شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : گزارش نشست آنلاين«روابط عمومي ايران و پاندمي كرونا»
دوشنبه، 26 آبان 1399 - 21:02 کد خبر:45410
امامي در ابتداي صحبت هاي خود درباره شيوع كرونا بر فعاليت هاي روابط عمومي به تاثيرات اين ويروس بر ارتباطات اجتماعي مي پردازد و مي گويد: يكي از تأثيرات كرونا بر ارتباطات، كاهش تعاملات اجتماعي است. كرونا باعث تغييرات اساسي در ارتباطات چهره به چهره شد و جمع هاي ما كوچك شدند. همچنين حضور و فيزيك افراد جاي خود را به تصاوير مجازي داد.



شبكه اطلاع رساني روابط‌عمومي ايران (شارا)-|| نشست آنلاين«روابط عمومي ايران و پاندمي كرونا» با سخنراني دكتر حسين امامي رئيس انجمن متخصصان روابط‌عمومي ايران، دكتر منصور ساعي استاديار ارتباطات پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي و مژگان جزي زاده كريمي رئيس روابط عمومي ستاد فرماندهي مديريت بيماري كرونا در كلان شهر تهران برگزار شد.

به گزارش شارا به نقل از شفقنا، امامي در ابتداي صحبت هاي خود درباره شيوع كرونا بر فعاليت هاي روابط عمومي به تاثيرات اين ويروس بر ارتباطات اجتماعي مي پردازد و مي گويد: يكي از تأثيرات كرونا بر ارتباطات، كاهش تعاملات اجتماعي است. كرونا باعث تغييرات اساسي در ارتباطات چهره به چهره شد و جمع هاي ما كوچك شدند. همچنين حضور و فيزيك افراد جاي خود را به تصاوير مجازي داد.

او ادامه مي دهد: از ديگر تاثيرات اين ويروس، پيشتازي تكنولوژي و استفاده از آن بود. انسان در عصر
كرونا بيش از هر چيز وامدار كرونا است، مثلا ويديو كنفرانس ها و آموزش هاي تحت شبكه بسيار رونق گرفت. همچنين شاهد افزايش ترويج برنامه ها و اپليكيشن ها و گجت هاي رهيابي بوديم.

امامي با اشاره به ديگر تاثيرات كوويد ۱۹ بر ارتباطات بيان مي كند: اين ويروس باعث شد تا مردم به رسانه ها وابستگي بيشتري پيدا كنند و مطالعه آنها هم بالا رفت و مردم در دوره هاي مهارتي بيشتري شركت كردند.

او با توضيح درباره فعاليت روابط عمومي ها با توجه به گسترش كرونا مي گويد: روابط عمومي ها در دوره كرونا تعطيل نبودند. چون ابزار اصلي كارشان وب سايت و رسانه هاي اجتماعي است. از طرفي ديگر ما شاهد كمتر شدن تبليغات در رسانه ها و كاهش توزيع روزنامه هاي چاپي بوديم و در عوض تبليغات در وب سايت ها و شبكه هاي اجتماعي افزايش پيدا كرد. همچنين ارتباطات ديجيتال رونق گرفت. مثلا بسياري از جلسات، مراسم ها و نشست هاي خبري و نشست هاي آموزشي به سمت آنلاين شدن، رفت.

در ادامه امامي به برنامه كلان چندين روابط عمومي در كشورهاي مختلف پرداخت و توضيح مي دهد: كره جنوبي برنامه اي تحت عنوان«تراست» تدوين كرد كه اين برنامه مخفف شفافيت،مسئوليت پذيري، اتحاد و همكاري، دانش و سرعت عمل و همبستگي است. همچنين اين كشور اپليكيشن هاي رديابي براي گوشي هاي هوشمند در نظر گرفت، و از همان ابتدا ماسك را اجبار كرد. در كشوري چون ژاپن هم فرهنگ سلامت محور آن خيلي در مهار كرونا كمك كرد. مثلا بسياري از مردمان آن خيلي قبل تر شروع به استفاده از ماسك كردند.

او ادامه مي دهد: موفقيت كشوري چون سنگاپور هم به خاطر مستندسازي هايي بود كه درباره سارس انجام داده بود و در اين كشور مقررات سختي براي كنترل پاندمي انجام دادند. يكي از برنامه هاي مهم اين كشور، برنامه رديابي بود و براي سالمندان يك گردنبند بلوتوث براي اطلاع از وضعيت سلامتي شان ساختند. يا گجت هايي براي مسافران در قرنطينه طراحي كردند. از ديگر برنامه هاي خوب سنگاپور اين بود كه يك كارگروه متشكل از وزراي سلامت،اقتصاد و..تشكيل داد كه كارشان جمع آوري آخرين اخبار درباره كرونا بود و آنها را به مردم ارايه مي كردند.

امامي با اشاره به برنامه هاي موفق نيوزلند در كنترل ويروس كرونا مي گويد: سازمان بهداشت جهاني، مديريت سختگيرانه نيوزلند در بحران كرونا را به عنوان الگويي مثال زدني تحسين كرد. استراتژي خانم نخست وزير و دولت، همدلي با مردم بود نه موعظه. به همين خاطر مردم اعتماد بسيار زيادي به دولت دارند. دولت اين كشور پيام هاي سلامت را به درستي به مردم اين كشور ارائه كرد. همچنين از فيس بوك براي ارتباط با مردم استفاده كرد.

امامي در بخش ديگري از صحبت‌هاي خود به نتايج افكار سنجي داخل كشور اشاره مي كند و مي گويد: مردم بيشتر تمايل به دريافت مشاوره هاي پزشكي و اطلاعات سلامت از سوي متخصصان داشتند نه دولت. مسأله بعدي عدالت ميان مردم و مسئولان بود كه باعث ناراحتي مردم شده چرا كه عدالت در دريافت خدمات كمتر رعايت شده است. نكته بعدي اين بود كه مواضع مسئولان كشور وتناقض بين مواضع مسئولان و رسانه هاي رسمي، مردم را دچار ترديد كرده است.

او مي گويد: بحران كرونا مي تواند از طريق ايجاد شفافيت، اعتماد بين مردم و سيستم را بازسازي كند. يكي از نتايج افكار سنجي حاوي اين مسأله بود كه برخي رسانه ها به صورت اغراق آميز گزارشي از مسافرت رفتن مردم تهيه كردند كه اين مورد تاثير منفي داشت و مردم را براي سفر رفتن بيشتر ترغيب كرد.

او با اشاره به ديگر نتايج افكار سنجي ادامه مي دهد: همچنين ۴۲/۶ درصد از مردم اخبار كرونا را از طريق شبكه هاي اجتماعي پيگيري مي كردند و ۳۳/۱ درصد هم پيگيري نمي كردند. جوانان و افراد تحصيلات دانشگاهي بيشتر اخبار كرونا را در شبكه هاي اجتماعي پيگير مي كردند.

او در ادامه با اشاره به عملكرد روابط عمومي ها در اطلاع رساني مي گويد: ما در ابتدا شاهد يك سردرگمي در اطلاعات و ناكافي بودن اطلاعات بوديم. همچنين پراكندگي و عدم هماهنگي در اخبار هم ديده مي شد. اما از ارديبهشت عملكرد روابط عمومي ها در اطلاع رساني كمي بهتر شد. يعني آگاه سازي و اطلاع رساني شفاف تر و زودهنگام شد و تلاش براي جلب اعتماد و صداقت با مردم بيشتر شد.

اين مدرس دانشگاه به عملكرد مثبت روابط عمومي ها در اين چند ماه اشاره مي كند و مي گويد: روابط عمومي ها اقدامات خوبي به منظور تقويت روحيه همبستگي و افزايش تاب آوري در جامعه، تقويت آرامش فكري و روحي جامعه، آموزش، مسئوليت اجتماعي انجام دادند.

امامي با توصيه به وظايف خاص روابط عمومي ها در دوران كرونا بيان مي كند: دستورالعمل مديريت بحران داشته باشيد و بر اساس آن عمل كنيد، نياز و مشكلات مردم را شناسايي كنيد و به مديران سازمان منتقل كنيد، آگاهي بخشي، آموزش و اطلاع رساني پيشگيرانه اولويت دارد. اصناف و دولت بايد همسو و پاسخگويي موثر داشته باشند، حيطه مسئوليت اجتماعي سازمانتان را گسترش دهيد، در صفحه اول سايت بخش كرونا و اقدامات حمايتي از مشتريان را بياوريد، ارزيابي اقدامات و مستندسازي تجربيات روابط عمومي را از بدو امر در دستور كار قرار دهيد.

او در جمع بندي صحبت هاي خود مي گويد: روابط عمومي ها در دوران كرونا پسرفت و عقبگردي نداشته اند. در عصر كرونا براي روابط عمومي ها دوران پيشتازي ارتباطات ديجيتال بود. امروزه حرف اول را در روابط عمومي ها، توليد محتوا براي رسانه هاي اجتماعي مي زند. برخي مشاغل در روابط عمومي نياز به بازنگري در وظايف و فرايند هاي كاري دارند.

در ادامه اين نشست دكتر ساعي با اشاره به اينكه چرا كنش‌گري روابط عمومي ها در بحران ها مهم است، مي گويد: روابط عمومي در معناي مدرن و سازمان يافته خود در ايران حدود ۶۷ سال پيش در سال ۱۳۳۴ در شركت نفت ايران و انگليس ايجاد شد. روابط عمومي در اين مدت با بلاهاي طبيعي و غير طبيعي زيادي در اين سال ها روبرو بوده است. ظرف ۵ سال گذشته كشور ما شاهد ۶ بحران بزرگ طبيعي و غير طبيعي بوده است. اما هيچ بحراني تا كنون نظير پاندمي كرونا از نظر گستردگي جغرافيايي و طولاني بودن تمام حوزه هاي حيات فردي و اجتماعي را درگير نكرده است. به دليل هزينه ها و پيامدهاي انساني، اقتصادي و اجتماعي مي توان گفت كه ما نه با يك بحران مقطعي بلكه با يك فاجعه ملي طولاني مدت مواجه هستيم.

ساعي ادامه مي دهد: مديريت فاجعه اي نظير كرونا زماني موفق مي‌شود كه موضوع بحران يا فاجعه در اولويت و دستور كار دولت، نظام ارتباطي و جامعه قرار گيرد. آنچه در اولويت نظام ارتباطي اهميت دارد، پلان و برنامه ريزي ارتباطي و رسانه اي براي نحوه مواجهه با كوويد ۱۹ و تناسب برنامه هاي روابط عمومي با نيازهاي واقعي مخاطب، ميزان پوشش موضوع و آشنا كردن مردم با پديده است. در اولويت عموم هم، ميزان آشنايي و آگاهي مردم از پديده، باور و قضاوت نسبت به پديده اهميت دارد. مداخله روابط عمومي در بحران به عنوان بخشي از نظام ارتباطي از اهميت برخوردار است.

ساعي در ادامه به مشكلات روابط عمومي ها در جريان اطلاع رساني كرونا در كشور اشاره مي كند و مي گويد: چالش هاي مداخله روابط عمومي ايران در بحران كرونا چندين مورد است كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي كنم،يكي از آنها نداشتن برنامه ارتباطي بحران و فاجعه است اين برنامه ارتباطي شامل؛ ليست كردن و شناسايي مسائل و بحران هاي بالقوه و بالفعل، مشخص كردن و معرفي سخنگو، استراتژي ارتباطي، رسانه اي و محتوايي، تجزيه و تحليل و ارزيابي پس از بحران است كه روابط عمومي هاي ما فاقد آن بودند. متاسفانه روابط عمومي ها علي رغم حوادث تلخي چون سيل و زلزله، همانند آتش نشان عمل كردند نه با يك برنامه انديشيده شده.

او ادامه مي دهد: چالش بعدي مداخله روابط عمومي به عدم توجه به مقوله آشناسازي جامعه با بحران مربوط مي شود. آشناسازي به عوامل ذيل بستگي دارد؛ ميزان مرئي و سابقه قبلي داشتن يا نامرئي و ناگهاني بودن پديده بحراني، ميزان برجستگي موضوع براي سازمان و دولت، توانايي اقناع و باورپذيري جامعه و اعتبار نظام ارتباطي هم مهم است، ميزان سرمايه اجتماعي و نهادي سازمان در جامعه مثل وزارت بهداشت، صدا و سيما، ميزان توانمندي و اقتدار دولت در سياست گذاري، تصميم گيري، برنامه ريزي و عمليات اجرا در زمان بحران، است.

ساعي ديگر چالش اين نهاد در ۹ ماه گذشته را، كم توجهي به مديريت پيام و محتوا مي داند و توضيح مي دهد: اما اين كم توجهي در چند وجه بود، از جمله؛ عدم تعادل محتوا و مضامين، فقدان يك سبك و لحن محتوا و گفتار ويژه بحران، غلبه ادبيات جنگ در مقابله با موجودي نامرئي بر ادبيات مشاركت و همدلي انساني، بي توجهي به تنوع فرهنگي و ارزشي ايران در توليد محتوا.

ساعي معتقد است مسأله بعدي براي روابط عمومي ها، فقدان راهبرد ارتباطي و رسانه اي مطلوب و فراگير بود. او بيان مي كند: در واقع ما شاهديم در جريان اطلاع رساني كرونا، رويداد محوري بر فرايند محوري غالب بود. همچنين ما نتوانستيم شكل دهي مناسبي به كمپين هاي مشترك بين نهادي بدهيم. از ديگر مولفه هاي مهم در اين راهبرد ارتباطي، برائت گرايي نهادي و انتقال مسئوليت بود. به اين معنا كه در جريان كرونا بيشتر سعي بر متهم ساختن مردم به عدم رعايت فاصله اجتماعي و ماسك نزدن بود و نقش دولت در بازگشايي كسب و كارها در نظر گرفته نشد. همچنين به ظرفيت رهبران افكار هم بي توجه بوديم. در واقع از اعتبار و جايگاه اين رهبران در مناطق مختلف كشور براي ترغيب مردم به تغيير رفتار و باوراندن خطر كرونا در راستاي حفظ سلامت و امنيت رواني آنها استفاده نشد.

او ادامه مي دهد: نكته بعدي در بحران كرونا، اينكه نظام ارتباطي و روابط عمومي ما فاقد مستند سازي تجربه مواجهه با بحران بود. ما در اين سال ها شاهد دو گزارش ملي از دولت بوديم يكي گزارش پلاسكو و ديگري سيل بود. هر چند آنها را هم نمي توان در معناي واقعي گزارش ملي ناميد. چرا كه هر بحراني بايد در زمان خودش تهيه شود نه بعد از آن بحران. منظور از مستند سازي تجربه، ثبت آمار و اطلاعات مرگ و مير و بهبود يافتگان و نحوه درمان، ثبت مديريت بودجه و منابع و امكانات، ثبت نحوه مديريت پيام ها و اخبار، شايعات و اخبار جعلي و …. در واقع مستند سازي تجربه زيسته بحران يعني تهيه گزارش هاي تحقيقاتي بي طرفانه از تمام ابعاد رويداد.

ساعي در ادامه صحبت هاي خود به مزاياي مستندسازي تجربه بحران اشاره مي كند و مي گويد: مستند سازي تجربه بحران به تصميم سازي و سياست گذاري داده محور و شفاف در بحران هاي آينده مي انجامد. مستند سازي تجربه بحران به يك سيستم سياسي و يك نظام اجتماعي، خلأ ها و چالش ها و فرصت ها را يادآوري مي كند. مستند سازي يك حق اساسي نسل هاي اجتماعي فعلي و نسل هاي آينده است تا بدانند كه چه گذشت و چه بايد كرد و در آينده چگونه از تكرار فجايع پيشگيري و چگونه آن را مديريت كنند.

او به چالش عدم مداخله و كنش‌گري مسئولانه انجمن هاي روابط عمومي ها اشاره مي كند و بيان مي كند: انجمن هاي روابط عمومي به عنوان متوليان صنفي و حرفه اي امر روابط عمومي در كشور نتوانسته اند به تصميم سازان و تصميم گيران دولت و سازمان ها تفهيم كنند كه در شرايط كنوني، تعطيل نكردن ادارات، سازمان ها و موسسات يعني توسعه و تعميق بحران كه در نهايت منجر به كاهش اعتماد اجتماعي و فروپاشي سرمايه اجتماعي دولت و سازمان ها مي شود.

ساعي مي گويد: روابط عمومي بايد به مديران سازمان تفهيم كند كه سازمان زماني مي تواند به حيات و رشد خود ادامه دهد كه احساس مسئوليت جان كاركنانش و مخاطبانش و شهروندانش بالاترين ارزش باشد و تعطيلي موقت ادارات مي تواند به جلوگيري از يك فاجعه ملي كمك كند.

در ادامه اين نشست كريمي با اشاره به ويژگي هاي روابط عمومي مي گويد: روابط عمومي ايراني مانند بروكراسي اداري اش، سازمان زده است به همين خاطر چابك نيست و كنترل محتوا از سوي مخاطب نمي باشد و از سوي راس سازمان است. اگر از ديدگاه مخاطب به روابط عمومي نگاه كنيم، اين نهاد در ايران بايد ويژگي هاي متفاوت تري داشته باشد. يعني كنترل پذيري جمعيت، پذيرش پيام، تلاش براي جلب اعتماد مخاطب.

او با اشاره به تاثيرات كرونا بر چگونگي عملكرد روابط عمومي ها بيان مي كند: درباره پاندمي كرونا بايد از مسأله اي به نام شتاب زدگي و سرعت زياد در همه موضوعات ياد كنيم. چرا كه خيلي از كارها و برنامه ها كه بر زمين مانده بودند سرعت عمل بيشتري به خود گرفت و انجام شد. مثل ديجيتالي شدن و بحث هاي توسعه زير ساخت ها. حال چرا اين اتفاق افتاد چون اين پاندمي يك بهاي سنگيني براي يك سري تجارب و دستاوردها بود. در همين ۹ ماه اخير به روابط عمومي ها به عنوان يك نهاد هدايت گر نگاه شد و همه از اين نهاد توقع و انتظار داشتند. به همين خاطر كرونا باعث شد تا درك روابط عمومي به عنوان يك نهاد مسأله مند براي مردم در عرض چند ماه تفهيم شود.

كريمي ادامه مي دهد: همه حس كردند بايد نهادي براي توليد محتوا، پيش بيني و مشاوره وجود داشته باشد به خصوص درباره پاندمي كرونا كه به شدت در تعامل با مردم است و نياز به فرمانپذيري و مشاركت مردم دارد. اما از سوي ديگر براي مشاركت نياز به افكار سنجي و شناخت افكار عمومي داريم كه همه اينها مشمول وظايف روابط عمومي هاست. در همين شتاب زدگي مسايل به دنبال كرونا، خيلي از نهادها و افراد نتوانستند خود را با اين بحران به روز كنند. به همين خاطر بسياري از موسسات غير مرتبط جاي آنها را گرفتند از توليد پيام گرفته تا بسياري از مسائل ديگر.همچنين كرونا باعث شد تا بسياري از روابط عمومي ها ديده شوند و ابزارها و امكانات خوبي هم در اختيار آنان قرار گرفت.

او با اشاره به عملكرد روابط عمومي ستاد فرماندهي در شهر تهران بيان مي كند: بايد اين نكته را بگويم كه شهر تهران در برخورد با كرونا با وضعيت بسيار پيچيده اي روبرو بود از جمعيت شناور گرفته در آن تا حاشيه نشينان كه از نظر امكانات بهداشتي بسيار فقير هستند. همچنين در اين شهر ما با مسايل اجتماعي چون كودكان كار و ..‌ روبرو بوديم كه شرايط تهران را خاص كرده بود. ستاد كروناي تهران تصميم گير نبود اما هر كجا كه به مشاوره و كمك ما نياز داشتند، ما وارد عمل مي شديم و نظر خود را به مراجع بالاتر ارجاع مي داديم. به نظرم با توجه به بضاعتي كه وزارت بهداشت داشت، ستاد كرونا عملكرد خوبي داشت.

او ادامه مي دهد: كرونا يك ويروس موذي و قابل ديدن نيست و همين نامرئي بودن درك را براي مخاطب مشكل مي كند. آنچه كه روابط عمومي ها و رسانه ها درباره كرونا با آن روبرو بودند، عدم قطعيت بود. يعني چون اظهار نظر مشخص و قطعي درباره اين ويروس وجود نداشت، كار اطلاع رساني را سخت و پيچيده مي كرد. به همين خاطر اگر سازمان، نهاد يا يك موسسه آموزشي امروز درباره اين كرونا اظهار نظري كند و فردا روزي آن را نقض يا اصلاح كند، مخاطب نسبت به آن نهاد بي اعتماد مي شود. زمان بر بودن كرونا، اين بحران را از ساير بحران ها جدا مي كند. پس مديريت اين بحران و توليد محتوا در زمان هاي مختلف واقعا متفاوت است. مثلا پيامي كه در اسفند براي مردم مخابره مي كرديم، قطعا الان ديگر جواب نمي دهد. ما مي توانيم اين موضوع را در آمارزدگي ببينيم. اوايل كه آمار مبتلايان و فوتي ها بالا مي رفت بسياري از مردم به آن حساسيت خاصي نشان مي دادند. اما رفته رفته اين امر عادي و تبديل به يك شاخص شد. به همين منظور نياز بود براي پذيرش پيام هايمان، ادبيات خود را با مردم تغيير دهيم. متاسفانه ما بعد از ۹ ماه هنوز در بحث شفافيت در تصميم گيري دچار سردرگمي هستيم.

كريمي با اشاره به اقدامات صورت گرفته در روابط عمومي مي گويد: يكي از اقدامات ما در ستاد، اطلاع رساني صريح، سريع و با دقت به مردم بود كه تقريبا از همان ابتدا ما ارتباط خبري زنده را با مردم در نظر گرفتيم. همچنين به ورود خبرنگاران با تجهيزات كافي كمك هاي زيادي كرديم و ارتباط و تعامل ما با رسانه ها، لحظه اي و دايناميك بود .سعي كرديم آموزش هاي توصيه شده توسط متخصصان را به زبان عامه مردم تهيه و ارائه دهيم. همچنين با كمك گرفتن از سرمايه اجتماعي ديگر وزارتخانه ها موفق به راه اندازي خط گوياي تلفن براي ارتباط گرفتن با مردم شديم. از همان روزهاي اول كار مستندسازي را هم با يك گروه فيلمبردار شروع كرديم كه خيلي از نقاط عملكردي و مديريتي را ثبت و ضبط كردند.