شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : تقويم روز ارتباطات/ مسئله توزيع نشريات در ايران
جمعه، 25 تیر 1395 - 09:31 کد خبر:24612
مسئله توزيع نشريات در ايران ـ بيان مطالب، بدون توزيع درست نشريات هدف وزير ارشاد را تأمين نخواهد كرد

شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا)- علي جنتي وزير فرهنگ و ارشاد دولت يازدهم در يك اجتماع كه گزارش آن 13 تيرماه 1393 (چهارم جولاي 2014) انتشار يافت مطالبي بيان كرده بود كه قبلا كمتر شنيده شده بود.

 

به گزارش ايرنا، وي ضمن اظهارات خود گفته بود: "همه كساني كه به نظام، انقلاب و قانون اساسي معتقدند بايد صحنه فعاليت برايشان باز باشد تا بتوانند مطالبشان را بيان كنند.".


در اينجا درباره اين نظر وزير ارشاد دولت يازدهم ابراز نظر كنيم.
در اظهارات نظر علي جنتي آمده بود: "... كه بايد صحنه فعاليت برايشان باز باشد تا بتوانند مطالبشان را بيان كنند». يك وسيله گفتن مطالب «انتشار نشريه و تأليف كتاب» است و همچنين وجود نشريات حرفه اي (ناوابسته و وفادار به اصول و تعاريف ژورناليسم) كه مطالب آنان را به علاقه مندان برسانند. در ايران ِ بعد از بهار سال 1359 كه آخرين دسته روزنامه نگاران حرفه اي كشور اخراج شدند، تيراژها ـ جز در مورد دو ـ سه روزنامه دولتي كه با كمك تَني چند از همين خانه نشين ها ساخته شده اند ـ پايين است. چرا پايين است؟. براي اينكه به قواعد مربوط كه نتيجه تجربه دويست و پنجاه ساله روزنامه نگاري مُدِرن در جهان است توجه نشده است. اين قواعد مي گويد: شرط اولِ توفيق يك نشريه، توزيع آن است. يعني كه «توزيع» حرف اول را مي زند. اين قاعده منحصر به نشريات نيست، هر كالاي ديگر هم نياز به بهترين بازاريابي و عرضه به مشتري دارد. بنابراين، توجه وزير فرهنگ و ارشاد بايد به توزيع نشريات هم باشد. در مورد توزيع نشريات بايد راه را چنان رفت كه رهروان مي روند و اين راهها نتيجه تجربه است. بايد ديد كه در كشورهاي ديگر، توزيع نشريات چگونه است. توزيع روزنامه با مجله فرق دارد. توزيع روزنامه؛ خانه به خانه (هوم دليوري)، در صندوق هاي سكه اي و يا در نيوزستَندها (ميزها و چهارچرخه ها، محل مخصوص در خواربارفروشي ها، ايستگاههاي راه آهن و مترو، فرودگاهها و ...) صورت مي گيرد و مجلات در كتابفروشي ها، دراگ استورها ويا توزيع پُستي ـ پيكي. دولت ها مجلاتي را كه براي ارتقاء آگاهي هاي اتباع مفيد تشخيص دهند خريداري مي كنند و به كتابخانه هاي عمومي، كتابخانه هاي مدارس و افراد مربوط (دبيران، استادان، كارشناسان و ...) مي فرستند. راه ديگر توزيع مجله ها، قراردادن آنها در لاي روزنامه هاست و در اين شكل، بايد رايگان باشند و به درآمد آگهي ها اكتفا كنند.


در ايران پس از انقلاب كه امر توزيع نشريات روش خاص يافته بايد تحت قاعده در آيد و لازم است كه در وزارت ارشاد يك سازمان نظارتي توزيع به وجود آيد. در برخي كشورهاي تازه استقلال يافته دهه 1960، مافيابازي وارد كار توزيع نشريات شده بود و به اشاره برخي از اصحاب منافع، از توزيع يك نشريه «مخالف نويس» خودداري مي شد و اين كار گاهي به شكلي در مي آمد كه يك خبر بين المللي مي شد و اين دولت ها مجبور به ايجاد سازمان نظارت برتوزيع و توسعه توزيع شدند و مسئله حل شد. ولي اين كار بمانند همه امور مربوط به رسانه ها نبايد آلوده به بوروكراسي، كاغذبازي و امضاء دادن و امضاء گرفتن و از اين قبيل باشد كه موفق نخواهد شد. نشريات فرهنگي و با زمينه آموزش عمومي و ارتقاء معلومات ـ بايد با كمك دولت به دانشگاهها و مدارس ارسال و ميان مدرس و دانشجو توزيع شود. نشريات حاوي مطالب روزنامه نگاري و عكس براي رسانه هاي خبري و روزنامه نگاران ـ صرف نظر از دريافت درخواست ارسال شود. در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در اصول متعدد تاكيد بر آموزش عمومي و مطبوعات شده است. اسلام بيش از هر دين ديگر تاكيد بر فرهنگ و ارتقاء معلومات دارد. ارتقاء معلومات ـ ارتقاء تمدن را باعث مي شود. سردبيران نشريات بايد در جريان تحولات روزنامه نگاري قرارداشته باشند. روزنامه داري و مجله داري، توزيع كتاب، فيلم سينمايي و آلبوم موسيقي در عصر اينترنت با ادوار سابق فرق بسيار كرده است بايد خودرا تطبيق داد و يا عقب ماند و مخاطب از دست داد.


در دوران دانشجويي روزنامه نگاري در آمريكا، كارآموزي در توزيع و تيراژ را در يك روزنامه (در آن زمان 138 ساله) با 450 هزار نسخه فروش انجام دادم و براي مدتي ناظر بر توزيع آن بودم. 89 درصد نسخه ها «خانه به خانه» توزيع مي شد، 6 درصد در جعبه هاي خودكار و 5 درصد در نيوزستند كه عمدتا كتابفروشي ها، چهارچرخه ها و سوپرماركت ها بودند.


مجلات در سوپرماركت ها، دراگ استور ها و كتابفروشي ها در محل هاي هرمي شكل ِ گردان قرار داده مي شوند. اين هرم ها طوري تعبيه شده اند كه هنگام قرارداده شدن مجله ها، هيچكدام روي ديگري قرار نگيرد تا ديده نشود. همچنين محل هاي خاص در خوابگاههاي دانشجويان. دولت و شهرداري ها از همه مجلات نسخه هايي را در كتابخانه هاي عمومي، دبيرستاني و دانشگاهي قرار مي دهند تا علاقه مندان بخوانند. برخلاف روزنامه ها، مطالعه تمامي مطالب يك مجله در اينترنت رايگان نيست. خوشبختانه در ايران رايگان است ولي كمتر ديده شده كه راديو تلويزيون ايران مروري بر مطالب يك مجله داشته باشد كه در عين حال تشويق به خواندن آن است. فلسفه دولتي بودن راديوتلويزيون همين است كه در 90 درصد كشورها، اين دو رسانه همگاني دولتي هستند و هزينه آنها از جيب ملت است. بنابراين تا مجله اي معرفي نشود شناخته نخواهد شد، زحمات و سرمايه ناشر هدر خواهد رفت و دچار يأس خواهد شد.


در تهران بيش از هر شهر ديگر جهان، نشريه منتشر مي شود و شايد 5 تا ده برابر بيشتر و بنابراين نيوزستندها، جا براي در معرض ديد قرار دادن همه نشريات ندارند و بعضي نشريات در زير نشريات ديگر قرار مي گيرند و ديده و فروخته نمي شوند مخصوصا كه اگر جديدالانتشار باشند و ناشناخته كه بايد اين مسئله حل شود تا زحمات و هزينه ها هدر نرود و پشيماني از انتشار كه خدمت فرهنگي است پديد نيايد. بايد دانست كه دكه خياباني (در تهران؛ كيوسك) جاي توزيع مجله نيست. بايد راهي رفت كه رهروان مي روند. بايد ديد كه در ساير كشورها عَرضه روزنامه و مجله چگونه است.


همچنين بايد ديد كه امر توزيع در ايرانِ پيش از سال 1371 چگونه بود. از دوران قديم تا زمان جنگ (جنگ عراق با ايران) هر روزنامه تهران داراي توزيع از آن خود بود؛ به صورت خط و نيز توزيع با دوچرخه. دوچرخه سواران ـ دهها نفري ـ مي آمدند و روزنامه را با 25 درصد كمتر از بهاي تعيين شده مي خريدند و هركدام در چهارراه و كوچه هاي معين با جار زدن و گفتن تيتر اول روزنامه با صداي بلند مي فروختند. صاحبان خطوط، با وانت روزنامه هارا مي بردند و با مخلوطي از هوم دليوري و نيوزستند توزيع مي كردند. براي خطوط دوردست، سازمان حمل و نقل روزنامه و در برهه اي با سه چرخه هاي وارداتي از ايتاليا روزنامه رساني مي كرد ـ درست مطابق همين كاري كه در كشورهاي ديگر مي شود. توزيع مجلات نظم بهتري داشت. دولت در توزيع مجلات فرهنگي ـ علمي كمك مي كرد و به دانشگاه، كتابخانه و مدارس متوسطه و مقامات و كاركنان مربوط و علاقه مند مي رساند.