درباره شارا | تماس | جستجوی پیشرفته | پیوندها | موبایل | RSS
 خانه    تازه ها    پایگاه اخبار    پایگاه اندیشه    پایگاه کتاب    پایگاه اطلاعات    پایگاه بین الملل    پایگاه چندرسانه ای    یایگاه امکانات  
دوشنبه، 28 خرداد 1397 - 19:19   

فراخوان سیزدهمین جشنواره ملی انتشارات روابط عمومی

  فراخوان سیزدهمین جشنواره ملی انتشارات روابط عمومی


ادامه ادامه مطلب یک

چرا در میهمانی‌های خانوادگی نباید از موبایل استفاده کرد؟

  چرا در میهمانی‌های خانوادگی نباید از موبایل استفاده کرد؟


ادامه ادامه مطلب دو

«همایش جهانی رسانه‌ها» در  آلمان  برگزار می شود

  «همایش جهانی رسانه‌ها» در آلمان برگزار می شود


ادامه ادامه مطلب سه

کارنامه بانک ملی ایران در مبارزه با پولشویی

  کارنامه بانک ملی ایران در مبارزه با پولشویی


ادامه ادامه مطلب چهار

   آخرین مطالب روابط عمومی  
  مسئول روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی استان اردبیل معرفی شد
  میرزایی در جمع مدیران روابط عمومی؛ روابط عمومی‌ها پیش از تعهد به مدیران خود، به مردم تعهد داشته باشند
  تقویت جایگاه روزنامه‌نگاری محیط زیست ضروری است
  مراسم معارفه مدیر روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی برگزار شد
  کارنامه بانک ملی ایران در مبارزه با پولشویی
  انتشارات الکترونیک در روابط عمومی
  پرداخت 75 هزار فقره تسهیلات بانک کارگشایی در دو ماه نخست امسال
  مدیر روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر منصوب شد
  «سنگاپور کجاست؟»: نشست ترامپ- کیم برای این شهر-کشورِ کوچک حکم یک کودتا در روابط عمومی را دارد
  مراسم تکریم و معارفه سرپرست روابط عمومی دانشگاه کاشان برگزار شد
ادامه آخرین مطالب روابط عمومی
- اندازه متن: + -  کد خبر: 26381صفحه نخست » روابط عمومی ایرانیشنبه، 1 آبان 1395 - 10:33
نردبان ترقی و مدیریت
آقای رییس سابق ( که تا نیم ساعت پیش رییس سازمان بود) با عجله به سمت پاجیروی سرمه ای رنگش می رود. او فقط نیم ساعت وقت دارد که به مراسم تودیعش در اداره جدید برسد.(آسمون و ریسمون)
  

نمای خارجی - سر در سازمان – روز:
نردبان بلندی را بر روی دیوار نمای ساختمان سازمان تکیه داده اند. کارمند «یک» از اداره روابط عمومی از نردبان آویزان است و در حالتی کاملا نامتعادل رشته طنابی را که به سر یک پارچه نوشته شده، متصل است با زحمت به دیوار بند می کند.


کارمند دو که پایه نردبان را محکم در دست گرفته ناگهان آن را رها می کند و به عقب می رود.
کارمند دو: خوبه. فقط چپشو بده بالا ... آها عالی شد!
کارمند یک که حسابی خسته شده می خواهد پایین بیاید که مسوول روابط عمومی نفس نفس زنان از راه می رسد.
مسوول روابط عمومی: آقا دست نگه دارید، اشتباه شده. اسم کوچک رییس جدید «فضل ا... » نیست، « فیض ا...» است.
کارمند یک و دو زیر لب بد و بی راه می گویند و دوباره پارچه را پایین می آورند و با عجله مشغول تصحیح آن می شوند.

نمای خارجی - سر در سازمان - همان روز:
پژوی ۴۰۵ سرمه ای رنگ مقابل در سازمان می ایستد. فردی از آن پیاده می شود و در حالی که تلفن همراه را به گوشش چسبانده و زمزمه می کند بی توجه به اطراف و کارمندان روابط عمومی و نگهبان ها، مستقیم به سمت در ورودی می رود. همه با تردید به هم نگاه می کنند. اما وقتی او به جای جواب سلام سر می جنباند مطمئن می شوند که او کسی نیست جز رییس جدید سازمان! نگهبان حراست پیشاپیش او می دود و در آسانسور را برایش باز می کند.

نمای داخلی - جلسه معارفه و تودیع:
مدیر جدید یک پا را روی پای دیگر انداخته است. کنار دست او مدیر سابق در حالی که لبخندی تلخ بر لب دارد نشسته و به دهان آقای وزیر که بی وقفه باز و بسته می شود خیره شده است. دقایقی بعد نام او را می خوانند و یک تابلوی نخچیر مینا کاری شده اصفهان، یک جلد قرآن نفیس و ده سکه بهار آزادی به دستش می دهند. آن ها را به زیر بغل می زند و دوباره سرجایش می نشیند. دقایقی بعد که جلسه رو به اتمام است به عقب برمی گردد و راننده اش را که گوشه سالن ایستاده فرا می خواند و هدایا را به دست او می دهد و سه پاکت مهر و موم شده از او می گیرد.


مدیر سابق به سبک استادیومی از اول تا آخر مدیران را در آغوش می کشد و حلالیت می طلبد. او هنوز در حالی که پاکت ها را در دست می فشارد به ساعتش نگاه می کند. فقط نیم ساعت وقت دارد که به مراسم تودیعش در جای دیگر برسد. باید عجله کند. دست مدیر جدید را می گیرد و او را تا پای آسانسور با خود همراه می کند. بعد در گوشه ای خلوت، مخفیانه آن سه پاکت را به او می دهد و سپس کمی با هم اختلاط می کنند. مدیر جدید با دهان باز هاج و واج او را نگاه می کند!

شش ماه بعد - نمای داخلی - دفتر رییس سازمان:
آقای رییس سر پا ایستاده و به تلفن جواب می دهد. گوشی را چهار انگشت از گوشش دور کرده است. صدا به وضوح می آید: آقای ...من به امید تغییرات اساسی شما رو به سازمان فرستادم. امیدوارم کاری از پیش برده باشید. بنده تا آخر هفته میام بازدید. علاقمندم که ببینم چه تغییراتی در وضعیت نابسامان اونجا به وجود آوردید.


آقای رییس (با صدایی لرزان) : خواهش می کنم قربان. قدم بر چشم بنده می ذارید. بی صبرانه منتظر قدوم مبارکتون هستم...تالاق (صدای قطع شدن گوشی از آن طرف)


آقای رییس: الو ... الو قربان ...
رییس به شدت نگران شده است. از برگزاری جلسات متوالی با چهار معاون و ده مدیر کل نیز هیچ نتیجه ای نگرفته اوضاع سازمان او هر روز بدتر از پیش شده است. باید تا زمان آمدن رییس کل چاره ای بیاندیشد. ناگهان انگار که چیزی به او الهام شده است به سمت گاو صندوق می رود و در آن را باز می کند. سه پاکت مهر و موم شده را بیرون می کشد و پاکت یک را روی میز کار میگذارد و بقیه را به سر جای اول برمی گرداند. پاکت را با عجله باز می کند.


صدای مدیر سابق: « ها ها ... شش ماه از انتصاب تو گذشته. حالا که این پاکتو باز کردی معلومه تو این مدت هیچ کاری نتونستی بکنی. بلکه اوضاع رو خراب تر هم کردی. آقای رییس کل هم تا آخر هفته از اون جا بازدید میکنه !! فقط یه راه داری ! سریعا با آقای رییس کل تماس بگیر و بهش بگو: من یه ویرانه تحویل گرفتم. مدیر قبلی دزدترین و فاسق ترین آدم ها بود. ساختار این اداره رو به گند کشیده بود. اونقدر فساد اداری از زمان سابق باقی مونده که کارها به سختی پیش میره. من تا این خرابکاری نظام قبلی رو درست کنم یک سال دیگه طول میکشه. لطفا به من تا اون موقع مهلت بدید.

یک سال بعد - نمای داخلی - اتاق رییس:
آقای رییس وزنش تقریبا دو برابر شده. حالا دیگر در جواب سلام دیگران حتی معاونین و مدیران زیر دستش سر هم تکان نمی دهد. باز زنگ تلفن به صدا در می آید. آقای رییس کل پشت خط است. دوباره همان صحنه قبل تکرار می شود. آقای رییس مستاصل و سر در گم باز هم به سراغ گاو صندوق می رود و این بار پاکت شماره دو را باز می کند:
صدای رییس سابق: همونطور که پیش بینی می کردم توی این یک ساله هم کاری از پیش نبردی حالا هم موندی که چه جوری خرابکاری هاتو توجیه بکنی. خوب اشکال نداره! بهت میگم. همین الان با رییس کل تماس بگیر، بگو قربان، مبارزه با فساد نظام سابق هنوز هم ادامه داره. اما ما به جای آن ساختار فاسد مجبور هستیم افراد شایسته را بر سر کار بیاریم. مجبور هستیم از مشاوران ارشد استفاده کنیم. مجبور هستیم ... آوردن مدیران شایسته و مشاوران دلسوز دو سال وقت نیاز دارد.

نمای خارجی - پارکینگ سازمان ( با دور تند ):
تعداد ماشین ها هر روز افزایش می یابد. قبلا سی دستگاه ماشین در پارکینگ مستقر بودنداما به تدریج نه تنها مدل آنها ارتقا می یابد بلکه تعداد آنها نیز دو برابر می شوند.

نمای داخلی - کارگزینی :
کارمندان فضول کارگزینی ده پرونده مدیران را کنار هم قرار داده اند و بر سر این موضوع بحث می کنند که از زمان ورود مدیر جدید قیافه مدیران هر روز به هم شبیه تر می شود. حتی شناسنامه همه مدیران جدید از یک شهرستان دور افتاده صادر شده است و جالب این که مدیران جدید چقدر لهجه های شان به هم شبیه شده!!

نمای داخلی - اتاق رییس سازمان - دو سال بعد:
آقای رییس گوشی را با دلخوری سر جایش می گذارد. آقای رییس کل پشت خط بود. این بار دیگر به طور قطعی برای بازدید به سازمان خواهد آمد. آقای رییس حسابی کلافه شده است. باز هم مانند قبل به سراغ گاو صندوق و نامه آخر یعنی نامه شماره سه می رود و آن را می گشاید:


صدای رییس قبلی: خاک عالم بر سرت ! می دونستم آخرش کارت به این جا می کشه! چهار سال گذشت هیچ کاری نکردی!‌ چیه؟ حالا منتظری باز بهت راه کار بدم؟ کور خوندی! تنها کار مفیدی که الان می تونی انجام بدی اینه که سریعا از این سه نامه که بهت دادم یه نسخه کپی بگیری و مهر و موم کنی. بعدش در یک فرصت مناسب اون ها رو به رییس بعدی برسون. فقط مواظب باش کسی بهت شک نکنه ...همین. زود کاسه و کوزه رو جمع کن که نوبت رییس بعدی شده!

نمای خارجی - سر در سازمان - دو روز بعد:
آقای رییس سابق ( که تا نیم ساعت پیش رییس سازمان بود) با عجله به سمت پاجیروی سرمه ای رنگش می رود. او فقط نیم ساعت وقت دارد که به مراسم تودیعش در اداره جدید برسد.(آسمون و ریسمون)
 

 

 

 

 

 

   
  

اخبار مرتبط:

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
   پربیننده ترین مطالب روابط عمومی  

  انتشارات مطلوب در روابط عمومی


  پدر اینترنت (WWW) جایزه گرفت


  انتشارات الکترونیک در روابط عمومی


  هشت راه برای مقابله با یک بحران


  رئیس روابط عمومی فیسبوک از پست خود کناره گیری می کند


  «سنگاپور کجاست؟»: نشست ترامپ- کیم برای این شهر-کشورِ کوچک حکم یک کودتا در روابط عمومی را دارد


  کارگاه های «عکاسی خبری پیشرفته» و «سواد بصری»


  مسئول روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی استان اردبیل معرفی شد


  مدیر روابط عمومی دوازدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان معرفی شد


  مدیر روابط عمومی تماشاخانه سنگلج منصوب شد


 
 
 
مقالات
گفتگو
گزارش
آموزش
جهان روابط عمومی
مدیریت
رویدادها
روابط عمومی ایران
کتابخانه
تازه های شبکه
آخرین رویدادها
فن آوری های نو
تبلیغات و بازاریابی
ایده های برتر
بادپخش صوتی
گزارش تصویری
پیشنهادهای کاربران
اخبار بانک و بیمه
نیازمندی ها
خدمات
خبرنگار افتخاری
بخش اعضا
دانلود کتاب
پیوندها
جستجوی پیشرفته
موبایل
آر اس اس
بخشنامه ها
پیشکسوتان
لوح های سپاس
پیام های تسلیت
مناسبت ها
جملات حکیمانه
پایان نامه ها
درباره شارا
تماس با ما
Shara English
Public Relation
Social Media
Marketing
Events
Mobile
Content
Iran Pr
About Us - Contact US - Search
استفاده از مطالب این سایت با درج منبع مجاز است
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شارا است
info@shara.ir
  خبر فوری: فراخوان سیزدهمین جشنواره ملی انتشارات روابط عمومی