درباره شارا | تماس | جستجوی پیشرفته | پیوندها | موبایل | RSS
 خانه    تازه ها    پایگاه اخبار    پایگاه اندیشه    پایگاه کتاب    پایگاه اطلاعات    پایگاه بین الملل    پایگاه چندرسانه ای    پایگاه امکانات  
چهارشنبه، 2 مهر 1399 - 13:32   

انتصاب سرپرست اداره کل روابط عمومی سازمان تعزیرات

  انتصاب سرپرست اداره کل روابط عمومی سازمان تعزیرات


ادامه ادامه مطلب یک

فراخوان پانزدهمین جشنواره ملی انتشارات روابط‌عمومی

  فراخوان پانزدهمین جشنواره ملی انتشارات روابط‌عمومی


ادامه ادامه مطلب دو

افزایش سودآوری و کیفیت خدمات و محصولات هر سازمان، از وظایف روابط عمومی های دانش محور است

  افزایش سودآوری و کیفیت خدمات و محصولات هر سازمان، از وظایف روابط عمومی های دانش محور است


ادامه ادامه مطلب سه

وبینارهای آموزشی روابط عمومی

  وبینارهای آموزشی روابط عمومی


ادامه ادامه مطلب چهار

   آخرین مطالب روابط عمومی  
  ورود روزنامه همشهری به بورس با فوریت!
  خبرنگار زن افغان چگونه با وجود تهدیدها و مخالفت خانواده به کار ادامه می‌دهد؟
  پایگاه داده مایکروسافت، پس از دو سال از زیر آب بیرون کشیده شد
  9 درس برتر روابط عمومی
  تمدید اعتبار کارت های آمایش (14) و هویت (13) اتباع خارجی
  آقای غلامعباس افشار عزادار شد
  انتصاب سخنگوی سازمان تعزیرات حکومتی
  انتصاب سرپرست اداره کل روابط عمومی سازمان تعزیرات
  افزایش سودآوری و کیفیت خدمات و محصولات هر سازمان، از وظایف روابط عمومی های دانش محور است
  انتصاب مسئول روابط عمومی شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه گلستان
ادامه آخرین مطالب روابط عمومی
- اندازه متن: + -  کد خبر: 44120صفحه نخست » جهان روابط عمومییکشنبه، 19 مرداد 1399 - 08:06
تاریخ نشان می‌‎دهد که نشست‌‎های رسانه‌‎ای متظاهرانه، نمی‌توانند سیاست‎‌های نادرست را پنهان کنند
فستیوال پروپاگاندا
نوشته‌‎ی دیوید گرینبرگ - «یک دروغ هیچ‌گاه پایدار نخواهد ماند». شاید سیاست‎مدارها بتوانند با تصویرسازی و پیام‌‎رسانی هوشمندانه، رهبری ضعیف یا برنامه‎‌های شکست‌‎خورده‌‏ی خود را بپوشانند و سرپوش موقتی را بر روی آن‎‏‌ها بگذارند. اما معمولاً به مرور زمان است که عموم جامعه، تاثیر اقدامات آن‌ها را متوجه خواهند شد و ناکارآمدی سیاست‌‎های‌شان را تشخیص می‎‌دهند.
  

 

دیوید گرینبرگ، پروفسور تاریخ و خبرنگاری و مطالعات رسانه در راتگرز و یکی از سردبیرهای همکار در مجله‎‌ی پالیتیکو است. او نویسنده‌‎ی چندین کتاب در حوزه‌‎ی تاریخ سیاسی ازجمله جدیدترین اثر خود تحت عنوان «جمهوری توجیه‌گر: تاریخچه‌‎ی داخلی ریاست جمهوری در آمریکا» است.



شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)-|| شاهد گسترش سریع نوعی ترس و واهمه در میان حلقه‌‎های لیبرال هستیم که به‌اندازه‌ی ویروس کرونای جدید، سروصدا کرده است: پیش‌بینی‌هایی که می‌گویند نحوه‎‌ی مدیریت رئیس‌جمهور ترامپ بر این پاندمی، می‌تواند موجب انتخاب مجدد او به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا شود. البته نظرسنجی‌ها چنین موضوعی را نشان نمی‌دهند: اگرچه شاهد رشد آرای ترامپ هستیم (حداقل تا این اواخر)، اما او کماکان از نامزد احتمالی دموکرات، جو بایدن، عقب‌تر است. اما این حقیقت که رهبری ضعیف ترامپ نتوانسته عمده‌‎ی آمریکایی‌ها را از او ناامید کند، یک پرسش نگران‎کننده را به وجود می‌آورد: آیا این بحران می‌تواند رای‌دهندگان بلاتکلیف را مجاب کند تا در انتخابات نوامبر، به‌پای رئیس‌جمهور کنونی کشور بمانند؟


اولین نشانه‌ی بهره‌‎گیری احتمالی ترامپ از این بدبختی‌ها، نشست‌های خبری روزانه‎‌ی او هستند. این نمایش‌‎های تلویزیونی که منتقدان ترامپ آن‌ها را فستیوال پروپاگاندا می‌نامند و به استهزا می‎‌گیرند، بینندگان بالایی دارند و پلتفرمی را در اختیار ترامپ گذاشته‌اند تا کنترل خود بر مسائل را نشان دهد. دموکرات‎‌ها می‌ترسند که این نشست‎‌ها، نقش کنفرانس‌‎های خبری ترامپ در سال 2016 را ایفا کنند: ساعت‎‌ها رسانه‌‎ی رایگان را در اختیارش بگذارند تا از خودش تعریف و به منتقدانش حمله کند. به نظر می‌رسد که این نشست‌‎ها و «اثر صف‌آرایی زیر پرچم» (که به افزایش موقت حمایت از رئیس‌جمهور در دوره‌ی بحران‌های بین‌المللی اطلاق می‎‌شود)، به نفع ترامپ تمام شوند و عاملی برای برتری احتمالی او در نوامبر باشند.


اما این دیدگاه که محبوبیت رئیس‌‎جمهور را به مهارت‎‌های ارتباطی و نحوه‌ی عملکرد او در رسانه‌‎های خبری نسبت می‌دهیم، یک سفسطه و خیال خام است که ظاهراً نمی‌توانیم آن را رها کنیم. تصور می‌‎کنیم که سیاست‎مدارهای بی‌کفایت می‌توانند با بهره‎‌گیری از هنر روابط‌عمومی، عموم جامعه را اغفال کنند و با توجیه‌گری، شکست‌‎های‌شان را همچون پیروزی جلوه دهند. اما عکس این موضوع صدق می‏‎‌کند. به‌طورکلی هیچ سیاست‎مداری را به خاطر نمی‌آوریم که صرفاً به خاطر مهارت‌های ارتباطی خود، موفق قلمداد شود. بلکه به خاطر موفقیت‎‌های‌شان است که مهارت‎‌های ارتباطی آن‎‎‌ها را به خاطر می‌آوریم و شاید رئیس‌جمهورهای ناموفق را با ناتوانی‎‌شان در ترغیب افکار عمومی به خاطر بیاوریم – اما معمولاً نقصان‎‌های ارتباطی آن‎ها ریشه در شکست‌های بزرگ‌ترشان دارد.


به‌عنوان یک نمونه، می‌توان به رئیس‎‌جمهور هربرت هوور اشاره نمود. به‌واسطه‌ی بی‌کفایتی عجیب هوور در واکنش به رکود کبیر، معمولاً او را همچون فردی به یاد می‌آورند که مهارت‎‌های ارتباطی مناسبی نداشت – فردی که بر خلاف جانشینش فرانکلین روزولت، فاقد دلسوزی، صمیمیت و توان گفتمان با آمریکایی‌‌های معمولی بود. اما هوور قبل از انتخاب به‌عنوان رئیس‌جمهور، هیچ‌گونه بی‌کفایتی را در حوزه‎‌ی ارتباطات نداشت؛ حتی او را یک جادوگر حقیقی در زمینه‌ی بهره‌‎برداری از هنرهای نوین همچون «تبلیغات» یا «پروپاگاندا» می‌دانستند. والتر لیپمن که از متخصصان آن دوران بود، نوشت: «ارتقای آقای هوور به جایگاه ریاست جمهوری، کاملاً برنامه‌‎ریزی‎‌شده بود و از جدیدترین و قدرتمندترین نسخه‎‎‌های پروپاگاندا برای کمک به او بهره گرفتند».

 

درو پیرسون که یکی دیگر از روزنامه‌‎نگاران برجسته‌ی آن دوران بود نیز هوور را «یکی از بزرگ‌ترین تبلیغ‌کننده‌‎های آن دوره می‎‌دانست، مردی که می‌توانست با بهره‌‎گیری از تبلیغات و وجهه‌‎ی عمومی خود، توهم قهرمان‎‌بازی و بزرگی را به وجود بیاورد تا تحسین جهانیان را برانگیزد».


هوور بخش قابل توجهی از مهارت‌‎های خود در زمینه‎‌ی کار با رسانه‎‌های خبری را در هنگام کار به‌عنوان دبیر روابط عمومی روسای جمهور آمریکا در دهه‎‌ی 20 میلادی، وارن هاردینگ و کلوین کولیج، کسب کرد. در حین طغیان می‌‎سی‌سی‌پی در سال 1927 – احتمالاً بدترین فاجعه‎‌ی طبیعی آمریکا تا زمان وقوع طوفان کاترینا – کولیج به هوور اجازه داد که مسئولیت امور را بر عهده بگیرد، حتی با اینکه عمدتاً مخالف دخالت دولت فدرال در امور ایالت‎‌ها بود. دبیر روابط عمومی، دفتر خود را در ممفیس تنسی برپا و به مدت سه ماه به این منطقه رفت‌وآمد کرد و توانست تیتر رسانه‎‌ها و نقدهای اغراق‌آمیزی را دریافت کند. مجله‌‎ی نیویورک‌‎تایمز او را «نابغه» نامید و نشنال جئوگرافی نیز از قهرمانی‎‌هایش گفت و تصاویر متعددی از هوور را در کنار آقایان، خانم‎‌ها و کودکان بی‌خانمان یا آسیب‌دیده منتشر کرد.


هوور که یکی از پیشگامان حل‌وفصل این بحران در رادیو بود، سخنرانی‎‌هایش را در شبکه‎‌های ملی پخش و آن‌‎ها را به‌گونه‌ای صحنه‌آرایی کرد تا مخاطبانش در جای‎‌جای کشور، بتوانند صدای غرش رودخانه را در پس‌زمینه بشنوند و چهره‌ی هوور را به‌گونه‌ای تصور کنند که راست‌قامت در میان بحران ایستاده است.


هوور و تیمش، مهارت خود را در رسانه‎‌ی جدیدی همچون سینما نیز نشان دادند. در انتخابات سال 1928 و نامزدی کاندیدای حزب هوور، او از تیمش خواست که یک فیلم یک‎‌ساعته به نام «استاد بحران» را بسازند و حرفه‌ی او تحت عنوان نجات‎‌دهنده‌‎ی رنج‎‌دیدگان را به تصویر بکشند. این فیلم از نقش او در تغذیه‎‌ی اروپایی‎‌های درمانده پس از جنگ جهانی اول تا رشادتش در می‌سی‌سی‌پی را نشان می‎‌داد. این فیلم تصاویر هوایی شهرهای مدفون در زیر آب، نماهایی از حضور هوور در این صحنه‎‌ها و کلوزآپ‎‌هایی از کودکان خوشحال را نمایش داد. ویل اروین، خبرنگار و دوست دوران دانشگاه هوور، به او کمک کرد تا سناریوی این فیلم را بنویسد. او به نامزد انتخابات گفت: «مخاطبان در سرتاسر فیلم گریه می‌‎کردند و وقتی گریه کنند، تو قلب آن‎ها را تصاحب خواهی کرد».


بنابراین از هوور انتظار می‌‎رفت که بتواند در دوران ریاست جمهوری خود نیز رسانه‌‎های خبری را کنترل کند، درست همانند سایر افرادی که در کاخ سفید خدمت کرده‌اند. اما پس از فرا رسیدن رکود کبیر، هوور نتوانست اقدامات جسورانه‌‎ی لازم را انجام دهد و وقتی نتایج درخور توجهی حاصل نشدند، مهارت‎‌های ارزشمند او در زمینه‎‌ی کار با رسانه‌‎ها و جراید نیز بی‌ثمر بودند. در واقع نمی‌توان مشکل او را به ارتباطات ضعیف نسبت داد؛ او مدرن‌ترین رئیس‌جمهور آمریکا تا آن دوران محسوب می‎‌شد که خود را وقف بهره‌‎برداری از روابط عمومی کرده بود؛ فردریک اساری که خبرنگار واشنگتن بود، «دستگاه روابط عمومی کاخ سفید در دوران هوور» را «بزرگ‌ترین تشکیلات پروپاگاندا در کل دنیا» نامید.

 

او با تحیر (و بدون اندکی استهزا) اشاره کرد که «سخنرانی‎‌ها، پیام‌‎ها، اعلامیه‌ها، بیانیه‌‎ها، دستورات اجرایی، قرارهای ملاقات و سایر مسائل مربوط به رئیس‌‎جمهور ... فهرست مهمانان، تمهیدات مراسم شام و پذیرش (حتی گل‌های روی میز) و ادای احترام به مربیان فوتبال فوت‏‌شده و سیاست‌مدارهای خارجی، توسط این دستگاه صورت می‌گرفت». مشکل اینجا بود که هوور، تمایلی نداشت تا اقدامات جسورانه‎‌ی لازم برای تحریک اقتصاد یا تسلای بیکارشدگان را انجام دهد و با عنایت به تداوم اخبار بد اقتصادی، تقلای هوور در حوزه‌‎ی روابط عمومی نیز نتوانست محبوبیت او را بازگرداند.


یکی دیگر از حرکات رئیس‌جمهور، انتشار یک هفته‎‌نامه‎‌ی 12 هفته‌ای – اساساً یک ابزار پروپاگاندا – بود که انواع و اقسام مقالات در تمجید از رئیس‎‌جمهور را منتشر می‌کرد. سیاست انتشار این نشریه که «واشنگتن: ژورنالی از اطلاعات و عقاید مرتبط با عملیات دولت ما» نام داشت، به‌گونه‌ای بود که خبرنگاری همچون ویلیام آلن وایت، رئیس‌جمهور را تحت عنوان «غیب‌گوی بابصیرت» و «برادر خونی ایده‌آل‌گرا‎های بزرگ این نسل» می‎‌نامید. دریغا که این نشریه پس از سه شماره شکست خورد.


همچنین هوور فهرستی از متخصصان روابط عمومی و تبلیغات موفق آن دوران را در اختیار داشت. آلبرت لاسکر از آژانس تبلیغات لورد اند توماس که مدیریت کمپین هاردینگ در سال 1920 را بر عهده داشت و بروس بارتون از BBDO که همکاری نزدیکی با کولیج داشت، به هوور مشاوره دادند. اما هیچ‌کدام از این دو نفر نتوانستند کمک چندانی به او داشته باشند. لاسکر به هوور گفت که «تو هیچ شانسی برای انتخاب شدن نداری» و بدین ترتیب، دیگر از او مشاوره نگرفت. بارتون به او گفت که «برای یک مدت، تا می‌توانی ماهی بگیر» تا نشان دهی که اوضاع در واشنگتن آرام است. پرواضح است که این رویکرد هم جواب نداد.


همچنین هوور «کمیته‌‎ی استخدام برای دوران اضطرار» را تشکیل داد و یک متخصص روابط عمومی معروف، ادوارد برنیز، را به مسئولیت آن گماشت – مردی که اعتقاد داشت یک مسئول روابط عمومی، می‌تواند با ترفندهای خود هر مشکلی را حل کند. اما وقتی هوور توصیه‌‎های کمیته نظیر سرمایه‌‎گذاری در یک پروژه‌‎ی چندمیلیون دلاری برای ساخت بزرگراه و خدمات عمومی را نادیده گرفت، او هم تسلیم شد. برنیز با دلسردی نتیجه گرفت که «این کمیته هم صرفاً برای برآورده‎‌سازی اهداف روابط‌عمومی تشکیل شده بود».


مجله‎ی نیشن، سیاست «تسلی از طریق تبلیغات» هوور را به سخره گرفت و این تلاش‌ها را محکوم کرد، زیرا فاقد یک برنامه‎‌ی نظام‌مند برای ایجاد ثبات اقتصادی و کمک به آمریکایی‌های درمانده بودند. در سال 1932، او شکست سنگینی را از روزولت پذیرا شد که وعده‌‎‏ی مداخله‎‌ی جدی در وضعیت اقتصاد و کمک به رفع افسردگی مردم آمریکا را داده بود.


هوور آخرین رئیس‌جمهوری نبود که به خاطر نبوغ فراوان در حوزه‌‎ی روابط عمومی، با تمجید و ستایش‌های اولیه مواجه شد و بعدها فهمید که این مهارت‎‌ها نمی‌‎توانند جایگزین سیاست‎‌های صحیح شوند. درحالی‌که هم‌اکنون لیندون جانسون را هم‌تراز با جان کندی، ازجمله روسای جمهوری می‎‌دانند که در آغاز کار خود، به‌عنوان چهره‌‎هایی تله‌ژنیک و فرمان‎‌دهنده شناخته می‎‌شدند (این بار هم لیپمن طلایه‌دار بود و پس از مصاحبه‌‎ی یک‎‌ساعته‌ی مارس 1964 با خبرنگاران سه شبکه‌‎ی تلویزیونی بزرگ، گفت: «هیچ دلیلی ندارد که رئیس‌جمهور، خود را در قامت یک بازیگر و شومن تلویزیونی ببیند»). اما تلاش مداوم جانسون برای جلب توجه رسانه‌‎های خبری، نتوانست سیاست‌های فاجعه‌‎بار او در زمینه‎‌ی تشدید جنگ ویتنام را جبران کند و پایه‎‌های ریاست جمهوری او، به‌تدریج مستهلک شدند.


شاید باور نکنید، اما حتی جیمی کارتر را هم تحت عنوان یک «نابغه‌ی رسانه‌ای» می‌شناختند؛ جلد مجله‎‌ی نیویورک‌‎تایمز در مه 1977، کارتونی از کارتر را نشان داد که یک جادوگر قدرتمند در پشت پرده بود، یک استودیوی تلویزیونی را تحت کنترل خود داشت و تصاویر نشان داده شده در هر یک از شبکه‎‌ها را تعیین می‌کرد. اما وقتی مشخص شد که نمی‌تواند چاره‎‌ی خاصی را برای بحران انرژی، رکود تورمی یا گروگان‌گیری آمریکایی‌‎ها توسط دولت ایران بیندیشد، دیدگاه‌‎ها عوض شد و او را فرد کم‌توانی می‌‎دیدند که نمی‌تواند وظایفش را انجام دهد.


جرج بوش نیز پس از حضور با لباس خلبانی در عرشه‌ی یک ناو هواپیمابر و استفاده از عبارت «ماموریت به پایان رسید» برای سقوط بغداد، خود را در نقش یک استاد تصویرسازی جا زد که انتخاب مجدد او به‌عنوان رئیس‌جمهور حتمی بود – تنها پس از خراب شدن اوضاع در جنگ عراق بود که این تصویر جعلی سرنگون شد. اگرچه بوش توانست با اختلافی نزدیک انتخابات را برنده و مجدداً به‌عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شود، اما روند نزولی او به‌سرعت آغاز شد: اگر انتخابات یک سال دیرتر برگزار می‌شد، محال بود که جرج بوش بتواند مجدداً به‌عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شود – و در اعتبارسنجی انجام‌‎گرفته در انتهای کار، امتیازی بسیار ننگین در حد 25 درصد را دریافت کرد.


همان‌طور که سوفوکلس گفته، «یک دروغ هیچ‌گاه پایدار نخواهد ماند». شاید سیاست‎مدارها بتوانند با تصویرسازی و پیام‌‎رسانی هوشمندانه، رهبری ضعیف یا برنامه‎‌های شکست‌‎خورده‌‏ی خود را بپوشانند و سرپوش موقتی را بر روی آن‎‏‌ها بگذارند. اما معمولاً به مرور زمان است که عموم جامعه، تاثیر اقدامات آن‌ها را متوجه خواهند شد و ناکارآمدی سیاست‌‎های‌شان را تشخیص می‎‌دهند.


هوور این موضوع را متوجه شد و صرف‌نظر از نتیجه‎‌ی انتخابات نوامبر، ترامپ نیز این موضوع را متوجه خواهد شد. اگر نظرسنجی‎‌های اخیر را یک نشانه بدانیم، می‌توانیم نتیجه بگیریم که مردم آمریکا، توجیه‌گری رئیس‌جمهورشان را متوجه شده‌‎اند.
 

منبع مرجع: شبکه اطلاع رسانی روابط‌عمومی ایران (شارا)

 

 

 

 

 

   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
   پربیننده ترین مطالب روابط عمومی  

  9 درس برتر روابط عمومی


  جمع‌آوری بازخورد‌ها و نظرات مشتریان


  انتصاب مسئول روابط عمومی شرکت ملی پخش فراورده های نفتی منطقه گلستان


  «سنگاپور»، برترین شهر هوشمند جهان در مقابله با کرونا


  گزارش دومین جلسه از سری وبینارهای روابط‌عمومی حرفه‌ای


  ترامپ: اگر کنترل تیک‌تاک به هر نحوی دست چین باشد، آمریکا قرارداد خرید آن را تأیید نمی‌کند


  انتصاب مدیرکل حوزه دستیار ارتباطات اجتماعی رئیس جمهور و سخنگوی دولت


  هفت اولویت کلیدی واکنش به کووید-19


  جایگاه رسانه‌ها در آموزش‌های کرونایی به جامعه


  برگزاری گردهمایی مسئولان روابط عمومی واحدهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی گلستان


 
 
 
مقالات
گفتگو
گزارش
آموزش
جهان روابط عمومی
مدیریت
رویدادها
روابط عمومی ایران
کتابخانه
تازه های شبکه
آخرین رویدادها
فن آوری های نو
تبلیغات و بازاریابی
ایده های برتر
بادپخش صوتی
گزارش تصویری
پیشنهادهای کاربران
اخبار بانک و بیمه
نیازمندی ها
خدمات
خبرنگار افتخاری
بخش اعضا
دانلود کتاب
پیوندها
جستجوی پیشرفته
موبایل
آر اس اس
بخشنامه ها
پیشکسوتان
لوح های سپاس
پیام های تسلیت
مناسبت ها
جملات حکیمانه
پایان نامه ها
درباره شارا
تماس با ما
Shara English
Public Relation
Social Media
Marketing
Events
Mobile
Content
Iran Pr
About Us - Contact US - Search
استفاده از مطالب این سایت با درج منبع مجاز است
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شارا است
info@shara.ir
  خبر فوری: دعوت دبیرخانه پانزدهمین جشنواره ملی انتشارات روابط‌عمومی برای حضور در این رویداد علمی