شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : لزوم تقويت جايگاه پژوهش و ارزيابي در روابط عمومي‌ها
جمعه، 25 اردیبهشت 1394 - 12:13 کد خبر:16734
شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا)- تعريف روابط عمومي و وظايف فعالان اين بخش چيست؟ بايدها و نبايدهايي كه بايد در فعاليت روابط عمومي‌هاي بخش‌هاي دولتي و خصوصي مورد توجه قرار گيرد، كدام است، نقاظ ضعفي كه در اين زمينه وجود دارد و راهكارهاي برون رفت از اين مشكلات چيست؟ در آستانه روز ملي ارتباطات و روابط عمومي( 27 ارديبهشت) گزارش يكي از ميزگردهاي " گروه مديريت هوايي" كه يكي از گروه‌هاي فعال در شبكه‌هاي اجتماعي موبايلي است در مورد موضوع روابط عمومي ‎ها تقديم مي‌شود:

شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا)- تعريف روابط عمومي و وظايف فعالان اين بخش چيست؟ بايدها و نبايدهايي كه بايد در فعاليت روابط عمومي‌هاي بخش‌هاي دولتي و خصوصي مورد توجه قرار گيرد، كدام است، نقاظ ضعفي كه در اين زمينه وجود دارد و راهكارهاي برون رفت از اين مشكلات چيست؟ در آستانه روز ملي ارتباطات و روابط عمومي( 27 ارديبهشت) گزارش يكي از ميزگردهاي " گروه مديريت هوايي" كه يكي از گروه‌هاي فعال در شبكه‌هاي اجتماعي موبايلي است در مورد موضوع روابط عمومي ‎ها تقديم مي‌شود:

* تعاريف كوتاهي كه در ميان دانشگاهيان در خصوص روابط عمومي مطرح است:
1. فن ايجاد حُسن رابطه و تفاهم متقابل است بين افراد جامعه با هيأت مديره مؤسسه.
2. هنري است براي پذيرا شدن اين امر به مردم، كه آنچه انجام داده ايم صحيح است.
3. هنر يافتن ايجاد حُسن نيت متقابل است.
4. كار صحيح برنامه اي است توأم با پيگيري به منظور شناساندن مؤسسه.
5. آينيه يك مؤسسه است هر چه شفاف تر بهتر.
6. روابط عمومي وكيل مدافع مؤسسه در بيرون و مدعي العموم مردم در داخل مؤسسه است.
7. روابط عمومي چشم و گوش مديريت است.
8. روابط عمومي آينيه تمام نماي يك مؤسسه است.
9. روابط عمومي ارتباطي دوجانبه بين افكار عمومي و مديران است.
10. روابط عمومي فعاليتي است آميخته از فن و هنر.
11. روابط عمومي هنر است.
12. ايجاد رابطه دوجانبه و سازنده در بين اعضاي دروني و بروني يك سازمان است.
13. روابط عمومي بزرگترين مشاور مديران سازمان هاست.
14. روابط عمومي تركيبي از علم ، هنر و فن است.
15. روابط عمومي عبارت است از اقدام به كارهايي جهت افزايش و تقويت رابطه با مردم.
16. روابط عمومي عبارت است از انجام كار خوب و مفيد و بيان و تبليغ اين اقدامات.
17. روابط عمومي عبارت است از چشم و گوش سازمان.
18. روابط عمومي كوششي طرح شده براي نفوذ در افكار عمومي، از طريق كار و عمل قابل قبول و ارتباط دوجانبه است.
19. روابط عمومي عبارت است از ابلاغ اطلاعات واقعي مؤسسه به مخاطبين ذيربط و كسب نظريات آنها به منظور ايجاد حُسن تفاهم.
20. روابط عمومي عبارت است از ايجاد حُسن تفاهم و قبول عامه با استفاده از قواعد و اصول علوم اجتماعي.
21. اصلاح بر افكار عمومي و سنجش و ارزش يابي آن.
22. روابط عمومي عبارت از چشم و گوش و زبان سازمان.
23. روابط عمومي يعني ارتباط خوب با ديگران.
24. روابط عمومي مديريت ارتباط ميان يك سازمان و همگان هايي است كه با آن سر و كار دارند.

در اين ميان مهمترين عوامل ناكار آمدي روابط عمومي برشمرده شده را مطرح مي كنم.
1. به طور كلي موانع ظهور روابط عمومي در ايران مي تواند موارد زير باشد:
انحراف از فلسفه وجودي روابط عمومي
2. دوري از اخلاق حرفه اي
3. فقدان سيستم باز
4. نبود نگرش حرفه اي
5. فقدان الگوي كارامد
6. ضعف بستر هاي حقوقي
7. شكال ساختاري در فرآيند آموزش
8. رواج سطحي نگري در امر پژوهش
9. تنگناهاي روابط عمومي بين‌المللي
10. ناتواني تشكل ها
11. مديران و مسئولان (مديريت‌ها) در مقابل روابط عمومي ‌
12. عدم خودباوري كاركنان روابط عمومي ‌نسبت به شغل و حرفه‌شان
13. عدم ارتباط صميمانه و دوسويه روابط عمومي ‌با وسايل ارتباط جمعي
14. وجود عوامل فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و . . . در جامعه مانند ميزان بالاي استقبال مردم و عدم وجود رقيبان و امثالهم كه باعث گمراهي و بي‌تفاوتي روابط عمومي ‌ها مي‌شود.
15. سطح نامطلوب و تا حدودي پايين ميزان تخصص كاركنان بخش روابط عمومي ‌
16. طرز تلقي و نگرش ناقص كاركنان سازمان‌ها نسبت به روابط عمومي ‌
17. بي‌اطلاعي و عدم شناخت كامل مردم از روابط عمومي

* چرا توليد انديشه در روابط عمومي‌هاي ما كمتر ديده مي شود؟ چرا در انتخاب مديران روابط عمومي از افراد با تحصيلات غير مرتبط استفاده مي كنيم؟ چرا مديران ارشد سازماني به اين واحد مهم و به عقيده بنده استراتژيك كمتر اهميت مي دهند؟

* تعاريف روابط عمومى از نظر اكادميك صحيح است ولى در هر صنف و نهادى بايد روابط عمومى بومى شود.

* در مطالب مديريتي روز دنيا تاكيد شده است كه واحد روابط عمومي ( public relation) تنها كانال ارتباطي سازمان با ذينفعان كليدي سازمان مي باشد. به عبارت بهتر هرگونه ارتباط از بيرون با داخل سازمان و بالعكس مي بايد از طريق اين واحد انجام شود. مديريت و كنترل و جهت دهي به اين ارتباطات برعهده مدير روابط عمومي است. به همين دليل يكي از كارشناسان خبره سازمان كه به تمامي ابعاد فني و تخصصي سازمان اگاهي دارد و البته معمولا فردي با سابقه و خوش برخورد و موجه است به عنوان مدير روابط عمومي منصوب مي شود.

* يك بخش از ضعف روابط عمومي‌ها در مديريت است و بخش ديگر در روابط عمومى ها. مديران روابط عمومى را تريبون يا تشريفات و يا در حد بنرهاى تسليت و تبريك مى بينند چرا كه اكثرا نظامى بوده و روابط عمومى را با عقيدتى سياسى اشتباه مى گيرند. مديرانى هم كه سبقه نظامى ندارند روابط عمومى را واحدى در اندازه سمعى بصرى مى بينند. روابط عمومى تبعيدگاهى است كه نيروى مازاد به آنجا مى رود و جالب انكه اين نيرو است كه در اوج بى سوادى با رسانه ها مرتبط مى شود. تمامى سم پاشى هاى رسانه اى ما در امر هوانوردى تقصير رواىط عمومى است كه تاخير پرواز را فرافكنى مى كند، چون متن رسانه ها را به جاى مشاور رسانه امور حقوقى ايرلاين مى نويسد. جالب است بدانيد تمامى امور فرهنگى و رسانه اى اين صنعت مسيرى اشتباه طى مى كند. از نشريات درون پروازى تا رسانه ها و برخورد با مسافر.

* روابط عمومي ها هم به مانند ساير بخش هاي اين صنعت از دو فاكتور سو مديريت و فساد در رنجند.
پس اولين ضعف و جود خصلت مجيز گويي مشمئز كننده در ارتباط با مديران ارشد است.

* از ديگر ضعف هاي روابط عمومي ها سعي در باج دادن به رسانه هاست به جاي اطلاع رساني صحيح. يعني مطبوعات ضعف هاي ما را پنهان كنند كه مبادا ما مجبور به اصلاح مشكلات شويم .

* البته اين ضعف خود روابط عمومي هاست كه نتوانسته اند خود را پرزندت كنند ولي اگر در نظر گرفته شود كه همه مديران روابط عمومي متخصص هستند به قاطعيت مي گويم كه روابط عمومي در صنعت هوانوردي، كاملا غير حرفه اي هست.

* چند ماه پيش خلبان يوسفي مهر فوت كرد و نياز بود تا خبري از ايشان چاپ شود و آنجا بود كه خودم به مظلوم بودن اين صنعت پي بردم. تمامي روزنامه ها تقاضاي پول كردند. ما در حوزه فرهنگ سازي و رسانه و روابط عمومي ضعف بسياري داريم و نمي توان انكار كرد. مقوله تاخيرهاي پروازي و باج گيري مردم تبديل به يك عادت شد و حتي رسانه ها از مردم حمايت كردند چرا كه خبرنگار ما نمي داند جريان چيست.

* سو استفاده هاي مالي با توجه به بودجه بي حساب و كتاب موجود در بعضي از روابط عمومي ها هم امكان و شرايط دست درازي به بيت المال را هموار ساخته است. كار روابط عمومي ه‍ا به مانند رسانه ها ماله كشي نيست نقد سازنده است.

* روابط عمومي ايرلاين هايي مثل ايران اير و ماهان كه سرمايه خوبي دارند كاملا منفعل هستند و روابط عمومي هاي ايرلاين هاي كوچك هم نه بودجه اي دارند و نه كاري بلدند كه انجام دهند جز مجيز گويي.

* ما عادت كرديم، مشكلات سو مديريت خودمان را پشت تحريم پنهان كنيم.

* كافي است شما گزارشي از عملكرد روابط عمومي هاي ايرلاين هاي ما بگيريد متوجه ميشويد كه آنها اصلا متخصص نيستند. اگر آنها متخصص باشند، مدير عامل خود را آگاه مي كنند، ولي مشكل اينجاست كه اكثر روابط عمومي هاي ما خودشان ضعف دارند.

* روابط عمومي به كميت نيست به كيفيت است، نود درصد كار روابط عمومي بايد توليد فكر و برنامه باشد و ده درصد امور جاري.

* هر ايرلاين يك نشريه دارد كه به طور ميانگين 5هزار نسخه چاپ مي شود كه بهترين رسانه فرهنگ هوانوردي است كه متاسفانه تبديل به كاتالوگ شده است. روابط عمومي ها به برخي رسانه ها بليت رايگان مي دهند كه تاخير و هزار برخورد بد كرو را جبران كنند و اگر اين باج صادر نشود به روز آسمان دچار مي شود كه حادثه موتور اترك هم به پاي آن نوشته مي شود.

* ولي كاش اين فرهنگ را داشتيم كه در شغلي كه تخصص نداريم وارد نشويم.

* فعاليت روابط عمومي نتيجه عدم پاسخگويي مديران به مردم و بعضا عدم آشنايي مديران به وظايف و مسئوليت هاي خود است.

* متاسفانه نشريات درون سازماني به جاي اطلاع رساني و به چالش كشيدن ضعفهاي درون سازماني به آلبوم عكس يادگاري مديران تبديل شده است.

* از منظر مديريت، پل ارتباط مابين برون سازمان و درون سازمان را روابط عمومي مي دانم و اين واحد نقش مهمي در شناسايي مشتري، جذب مشتري و حفظ مشتري دارد و ارتباط رواني مستقيم و تاثيرگذاري مي تواند ايجاد كند. در معقوله درون سازماني نيز ارتباط موثري براي ايجاد وحدت و تكريم مابين پرسنل ايجاد مي كند.
نقش روابط عمومي در شركت ها و موسسات محدود به رسانه شده است. اين واحد چالش هاي اجتماعي احتمالي را مرتبط با سازمان مطبوع مي توانند شناسايي و برطرف كند. مديران ما درك درستي از روابط عمومي ندارند.

* موضوع فعاليت روابط عمومي دو طرفه است هم مديريت بايد احساس نياز به پاسخگويي داشته باشد و هم كاركنان روابط عمومي صلاحيت آن وظايف را داشته باشند كه در هر دو ضعف داريم.

* انديشه كليد موفقيت در هر امري است كه روابط عمومي هاي اين صنعت تنها استفاده كننده و نيروي اجرايي هستند. منظور بنده وجود انديشه در روابط عمومي است.

* هر نشريه اي كه چاپ مي شود اگر تريبون ربيس دستتگاه نباشد و عكس او را چاپ نكند اميد به ادامه ندارد. اگر توانستند اين رويه را تغيير دهند و به كارشناس ارزش دادند ميتوان اميد داشت.

* روابط عمومي يعني عقل و منطق و استدلال.

* فقط كافيست كه ايرلاين هاي ما براي فروش بليت تلاش كنند آن وقت مي بيند كه چطور همه چيز درست مي شود، هم مدير احساس نياز مي كند و هم روابط عمومي ما متخصص مي شود. اگر رسانه هاي ما سالم باشند و با يك بليت كوچك از حق مردم كوتاه نيايند آن وقت مي بيند كه در اين حوزه چه پيشرفتي مي كنيم.

* يكي از موارد مهجور بودن صنعت هوانوردي در جامعه به طور كلي و در نهادهاي بالادستي عدم تبيين فعاليت هاي صنعت بطور صحيح و عدم ارايه نظرات به طور كارشناسانه در رسانه هاست كه نتيجه ضعف در اين بخش است.

* امور فرهنگي و رسانه اي در اين صنعت بايد در دو بخش داخلي و برون سازماني و براي مردم فعاليت كند كه متاسفانه در هر دوبخش ضعف وجود دارد.

* يكي از راه ها آموزش روابط عمومي ها و حبرنگاران حوزه هوانوردي است. به نظرم افراد مطلع بايد يك برنامه خوب را تدوين و از طريق تين به اطلاع عموم برسانند.

* روابط عمومي هزينه بر است اما براي يك متخصص اين حوزه سرشار از درآمد است براي سازمان هم درآمد مادي و هم معنويي. بايد جايگاه پژوهش و ارزيابي را در روابط عمومي ها تقويت كرد.

* در حال حاضر ما در صنعت هواپيمايي، تشريفات نداريم نه روابط عمومي، روابط عمومي هاي ما،كدام كار پژوهشي را انجام داده‌اند، در كجاي هرم تصميم گيري مديريتي هستند؟ اساس كار در روابط عمومي بايد پژوهش و آموزش باشد، واژه اي كه ما با آن نا آشنا هستيم.

* روابط عمومي خط مقدم با مردم است كه البته به پشت خط و تداركات تبديل شده است.

* بايد آگاهان فن اصول اساسي فعاليت در اين رشته را با مصداق هوانوردي تدوين و در سايت ها منتشر كنند.

* به نظر من بايد فراتر به موضوع نگاه كرد.بايد به فرهنگ سازي هوانوردي نگاه كنيم تا روابط عمومي به عنوان يك بخش در اين حوزه قرار گيرد و پژوهش و ساير ابزارها در كنار هم قرار گيرد. آموزشگاه هاي هوانوردي و دانشكده ها بهترين جا براي فرهنگ سازي است كه متاسفانه فراموش كرده ايم.

* افراد ضعيف جايگاه را ضعيف مي كنند ظاهر تبليغ مي كنند اما به جد خراب مي كنند.

* اولين مشكل عدم فضاي رقابتي حاكم در صنعت هوانوردي است. اساسا مسافر هيچ اهميتي ندارد. اين امر باعث شده كه عدم توجه مديران به تمامي واحدها به ويژه به روابط عمومي هم سرايت كند. اگر فضا رقابتي بود تازه معلوم مي شد نا آگاهي يك مدير روابط عمومي در يك ايرلاين چگونه حجم فروش و درآمد ان را پايين مي آورد. آن وقت مدير به فكر مي افتاد بهترين و حرفه‌اي ترين آدم را مدير روابط عمومي كند.

* ريشه در آموزشگاه ها است. همين جوان 18 ساله كه با يك ريت خدا را بنده نيست در آينده خلبان و يا معاون و يا مدير مي شود و متاسفانه تحت تاثير حواشي هوانوردي است تا اصل موضوع هوانوردي.

* فلسفه وجودي تشكيل روابط عمومي با آن چه ما داريم از زمين تا آسمان اختلاف دارد. روابط عمومي براي ما ابزاري است براي سو استفاده كردن و امتياز گرفتن نشريات، براي ما محليست براي به رخ كشيدن نه فرهنگ سازي اقلام روابط عمومي، ضعف ها را همه مي دانند اما كسي واكنشي نشان نمي دهد ما دچار روزمرگي شده ايم به قول نويسنده چيني ما زامبي شده ايم. در اين وانفساي بي پولي سازمانها روابط عمومي ها به جاي در آمد زايي هر كدام بار سنگيني از هزينه هاي تحميلي در خرجين دارند؟ چرا؟

* اگر به ميزان اهميت و طبقه بندي جايگاه ادارات مختلف يك سازمان دقت كنيم خواهيم ديد كه اداراتي نظير روابط عمومي در قعر هستند و اصولا مديران وصول اهداف سازماني را به هي عنوان درگير آن نمي بينند. البته بايد دانست كه متاسفانه امروزه اهداف بيش از آنكه سازماني باشند شخصي هستند بنابراين روابط عمومي تا جايي محل توجه است كه بتواند براي مدير مجموعه رزومه سازي كند.

* يكي از مباحث مغفول آموزش ضمن خدمت پرسنل روابط عمومي ها است كه به دلايل مختلف مديران از آن سر باز مي زنند.

* يكي از مهمترين رسالتهاي روابط عمومي ايجاد توازن بين وقايع و افكار بيروني با نوع حركت سازماني است. اما از آنجا كه سيستم هاي ما همه بسته و بدون ارتباط با بيرون هستند فلسفه وجودي روابط عمومي ها كلا زير سوال است.

* در بحث كلي من نظرم در اين است كه فرهنگ سازي را يكي از اولويت ها بدانيم و روابط عمومي و رسانه را ابزار اجراي اين هدف. مديران هم بدانند كه هر حرفه اي اگر با آن صنعت بومي شود مي تواند مفيد باشد و به طور كلي حرفه اي زيادي در دنياي كنوني نداريم.علم ارتباطات كليد موفقيت هر صنفي است.

* مثل تمامي پستها مسئولين روابط عمومي نيز جبر مافوق خود را تجمل مي كنند و براي تعامل مجبور به تن دادن به خيلي از نا خواسته ها هستند. كساني هم كه تابع نيستند و از همان اول شرط مي كنند كه بنده براي تبليغات مدير و رزومه سازي براي شما نيامده ام از همان اول بايكوت و محدود مي شوند.

* چاره مشكل روابط عمومي ها شفاف بودن پيشرو بودن در مجموعه روابط عمومي يعني تجمع افراد خلاق و خوش فكر، به قولي روابط عمومي يك شوق است نه يك شغل.

* درجه چندمي بودن اداره روابط عمومي در مقايسه با دغدغه هاي ديگر مديران اصلي ترين عامل نا كارآمدي اين ادارات است. موضوع ديگر حائز اهميت، تعريف نشدن ارتباط روابط عمومي با ادارات ديگر داخلي سازمان است. اين موضوع تعاملات را به حداقل رسانده و روابط عمومي را در ارتباط سازي بيروني به شدت محدود مي كند.

* روابط عمومي در عين حال كه بايد با مديران ديگر هماهنگ باشد بايد به عنوان چشم بيناي مدير عامل مشكلات را به نقد بگذارد تا مديران در صدد اصلاح برآيند.

* روابط عمومي نه خصوصي. امروزه در صنعت ما روابط حول نظرات عده اي خاص و گاهي تبليغ افراد خاص صورت مي گيرد و روابط عمومي رسالت خود كه بايد پلي باشد بين ذينفعان داخلي و خارجي سازمان براي توجيه وجهه عمومي سازمان با هدف انتفاع مادي و معنوي فراموش كرده است.

* تا ايرلاينها به مردم احترام نگذارند و اساسا تا زماني كه مردم دنبال بليت بايد به هزار جا التماس كنند، تا زماني كه فضا رقابتي نشود هيچ اتفاق مثبتي رخ نمي دهد تازه آن زمان هست كه روابط عمومي متخصص احساس مي شود نه روابط عمومي بله قربان گو.آن وقت هست كه تفاوت مديريت روابط عمومي با بازاريابي،تشريفات، تبليغات و ... مشخص مي شود.به اميد روزي كه مديريت روابط عمومي به عنوان مديريت تاثير گذار در هر سازمان ديده شود.
منبع: تين نيوز