرفتن گوشي همراه خود به‌دنبال فاجعه مي‌گردد تا بلكه اين فاجعه، زندگي بي‌معنا‌شده او را معنادار كند. جامعه‌اي كه قدرت دوست داشتن را از دست داده و يك جوري در كودكي خويش مانده و قدرت آفرينندگي را از دست داده‌ و كوچك شده‌اند، دنبال سرگرمي جديد هستند؛ يا مردماني كه به‌قول كانت از نابالغي و كودكي خويش خرسند هستند و اين تنها مربوط به ما نيست، مربوط به همه مردم جهان است. بايد از اين بيماري دوري كرد.

مردم ما نبايد به اخبار بدون منبع موثق توجه كنند. اگر نشانه بيماري نداريد، زندگي كنيد، شاد بمانيد، بخنديد، از هواي بهاري و آفتاب و صحرا و موسيقي و قصه و شعر و فيلم لذت ببريد. وقت خوبي است كه كتاب بخريد و بخوانيد. من به همه هموطنان طنازم درود مي‌فرستم كه در كنار سايه مرگ، شوخي مي‌كنند و براي ويروس كرونا هم صدها فيلم و تصوير و عكس و شوخي در همين روزهاي تلخ ساخته و پرداخته‌اند و لبخند را به لب بيماران كرونايي و مردم وحشت‌زده آورده‌اند.

بايد با هم كرونا را به شوخي بگيريم و جوك بسازيم و بهداشت جمعي را جدي انجام دهيم و به تقدير ملتي بينديشيم كه مغول و عرب و اسكندر و ده‌ها ويروس آبولا، ايدز، زيكا، آبله، سارس، مرس، مالاريا، مرغي، خوكي و امثالهم را پشت سر گذاشته و همچنان پايدار مانده است.

بعضي از افراد اظهار كردند كه اين ويروس بر ديدگاه‌هاي مذهبي انسان‌ها هم تاثير گذاشته يا خواهد گذاشت؟

بله؛ حتما تاثير خواهد گذاشت. وقتي در خانه خدا را مي‌بنديم، وقتي پاپ تنها مي‌ماند، وقتي كليسا و مسجد و معبد و كنيسه خالي مي‌شود، انسان از خودش سوال مي‌كند، منطق جايگزين فلسفه مي‌شود و دنبال پناهي مي‌گردد كه به او كمك كند. علم را باور مي‌كند اما به اعتقاد من از خداوند دور نمي‌شود، از واسطه‌ها و ناداني و خرافات دور خواهد شد. شما فيلم هندي PK را ببينيد؛ فيلمي زيبا و طنازانه درباره خداوند و انواع مذاهبي كه در كره زمين وجود دارد.

ديدن اين فيلم، نگاه ما را به مذهب و خداي واقعي، واقعي‌تر خواهد كرد و ذهن ما را درگير آگاهي و سوال مي‌كند.

بد نيست كه وسط اين گفت‌وگوي كرونايي از اين فيلم هم بگوييد؟

اين فيلم (پي‌كي) به كارگرداني راج كومار هيراني در سال ۲۰۱۴‌ ساخته شده است. سومين فيلم پرفروش تاريخ سينماي هند است كه در دنيا سروصدا كرد.

فيلم روايتگر دو داستان عاشقانه و عقيدتي است؛ در داستان دوم ‌كه موازي با داستان اول در حال نمايش است، آدم فضايي (پي‌كي) به زمين مي‌آيد و از يك دستگاه كنترل براي ارتباط با سفينه‌اش استفاده مي‌كند كه در ابتداي فيلم اين كنترل توسط يك دزد به سرقت مي‌رود. او كه به‌دنبال كنترل خود روي زمين مي‌گردد از تمام انسان‌هايي كه سر راهش قرار مي‌گيرند جوياي كنترل مي‌شود، اما همه اين جواب را مي‌دهند: ما از كجا بدانيم، خدا مي‌داند كجاست.

همين مقدمه‌اي مي‌شود تا او به‌دنبال پيدا كردن خدا برود و با مذاهب رايج در هند، برخورد كند و متوجه شود كه سيستم ارتباط با خداوند متفاوت است و عده‌اي سودجو، از ناداني مردم بهره مي‌برند و هر كس خدا را آن‌طور كه به نفعش است تعريف مي‌كند، درحالي‌كه اگر همه مردم ارتباط مستقيم با خدا داشته باشند، دكان واسطه‌ها بسته مي‌شود.

او نتيجه مي‌گيرد ما دو جور خدا داريم؛ خداي واقعي كه همه را آفريده و خدايي كه مديران و راهبان براي مردم آفريده‌اند. او كه از يك سياره ديگر آمده است، از ۲ هزار ميليون سياره مثل زمين صحبت مي‌كند و مي‌گويد اين همه جنگ، بمب‌گذاري و ترور براي حفظ منافع يك عده خاص است، مثل فيلم مارمولك خودمان كه مي‌گفت، راه رسيدن به خداوند به تعداد آدم‌ها است. در اين فيلم به رسانه و خبرنگار به‌عنوان روشنگر افكار عمومي با ديدگاه ويژه نگاه شده است.

وظيفه هنرمندان و روشنفكران و چهره‌هاي مشهور در اين‌گونه مواقع چيست؟

جايي خواندم كه استادي نوشته بود به‌جاي جهش توليد و اقتصاد، به رشد علم، فرهنگ، دانش، معلمان و دوري از دروغ توجه كنيد.

يك دانشمند اسپانيايي هم ظاهرا گفته است: ماهانه يك ميليون يورو به مسي و رونالدو مي‌دهيد و ۲ هزار يورو به يك محقق بيولوژي؛ حالا كه در جست‌وجوي درمان هستيد هم پيش آنها برويد.

نويسنده‌اي هم نوشت: از فوتباليست‌ها و هنرپيشه‌ها و خواننده‌ها كه دستمزد ميلياردي مي‌گيرند بخواهيد كه حالتان را خوب كنند.

خب، همه اين حرف‌ها و طنزها نشانه اين است كه نبايد جهان هزينه سنگين به يك چهره سلبريتي ساخته‌شده توسط رسانه‌هاي زرد و مافياي فوتبال و سينما بپردازد و حقوق يكي دو ميليوني يك معلم و پرستار را تامين نكند. اميدوارم در دوران پس از كرونا، در اين شيوه مديريت در همه جهان و كشور ما بازنگري شود كه نمي‌شود.

نگاه خود شما به دوران كرونايي چگونه است؟

دوران كرونايي را يك توقفگاه كنارجاده‌اي و محلي براي بنزين زدن، دستشويي رفتن، خوردن، خوابيدن، بازي كردن بچه‌ها، خستگي در كردن و پروخالي شدن بدانيم. دل آدمي، ظرفيتي نامحدود براي مهرباني، مهرورزي، زيبايي‌پرستي و عاشقي دارد، اما ابرازش كمي سخت است.

كرونا اين فرصت را فراهم كرد كه آدم‌هاي دانا از آن استفاده كنند. كرونا تنها ويروس مرگ نيست؛ با يك نگاه متفاوت، ويروس عشق هم هست، كرونا با خود مهرباني و محبت و همدلي و همراهي مردمي را كه كم‌كم داشتند دوست داشتن همنوع را فراموش مي‌كردند، آورده است.

كرونا اين فرصت را فراهم كرده كه مردم به همديگر تلفن بزنند، حال و احوالي كنند، مهرورزي كنند، تعارف كنند و بدون دست دادن و بوسيدن، عشق‌ورزي كنند؛ اين اوج لذت انساني است؛ به‌ويژه اگر باور داشته باشيم كه ناگهان بانگي برمي‌آيد كه خواجه مرد. قدر لحظه‌ها را بدانيم، به قول شاعر تا شقايق هست، زندگي بايد كرد. ساعت‌مان را دوباره كوك كنيم، زندگي جريان دارد.

پس اين ناراحتي مردم از چيست؟ خيلي‌ها ظاهرا خسته شدند و قرنطينه را ناديده مي‌گيرند؟

براي اينكه حصر خانگي سخت است، نوعي زندان انفرادي است. فرق زيادي هم بين پولدار و بي‌پول، گمنام و سلبريتي وجود ندارد. براي‌تان يك مثال بزنم؛ در جشنواره فيلم‌هاي ۱۰ دقيقه‌اي، نگاه همه تماشاگران به پرده سينما بود. وقتي فيلم شروع شد، تصوير سقف يك اتاق بود. چند دقيقه از فيلم گذشت، ۸ دقيقه اول فيلم تنها تصوير سقف اتاق بود، صداي همه در آمد، خيلي از حاضران سالن سينما را ترك كردند، اما ناگهان دوربين حركت كرد و از سقف خانه پايين آمد و به يك معلول قطع نخاع خوابيده روي تخت رسيد و اين جمله زير فيلم نوشته شد: اين تنها ۸ دقيقه از زندگي اين انسان بود و شما طاقتش را نداشتيد كه صبر كنيد ببينيد آخرش چه مي‌شود.

حالا دوره كرونا و قرنطينه شده و برنامه‌هاي زندگي افراد به‌هم ريخته، شب‌ها تا صبح بيدارند، فيلم نگاه مي‌كنند، تلويزيون مي‌بينند، جوك مي‌گويند، دعوا مي‌كنند، آشتي مي‌كنند، مي‌خوانند، مي‌نويسند، ظهرها صبحانه و عصرها نهار مي‌خورند و نيمه‌شب‌ها شام مي‌خورند. پولدارها چاق و بي‌پول‌ها لاغر شده‌اند، زياد مي‌خوابند و گاهي ساعت‌ها به سقف خيره مي‌شوند.

حالا همه دنيا معناي سلول انفرادي يا خانگي را فهميده است؛ به‌نوعي حتي زندانبان‌ها هم زنداني شده‌اند.

يكي از دوستان به‌طنز نوشته: «از بس تو خونه نشستم و به سقف نگاه كردم، تازه فهميدم ۱۰ سال پيش اوني كه سقف خونمون رو گچبري كرد، يكي از گل‌هاي سقف را ناقص زده است.»

شما در جايي نوشته‌ايد كروناي خوبي، كرونا چه خوبي دارد؟

كرونا خوبي‌هايي هم داشته؛ مثلا در كشور ما يادمان انداخت كه چقدر انسان معلول و جانباز جنگ در آسايشگاه‌ها به‌سختي روزگار مي‌گذرانند.

چقدر انسان قطع‌نخاعي و بيمار سرطاني در بيمارستان‌ها، به اميد ساعت ملاقات خوابيده‌اند. چقدر پدران و مادران كهنسال در خانه سالمندان چشم‌انتظار نشسته‌اند.

كروناي‌ خوبي، يادمان انداخت كه به‌جاي زندان و عبادتگاه، بيشتر بيمارستان و مدرسه بسازيم.

كروناي خوبي، خيلي چيزها را به بهاي جان مردم ‌آموخت. حالا وقت آن است كه از اين آموخته‌ها درس بگيريم.

كروناي خوبي به ما فهماندكه جهان همچنان در دست سياستمداران و سرمايه‌داران است و تنها راه نجات مردم اگر بخواهند كه جهان بهتري داشته باشند، اتحاد و تغيير سياست جهاني است.

شنيدم شما خودتان تجربه كرونا را داشتيد؟

من در اول آذر ۹۸ دچار بيماري شدم كه هنوز موضوع كرونا مطرح نشده بود و پزشكان گفتند آنفلوآنزا است و يك ماه طول كشيد و بسيار سخت گذشت تا بهبود يافتم؛ بعد كه ماجراي كرونا پيش آمد، ديدم همه مشخصات يكسان است و البته بعد هم دخترم بيمار شد كه او هم يك ماهي در خانه بستري و قرنطينه شد و خدا را شكر بهبود يافت، اما تجربه تلخ و سختي است.

عيد نوروز امسال و سال گذشته با همه عيدها متفاوت بود؛ شما عيد را چگونه گذرانديد؟

همان‌طور كه مي‌فرماييد، عيدهاي عجيبي بود. همان‌طور كه گفتم حال دخترم در عيد پارسال خوب نبود و حال بچه آدم كه خوب نباشد، عيد، عيد نيست.

من هم مقلب‌القلوب نگفتم اما از مدبر‌اليل خواستم كه حال همه مردم را به بهترين احوال بگرداند و به شاگردانم پيام دادم كه ديديد علم بهتر از ثروت است. البته يكي از آنها فوري نوشت كه در روز آخر سال، ۵۹ هزار خودرو وارد فلان شهر شده و اين يعني جهل از علم برتر است.

ديگري برايم ‌نوشت كه اسكانديناوي سالم و شاد مانده؛ يعني بهداشت از علم و ثروت بهتر است.

اما من نوشتم جهان يك كل پيوسته است، اگر به ارتعاش و بازگشت كوانتومي آن اعتقاد داريم، بايد بپذيريم كه كروناي ناشناخته، واقعيت شگرفي است براي ظلم و ستمي كه انسان به كره زمين و طبيعت و آب و هوا و كوه و دريا و جنگل و ساير جانداران و حتي همنوعان خود كرده است.

من معتقدم كرونا در سكوت آمد اما تاجدار آمد و جهان را خلوت كرد. آسمان آبي شد و همه مردم زنداني شدند تا معناي انفرادي را بفهمند.

كرونا پاك‌كننده آلودگي‌ها، تغييردهنده ذائقه‌ها و سياست دولت‌ها، نابودكننده خرافات، پاك‌كننده باورهاي غلط، نهضت ساخت مدرسه و دانشگاه و بيمارستان، حامي درخت و جنگل، ياور دشت و طبيعت است و بخشي از آنها جزو كروناي خوبي است. كرونا آمده تا كتاب خوانده شود و منجي و ظهور آگاهي باشد و دماوند ديده شود.

آيا در دوران پساكرونا ما شاهد تحولات جديد اجتماعي و فرهنگي در دنيا خواهيم بود؟

مديرعامل شركت خودروسازي بنز قبل از كرونا اعلام كرده بود ۸۰ درصد رفت‌وآمدهاي شهري در آينده حذف خواهد شد و رقيبان بنز، شركت‌هاي توليد خودرو نيستند، بلكه شركت‌هايي مثل اپل و گوگل هستند. در ۵ تا ۱۰ سال آينده نرم‌افزار و اطلاعات، همه صنايع را خواهد بلعيد و نيازي به گرفتن گواهينامه رانندگي نخواهد بود و پاركينگ‌ بي‌معنا خواهد شد.

چهره شهرهاي آينده با اين تغييرات عوض خواهد شد و صنايع خودروسازي و شركت‌هاي بيمه ورشكسته خواهند شد. تا ۸۰ درصد رفت‌وآمدهاي شهري حذف خواهند شد و سيستم‌هاي اطلاعاتي جاي آنها را خواهند گرفت؛ بنابراين آلودگي هوا و صوتي و تصادف به حداقل خواهد رسيد، آينده متعلق به شركت‌هاي نرم‌افزاري خواهد بود. هم‌اكنون مي‌بينيد كه شركت خدماتي اوبر كه بزرگ‌ترين شركت تاكسيراني است صاحب يك ماشين هم نيست و فقط يك نرم‌افزار است يا بزرگ‌ترين شركت هتلداري جهان، حتي يك هتل ملكي از خودش ندارد و پول فيزيكي، جاي خود را به پول ديجيتالي مي‌دهد.

يكي از كسب‌وكارهاي فيزيكي كه در آينده رشد خواهد كرد، گردشگري است. انسان‌ها كارهاي خود را به سيستم‌هاي اطلاعاتي واگذار خواهند كرد و تفريح را براي خود نگه خواهند داشت. اگر مي‌خواهيد وارد دنياي جديد شويد، ايده شما بايد با موبايل ارتباط داشته باشد؛ در غير اين صورت بايد آن را فراموش كنيد. ايده‌هايي كه براي قرن ۲۰ طراحي شدند در قرن ۲۱ محكوم به شكست خواهند بود.

خيلي از شغل‌ها تا ۲۰ سال آينده ديگر وجود نخواهند داشت و شغل‌هاي جديد به‌وجود خواهند آمد. قصه آب و برق و سوخت و انرژي‌ها و حتي مواد خوراكي هم تغيير خواهد كرد. هم‌اكنون يك اپليكيشن به‌نام موديز وجود دارد كه احساس شما را نشان مي‌دهد. تا يكي دو سال ديگر اپليكيشن‌ها قادر خواهند بود كه از طريق آناليز حالت‌هاي صورت بگويند كه كلام گفته شده دروغ است يا راست. همه مردم داراي موبايل خواهند بود و آموزش ارزان خواهد شد و با مترجم‌هاي همزمان، همه مردم تا يكي دو دهه آينده قادر به تكلم به زبان واحد خواهند بود.

چه محورهايي را براي ارزيابي عملكرد دولت‌ها در مواجهه با كرونا در نظر مي‌گيريد؟

نخست‌وزير بريتانيا در همان هفته اول شيوع كرونا در اين كشور گفت: دوره كرونا تا يكي، دو سال ادامه خواهد داشت. رئيس‌جمهوري فرانسه گفت: در ابتداي بحران كرونا هستيم و مبارزه با كرونا مسابقه با زمان است. رئيس‌جمهوري آلمان گفت: براي كند كردن روند شيوع به چند ماه نياز داريم تا دارو كشف شود؛ اما رئيس‌جمهوري ايران فرمودند: كرونا شنبه مي‌رود، قرنطينه لازم نيست، ۷۰ درصد بايد بگيرند، ما راستگوترين هستيم.

به‌نظرم آنجلا مركل يكي از زيباترين مفاهيم انساني را در مبارزه با كرونا اعلام كرد. او گفت: كساني كه مي‌ميرند، عدد نيستند، انسانند، براي‌شان مي‌جنگيم. هيچ چيز تا اين حد، زندگي ما را در كنار يكديگر تحت تاثير قرار نداده است. تنها وقتي از پس اين بحران برمي‌آييم كه همه، اين را وظيفه خودشان بدانند؛ موضوع جدي است و شما هم آن را جدي بگيريد. كساني كه حالشان وخيم مي‌شود، عدد و رقم نيستند، پدر، پدربزرگ، مادر، مادربزرگ، همسر و فرزند ما هستند، انسان‌اند.

در دوران كرونا، بين رسانه‌هاي مختلف، مثل راديو، تلويزيون، مطبوعات و دنياي مجازي، كدام يك موفق‌تر عمل كرده است؟

نمي‌دانم نخستين بار چه كسي وبلاگ، فيس‌بوك، تلگرام، اينستاگرام، توئيتر، واتس‌آپ و آنچه از طريق اينترنت، به روابط انساني شكل جديد داد و جاي نامه و تلفن و حرف زدن را گرفت را دنياي مجازي نام‌گذاري كرد، اما هر كس كه بوده، اشتباه كرده است. امروزه دنياي مجازي از هر دنياي واقعي، واقعي‌تر است.

هر شهروندي با يك تلفن همراه، گزارشگري ورزيده و خبرنگار واترگيت است، رازهاي مگو را آشكار مي‌كند، رسانه است، راديو است، تلويزيون است، كتاب است، روزنامه است، مجله است، تاكسي است، صف است، خريد است، سلماني است، خواستگاري است، حمام زنانه است، جمع مردانه است، سفر است، سواد است، دانش است، مترجم است، مسكن است، دوست‌ياب است، مسيرياب است، فرصتي براي گفتن و نوشتن است، براي قصه‌هاي ناگفته، براي درددل كردن، براي ابراز محبت، براي پيدا كردن بخش خالي ليوان، براي شوهريابي، براي زن گرفتن، براي دوست داشتن، براي برنامه‌ريزي، براي پيشرفت، براي ديده شدن، براي سلام‌وعليك‌هاي گمشده در تاريخ، براي يافتن خاطره‌ها، براي بخش پنهان زندگي، براي آكواريومي شدن، براي تكثير شدن يك انديشه، يك تصوير به بي‌نهايت و همه اينها، نشانه يك واقعيت است، واقعيت. دنياي اينترنت و همه برنامه‌هاي ارتباطي كه تا امروز ساخته شده‌اند، واقعي هستند و بايد مخالفان، دستشان را در برابر اين فناوري بالا ببرند و تسليم آن شوند.

بايد بپذيريم كه اين دنياي مجازي، ديگر مجازي نيست، گوش و چشم ماست، هر لحظه با ماست، سردرگريبانش هستيم، آويزانش هستيم، بي‌او گمشده‌اي داريم، نبودش اضطراب‌آور است، وجودش آرامش‌بخش است، مظهر زيبايي‌شناسي است، زشتي‌ها را زيبا جلوه مي‌دهد، ناز مي‌فروشد، غمزه دارد، تحريك مي‌كند و ديگر دنياي مجازي نيست، بخشي از خود ماست و در دوره كرونا و بيكاري ۸ ميليارد انسان حبس شده در خانه، دنياي مجازي و موبايل‌ها پيروز صحنه رسانه‌ها و اطلاع‌رساني شدند.

آيا كاري هست كه به‌طور نمونه سازمان‌هاي دولتي بتوانند انجام دهند كه در كنترل اين بيماري موثر باشد؟

بله؛ حتما هست. ويروس كرونا اين روزها همه را گرفتار كرده، اما آنكه نيازمندتر و بي‌پناه‌تر است تدبيري هم نمي‌تواند بينديشد؛ به‌طور مثال كودكان زباله‌گرد، غذاي كافي و مناسب ندارند، ديدن اين بچه‌ها در كوچه‌ها، دل هر آدمي را ريش‌ مي‌كند، اكثرا مهاجر هستند، سواد خواندن ندارند، حمام نمي‌روند، بيمه و مرخصي ندارند، دسترسي به دارو و درمان ندارند، اوراق هويتي ندارند و اين روزها بيشترين احتمال ابتلا به بيماري و كمترين امكان حمايت از خود را دارند.

سال‌هاست كه در بسياري از كشورها، زباله از منازل تفكيك مي‌شود، هر خانه براي خودش چند سطل بزرگ دارد كه زباله تر از پلاستيك، كاغذ، شيشه و باغباني تفكيك مي‌شود. صد بار نوشتيم كه اين حداقل كاري است كه شهرداري مي‌تواند انجام دهد؛ ساخت سطل‌هاي زباله، كار توليدي است، هزينه آن از همين تفكيك كاغذ و پلاستيك در مي‌آيد، تازه شما كه بلديد پولش را از مردم هم بگيريد، به درآمدهايتان افزوده خواهد شد. در جهان، زباله را طلاي كثيف نام گذاشته‌اند، ثروت بادآورده است كه از آن غفلت كرده‌ايد، حساب و كتابش هم سخت است، شهرداري تهران مي‌تواند محله به محله شروع كند، شهرهاي ديگر الگو خواهند گرفت. خريدن و تهيه چند هزار ماشين رفت‌وروب كوچه‌ها، اين رفتگران دلسوز شهري را نجات خواهد داد. براي از بين بردن بيماري‌ها، بايد كارهاي زيربنايي انجام شود.

اگر نكاتي مانده و فكر مي‌كنيد لازم است بفرماييد؟

تاكيد مي‌كنم كه به مطالبي كه توسط منابع بي‌هويت، نامعلوم يا جعلي منتشر مي‌شوند، توجه نكنيم. عده‌اي دنبال كاسبي خودشان هستند و گروهي هم درگير مسائل سياسي و باند‌بازي‌اند.

دروغ‌‌هاي هر رسانه‌اي را نبايد باور كرد. مطالبي كه مردم را مي‌ترساند و نااميد مي‌كند و منبع معتبري ندارد را در دنياي مجازي براي همديگر ارسال نكنيم، به همديگر اميد دهيم و روحيه خود و ديگران را بالا نگه داريم. البته اميد واهي هم نيست، چون كرونا هم مثل هر بيماري ديگري تمام مي‌شود و در عين حال جلوگيري از آن بسيار ساده است، شستن دست‌ها و رعايت فاصله با ديگران كار ساده‌اي است. دولت هم موظف است كه همه تلاش خود را براي اطلاع‌رساني مناسب انجام دهد. از تلاش كادر درماني كشور كه شبانه‌روز پاي كار ايستاده‌اند بايد قدرداني كرد.

رسانه‌ها براي زدودن وحشت و برگرداندن آرامش به مردم بايد تلاش مضاعف انجام دهند. وزارت صنعت، معدن و تجارت هم بايد در رفع كسري مواد بهداشتي توجه بيشتري از خود نشان دهد. قوه قضاييه بايد به‌صورت روزانه با گرانفروشان و دلالان مايحتاج مردم برخورد جدي كند. مردم هم بايد با دقت دستورات پزشكي و موارد مختلف بهداشتي را براي سلامت خود و جامعه انجام دهند. رفع شر كرونا يا هر ويروس ديگر، همت جمعي ملت و دولت را مي‌طلبد. در پايان لازم است از پزشكان، پرستاران، آتش‌نشانان، رفتگران، خبرنگاران، اورژانس‌ و دهها گروه ديگر خدماتي كه جان بر كف كنار مردم مانده‌اند قدرداني كنيم و به ياد كساني باشيم كه روزهاي تلخ را تجربه مي‌كنند. واكسن هم نياز جامعه است، آقاي دولت بايد از توصيه دست بردارد و بدون بهانه، واكسن تهيه كند.

منبع: www.gostaresh.news