شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : كارل يونگ و چهار الگوي انساني
شنبه، 29 آبان 1400 - 08:30 کد خبر:35396
كارل يونگ روانكاو معروف سوييسي معتقد است همانطور كه ما انواع قابليت هاي فيزيكي و غرايز را از اجدادمان به ارث مي بريم، روح و روان و نيت ها و خصوصيات نيز به ما منتقل مي شوند.



شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا)- كارل يونگ روانكاو معروف سوييسي معتقد است همانطور كه ما انواع قابليت هاي فيزيكي و غرايز را از اجدادمان به ارث مي بريم، روح و روان و نيت ها و خصوصيات نيز به ما منتقل مي شوند.

به نظر يونگ، ما انسانها بدون اينكه متوجه باشيم از يك انبار بزرگ اخلاق، رفتار، تجربه و حتي شكست ها و ترس هاي اجدادمان تاثير مي گيريم. انبار مشتركي كه آن را « ناخودآگاه جمعي» مي نامد.

بر همين اساس، كارل يونگ چهار الگوي ارثي رفتار انساني را شرح مي دهد كه براي رشد شخصيت و روان خودمان استفاده مي كنيم.

چهار الگوي اصلي يونگ يعني « پرسونا، آنيما و آنيموس، سايه و خود» در حقيقت حاصل تجربه و دانش طولاني مدت نژاد بشر است. همه خاطرات و تجربيات و اطلاعات بشر كه مدام افزوده مي شود و به نسل بعدي منتقل مي شود.

يونگ مي گويد هويت يك نوزاد مثل يك تخته سياه دست نخورده نيست كه فقط از اول زندگي بر آن نوشته مي شود، به نظر او انسانها با انواع مدل هاي شخصيتي و هويتي و رفتاري كه از اجداد انساني به ارث برده اند متولد مي شوند.

چهار كهن الگوي اساسي بشر عبارتند از :
۱- شخصيتي كه دوست داريم از خودمان بروز دهيم – The persona
در هر جامعه، فرهنگ و مذهب و اخلاقي وجود دارد كه اغلب ما انسانها با آنها كنار مي آييم و سعي مي كنيم خودمان را شبيه و همراه آنها بسازيم. براي اين كار به تمناهاي منفي درون خودمان، مهار مي زنيم.

۲- شخصيتي كه دوست داريم در سايه نگه داريم – The shadow
هر آنچه كه فكر مي كنيم درست نيست و نبايد قابل دسترس باشد. هر نوع اميال جنسي يا هر نوع شناخت در باره ضعف هاي خودمان يا همه غفلت ها و كم آوردن هاي زندگي، جزو الگوي سايه است. اين بخش از هويت و شخصيت را نمي پسنديم چون نمي خواهيم كينه توز، حسود، طمعكار و بوالهوس باشيم.

۳- قدرت زنانه و ظرافت مردانه – The anima/animus
يونگ معتقد است زن بودن يا مرد بودن يك هويت ثابت انسان نيست و مثلا هر مرد يك بخش زنانه و هر زن هم يك بخش مردان در خود دارد. حتي هر دو جنس از هورمون هاي ديگري، در بدن خود دارند. جوامع بشري به طور سنتي مردان و زنان را به حالت هاي مجزاي زنانه يا مردانه سوق داده اند. در صورتي كه يونگ مي گويد بهتر است بپذيريم در وجود هر زن يا مرد، جنس مخالف وجود دارد كه بايد كشف و توسعه يابد.

۴- خود الگويي – The self
همه وجود ما مدام در حال تلاش است تا به يك تعريف همه جانبه از « خود» برسد. هويتي كه تركيبي از ناخوادگاه جمعي و شخصي ما است. وقتي اين قابليت ايجاد شود ما رشد مي كنيم و به خرد و شعور بيشتر دست مي يابيم.

 

منبع: www.verywellmind.com