شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : آيا مردم به روابط عمومي‌ها اعتماد دارند؟
سه شنبه، 30 اردیبهشت 1399 - 12:17 کد خبر:43062
بي‌شك موضوع روابط عمومي نيز از اين چارچوب و منطق به دور نيست، ضمن آنكه بايد به اين نكته متذكر شد كه هرچه اهميت، شأنيت، جايگاه و اعتبار يك موضوع بيشتر و اثر و گستره تأثيربخشي آن وسيع‌تر باشد، طبيعي است كه ضرورت و لزوم شناخت آن بيشتر و بيشتر مي‌شود. براي تأكيد بر اهميت اين مطلب مي‌توان به مقوله و موضوعي كه متن و بطن روابط عمومي تا حدودي زيادي با آن سنخيت ماهيتي دارد سخن به ميان آورد.


 شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا)-|| پاسخ به اين سؤال كه آيا مردم به روابط‌عموميها اعتماد دارند يا نه؟ كاري سخت است و مسلماً نمي‌توان پاسخ اين سؤال را به‌صورت بلي و خير و مطلق جواب داد؟ ولي شواهد و قرائن حاكي از آن است كه عليرغم همه تلاش‌هاي صورت گرفته در طي اين مهروموم‌ها، هنوز به‌طور بايدوشايد روابط عمومي‌ها نتوانسته‌اند جايگاه خاصي را در بين مردم پيدا كنند كه اين موضوع مي‌تواند نشئت‌گرفته از اين باشد كه رسالت و وظيفه و كاركرد روابط عمومي نزد مردم به‌درستي تعريف و تبيين نشده و يا مردم درك درستي از فلسفه وجودي روابط عمومي، وظايف و رسالت آن ندارند و يا اينكه عملكرد و اقدامات روابط عمومي‌ها از يك تأثيرگذاري و اثربخشي لازم براي ايجاد اعتماد نزد مردم برخوردار نمي‌باشد.
 
 اما مي‌توان به‌دوراز هرگونه افراط‌وتفريط و به‌صورت منصفانه و يا خوش‌بينانه گفت كه ميزان اعتماد مردم به روابط عمومي تقريباً نسبي است و تا رسيدن به شرايطي كه مردم روابط عمومي را به‌درستي بشناسند و از ظرفيت، قابليت و توانمندي روابط عمومي‌ها پي ببرند و اهميت نقش اين نهاد مدني را به‌درستي درك كنند، به‌نحوي‌كه از نتيجه اين ادراك، اعتماد حاصل گردد، فاصله بسيار زيادي است اما سؤال دومي كه در اين مجال مطرح مي‌گردد چرائي موضوع است و اينكه چرا اين اتفاق تاكنون رقم نخورده است و اعتماد بايسته و شايسته مردم نسبت به روابط عمومي‌ها شكل نگرفته است؟
 
 به‌طريق‌اولي و به‌صورت منطقي وقتي افراد و اشخاص نسبت به يك موضوع، پديده، اتفاق و يا رخداد و يا هر چيزي اطلاعات كافي نداشته باشند و نسبت به آن آگاهي لازم را دارا نباشند، طبيعي است كه اعتماد لازم حاصل نمي‌گردد زيرا مطالعه، شناخت، آگاهي و اشراف ما نسبت به يك موضوع و يك پديده به هر ميزان كه بيشتر شود به همان ميزان روابط و ارتباط ما را نسبت به آن موضع و موضوع، آگاهانه، هوشمندانه و هدفمند مي‌كند و اساساً تداوم ارتباط و افزايش اعتماد به حجم و ابعاد و وسعت آگاهي و تعميق شناخت برمي‌گردد و اگر در اين ميان، پايه و اساس شناخت و آگاهي به‌صورت ناقص، غلط و غيرواقعي باشد، به همان ميزان مي‌تواند ما را از اصل موضوع دور كند و بجاي نزديك‌تر شدن به حقيقت يك امر، بيشتر در شبه و هاله‌اي كه منبعث از نوع نگرش غلط مي‌باشد، انسان را غوطه‌ور مي‌سازد و بجاي حقيقت آب، سراب را دنبال مي‌كند و به‌جاي حقيقت يك موضوع و پديده، خيال‌بافي‌هاي غيرواقعي را دستمايه و جايگزين مي‌سازد.
 
 بي‌شك موضوع روابط عمومي نيز از اين چارچوب و منطق به دور نيست، ضمن آنكه بايد به اين نكته متذكر شد كه هرچه اهميت، شأنيت، جايگاه و اعتبار يك موضوع بيشتر و اثر و گستره تأثيربخشي آن وسيع‌تر باشد، طبيعي است كه ضرورت و لزوم شناخت آن بيشتر و بيشتر مي‌شود. براي تأكيد بر اهميت اين مطلب مي‌توان به مقوله و موضوعي كه متن و بطن روابط عمومي تا حدودي زيادي با آن سنخيت ماهيتي دارد سخن به ميان آورد.
 
 اساساً يكي از نقش‌هاي مهم و جدي پيام‌آوران و پيامبران الهي، نقش ارتباطي، اطلاع‌يابي، اطلاع‌رساني، هدايت و راهبري و كمك به توسعه و كمال‌جوئي از مسير دانائي است و مسلماً توفيق پيامبران در اين مأموريت مهم و اين منظور اساسي بر شكل‌گيري اعتماد طرفيني حاصل از شناخت بوده است زيرا اعلام، حضور و تلاش براي برقراري ارتباط از سوي پيامبران براي آگاهي و دانائي و هدايت و رستگاري مردم زماني از اثربخشي لازم برخوردار مي‌گشت كه در كنار اين حضور و اعلام عمومي و برقراري ارتباط، دايره شناخت به‌تدريج كامل و كامل‌تر مي‌شد به‌نحوي‌كه به هر ميزان شناخت مردم نسبت به پيام‌رسانان عصر خود بيشتر و كامل‌تر مي‌گشت به همان ميزان سطح اعتماد عمومي و مردم بالاتر مي‌رفت و برعكس جهل، ناداني، لجاجت و پافشاري بر عدم شناخت، درنتيجه افزايش فاصله، بي‌اعتمادي، تحجر و سردرگمي را با خود به همراه داشت زيرا حضور پيامبران الهي به اسامي مختلف و متفاوت با مأموريت‌هايي كه از سوي پروردگار براي آنان تدوين و ابلاغ‌شده بود، چيزي جز حضور در ميان مردم براي برقراري ارتباط، اطلاع‌يابي، اطلاع‌رساني و آگاهي بخشي براي توسعه و ظرفيت انساني براي بهتر زيستن ابناء بشري و طي طريق نمودن مسير كمال يابي نبوده و نيست و در هركجاي تاريخ كه پيامبري از سوي پروردگار براي هدايت، راهبري و تنوير اذهان عمومي معرفي و مبعوث گرديد كه ماحصل آن منتج به ارتباط تعاملي، درك واقع‌بينانه و اعتماد گرديد مسلماً در تاريخ از عاقبت‌به‌خيري آن قوم، سخن به ميان آمد درحالي‌كه هستند مواردي در تاريخ كه شاهد لجاجت، كج‌فهمي، عناد و جهل اقوامي هستيم كه نتوانسته‌اند فضاي ارتباطي و تعاملي هدفمند را با راهبران و پيامبران عصر خود برقرار كنند كه به همين دليل، سرنوشت ناخوشايندي به‌عنوان عبرت تاريخي براي آنان رقم خورده است.
 
 بنابراين مي‌توان اين واقعيت را تعميم داد و از آن به‌عنوان شاخصي بهره جست. ضمن آنكه بايد بر اين نكته تأكيد كرد كه پيامبران به‌عنوان پيام‌آوران آگاهي و دانائي در مسير توسعه و كمال جوامع بشري همواره بر مسير حق و حقيقت و تبعيت از اصول الهي و انساني حركت كردند و برابر ظرفيت وجودي و مسئوليت و مأموريت محوله هيچ‌گاه دچار انحراف، اعوجاج و كج روي و متعاقب آن گمراهي و بيراهه بردن افراد بر معيار خودخواهي و منافع طلبي شخصي نبوده‌اند.
 
 لذا در همين مجال سعي مي‌شود تا چرائي عدم اعتماد كامل و شايسته و بايسته مردم را نسبت به روابط عمومي‌ها با تعمق و درك بيشتر موردبررسي قرار دهيم پس اگر بخواهيم در اين راستا مطالعه و بررسي از اين رخداد علمي و عملي داشته باشيم و اعصار و ادواري كه روابط عمومي به‌صورت اشكال و اطوار مختلف ظهور و بروز پيداكرده است را مورد تعمق قرار دهيم درخواهيم يافت كه عليرغم اينكه پشت همه اين ماجرا يك حقيقت وجود دارد و آن اصل ضرورت و نياز به برقراري ارتباط هدفمند براي اطلاع‌يابي، اطلاع‌رساني، تنوير افكار عمومي، آگاهي بخشي صحيح، درست، كامل و به‌موقع توأم با ايجاد يك ارتباط و اعتماد تعاملي، مستمر، پويا و سازنده و اثربخش است وليكن در شرايط مختلف و متفاوت و بنا بر تفسير به رأي و تعبير و تشخيصي كه از سوي اشخاص حقيقي و حقوقي از اين نهاد مدني صورت گرفته، انتظارات و توقعات مختلف و متفاوت و يا نقش‌ها و كاركردهاي عجيب مرتبط و غير مرتبط و اصولي و غيراصولي از هنر هشتم توقع شده است كه همين اتفاق و اين فراز و نشيب‌هاي رخ‌داده كه از عنوان روابط عمومي، تا ساختار، شرح وظايف، جايگاه، انتصابات، امكانات و تجهيزات صورت گرفته و به انتظارات و توقعات عجيب‌وغريب مديران ارشد ختم مي‌شد، فرصت را براي هر دو گروه روابط عمومي براي آموزش، معرفي، تبيين، تشريح و توضيح جايگاه رسالت، وظيفه حرفه‌اي، نقش و كاركرد، اهميت و وجوب و ضرورت حضور و فعاليت اين نهاد مدني كم‌رنگ و يا بي‌رنگ كرده به‌نحوي‌كه در خلأ اين مهروموم‌ها همواره روابط عمومي‌ها از اين جنس مشكلات ريزودرشت ناليده و مي‌نالند و كماكان نسبت به شرايط و وضعيت تحميلي اعتراض دارند و در مقابل مردم هم به‌واسطه شرايط حاكم بر روابط عمومي، جسته‌وگريخته نسبت به اين موضوع و مقوله آشنايي پيدا كردند. پس طبيعي است كه هم از سوي روابط عمومي به‌عنوان عامل و فعال در امر اطلاع‌رساني و آموزش و تنوير اذهان عمومي نسبت به جايگاه و نقش روابط عمومي كم‌كاري و ضعف وجود دارد و هم از سوي قابل و دريافت‌كننده و آموزش پذيرنده كه افكار عمومي و مردم مي‌باشند هنوز به‌طورجدي و بايسته و شايسته اين اهميت و ضرورت شكل نگرفته است.
 
 ضمن آنكه بايد به اين نكته يادآور شد كه در حال حاضر وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و شركت‌هاي دولتي، خصوصي، تعاوني در ابعاد و اشكال و سايزهاي مختلف مشغول فعاليت و خدمات‌رساني مي‌باشند و به‌طور حتم هريك از دستگاه‌هاي اجرائي برحسب مأموريت و وظايف و رسالت وجودي ذينفع را براي خود دارا مي‌باشند از اينكه تنها گروهي از ذينفعان نسبت به روابط عمومي شناخت داشته باشند كافي است يا خير؟ چنانكه رسانه‌ها و خبرنگاران يكي از ذينفعان اصلي يك سازمان محسوب مي‌شوند و مسلماً ارتباط ماهيتي و اشتراك كاركردي رسانه‌ها و روابط عمومي بزرگ‌ترين مؤلفه براي شناخت اين دو نهاد مدني مي‌باشد و اگر رسانه‌ها روابط عمومي‌ها را بشناسند و بر فلسفه وجودي و نقش و كاركرد وظايف و مأموريت آن اشراف داشته باشند نه‌تنها عجيب نيست بلكه طبيعي و منطقي است. واقعيت امر اين است كه در برخي از مواقع شناخت هم نمي‌تواند باعث ايجاد اعتماد گردد بلكه مدت مديدي مي‌گذرد تا پس از كش‌وقوس‌هاي زياد و فراز و نشيب‌هاي ارتباطي مختلف و تحليل بر رفتار، عملكرد و آثار ايجادشده ناشي از نتيجه ارتباط و شناخت، منتج به اعتماد شود، و يا اينكه ساير ذينفعان يك سازمان از قبيل مشتريان درون‌سازماني كه به‌عنوان كارمند در سطوح مختلف اعم از كارمند جزء تا عالي‌ترين سطوح در سازمان شاغل مي‌باشند و روزانه در مناسبت‌ها، فرصت‌ها و شرايط مختلف و متفاوت به نحوي از انحاء باكار كرد و نقش روابط عمومي در ابعاد و اشكال مختلف به‌تدريج آشنا مي‌شوند، بازهم طبيعي است و اگر غيرازاين باشد بايد تعجب كرد كه روابط عمومي چگونه نتوانسته است محمل مناسبي براي ارتباطات درون‌سازماني باشد و يا اينكه نتوانسته به‌درستي نقش و وظايف و جايگاه خود را در وهله اول براي كاركنان يك سازمان تبيين و تشريح كند.
 
 اگرچه همين اشراف و آگاهي كاركنان سازمان نسبت به جايگاه روابط عمومي محصول نيم‌قرن تلاش بوده است تا در حال حاضر به‌صورت ناقص اين اتفاق مهم رقم بخورد، چون درگذشته انتظار از نقش و كاركرد روابط عمومي در سطح مديران به اشكال مختلف و متفاوتي بوده كه به‌هيچ‌وجه با اصل روح روابط عمومي تناسب نداشته و در خيلي از مواقع شاهد يك تضاد و ناهماهنگي در اين ميان بوده‌ايم و اگر به تاريخچه روابط عمومي در ايران مراجعه كنيم خواهيم ديد كه در ابتداي امر به‌واسطه اينكه منشأ و خاستگاه علم، هنر و فني به نام روابط عمومي در خارج از كشور بوده، تعابير و ادراك مختلفي از سوي مديران و دست‌اندركاران نسبت به روابط عمومي وجود داشته است به‌نحوي‌كه به‌واسطه عدم فعاليت و حضور مراكز آموزش دانشگاهي، كتاب و نشريات و مقالات تخصصي، فقدان آموزش و تربيت نيروي انساني كارآمد و ساير مشكلات، مهروموم‌ها به طول انجاميد تا مديران دستگاه‌ها و سازمان‌ها توانسته‌اند با نقش روابط عمومي كم‌وبيش آشنايي پيدا كنند و بتوانند از ظرفيت آن حتي براي احصاء و صيانت از منافع شخصي خود و يا به‌عنوان پله‌هاي ترقي به‌درستي استفاده كنند. اما واقعيت امر اين است كه در خلال اين مهروموم‌ها تحركات و تلاش‌هاي درخور تحسيني از سوي مجامع علمي و دانشگاهي، مراكز دولتي و مؤسسات خصوصي در توسعه و اعتلاي جايگاه روابط عمومي صورت گرفته و نتيجه اقدامات و عملكرد باعث ايجاد فضاي جديدي در پيش روي روابط عمومي كشور شده است و بي‌ترديد از سوي ديگر نيز آنچه در فاصله تغيير و تحولات سريع و غافل كننده اتفاق افتاد، سرعت شتابان و بي‌وقفه در همه عرصه‌ها و ورود فناوري‌هاي جديد به‌عنوان مهم‌ترين عامل توسعه‌يافتگي بوده است، درواقع پيشرفت تكنولوژي مدرن در تمامي زمينه‌هاي فعاليت و خدمات‌رساني سازمان‌ها تأثير بسزايي داشته است به‌ناچار در شرايط حاضر سازمان‌هايي كه خواستار همسويي و تحولات و پيشرفت‌هاي عصر جديد هستند، مجبور شدند تا تكنولوژيهاي مدرن را متناسب باهدف خود به‌عنوان عنصر اصلي در فعاليت‌هايشان به‌كارگيرند و متقابلاً روابط عمومي‌ها براي همسوئي و هم‌افزائي در اين تغييرات پرشتاب چاره‌اي جزء تغيير در بهره‌گيري از ابزارهاي نوين ارتباطي و اطلاع‌رساني و استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي و فعاليت مستمر و مداوم در قالب 24 * 7 و درنهايت تغيير اساسي در محتوا و شيوه پيام‌رساني را نداشته است. كه همه موارد توانست بر رويكرد و كاركرد و نقش و جايگاه روابط عمومي با رويكرد و كاركرد پيش برنده تأثير بسزايي بگذارد اما چنانكه گفته شد اين تغييرات پرشتاب و فزاينده و حضور رسانه نوظهور و جديد تا حدودي توانست مخاطب، افكار عمومي، ذينفعان را بيشتر به جايگاه و نقش روابط عمومي آشنا سازد كه مسلماً همه اين اتفاقات كافي نبوده و نيست و روابط عمومي‌ها براي جلب اعتماد حداكثري مردم مي‌بايست تلاش و فعاليت بيشتري را از خود ظهور و بروز دهند كه در بخش آخر اين مقاله سعي گرديد كه به چگونگي تحقق اين مهم و انتظاراتي كه از روابط عمومي براي رسيدن به جايگاه اصلي مي‌رود اشاراتي به ميان آيد.
 
 امروزه ضروري است تا نقش روابط عمومي با درك صحيح از جايگاه واقعي انسان و نيازهاي منطقي و ارزشمند انساني برمدار اخلاق‌مداري و رعايت اخلاق حرفه‌اي به‌عنوان عامل پيش برنده، از تسهيل گري صرف به تأثيرگذاري تغيير يابد و روابط عمومي عصر ما تلاش نمايد تا در يك فضاي تعاملي جهت برقراري ارتباط، فرصت را براي اظهارنظر، ابراز عقيده و اعلام نياز در اختيار مخاطب درون‌سازماني و برون‌سازماني خود قرار دهد تا امكان هم‌گرايي و هم‌صدايي را در بين جامعه انساني برقرار سازد.
 روابط عمومي براي اينكه بتواند دامنه اعتماد مردم را نسبت به خويش بيشتر و بيشتر سازد و خود را به جايگاه واقعي و اصلي نزديك سازد تا اقبال عمومي نسبت به رويكرد و كاركرد آن مبتني بر اعتماد بيشتر شود، وظيفه دارد بر پايه اخلاق حرفه‌اي براي پيشبرد اهداف سازمان به مخاطب و افكار عمومي احترام بگذارد و بتواند توازن ميان اطلاعات و ارتباطات را با رويكرد اخلاق‌مداري در سطوح مختلف ايجاد كند و به دنبال درك سازمان براي امنيت و ثبات اين ارتباط باشد كه مسلماً رسالت روابط عمومي‌ها رسالتي است سنگين و وزين، نقش برجسته روابط عمومي‌ها در اينجاست كه نمود مي‌يابد. همچنين روابط عمومي‌ها بايد بتوانند تفاهم، دوستي، برادري و معرفت را در اذهان ايجاد نمايند و ديدارهاي ذهني را در دنياي مجازي براي جهاني‌شدن و تك‌صدايي شدن فراهم سازند. اما بايد باور داشت كه يكي از اركان مهم روابط عمومي "ايجاد حس علاقه و دلبستگي" در اعضا، مردم و مشتريان است.
 
 روابط عمومي عصر حاضر مي‌بايست تمامي تلاش و توانمندي و قابليت‌هاي خود را در قالب ابزاري بنام رسانه اجتماعي با رويكرد به خلاقيت، هدف محوري، تأثيرگذاري، مخاطب محوري، حمايت، اعتمادسازي، انعطاف‌پذيري، صداقت، تعهد و آزادي عمل معطوف سازد و به نظر مي‌رسد كه در اين رخداد شگرفي كه در عرصه روابط عمومي صورت گرفته است، فرصتي براي روابط عمومي‌ها در احياء ارزش‌ها كمرنگ شده و تلاش مضاعف براي تحقق فلسفه وجودي خود كه اصلي‌ترين مؤلفه آن انسان و ارزش و اعتباري انساني با محوريت اخلاق و اخلاق‌گرايي است، مي‌باشد. ضمن آنكه اقدامات ارتباطي كارشناسانه، برنامه‌ريزي‌شده و مستمر جهت انتقال پيام به گروه‌ها و افرادي كه به نحوي براي مؤسسه اهميت دارند ازجمله اقدامات مهم روابط عمومي اخلاق مدار به‌عنوان عامل پيش برنده تلقي مي‌گردد كه علاوه بر نقش زباني و رسانه‌اي روابط عمومي در ايجاد ارتباط و انتقال صحيح، مؤثر و به‌موقع اخبار و اطلاعات در جهت آگاهي بخشي به مخاطبان، عهده‌دار ايفاگري نقش هنر خوب شنيدن نقطه نظرات، انتظارات، انتقادات و پيشنهادات ذينفعان و مشتريان و متعاقب آن بررسي و انعكاس به‌موقع آن به تصميم گيران سازمان براي بهبود فرايند و روند خدمات‌رساني به مشتريان درون و برون‌سازماني است .
 
 همچنين امروزه به‌واسطه تعدد و تكثر رقبا در عرصه فعاليت در سطح داخلي و خارجي مي‌طلبد كه به‌منظور امكان رقابت و ماندگاري در بازار و متعاقب آن توسعه و افزايش سهم بازار، برخي از مؤلفه‌ها در برنامه‌ها و استراتژي روابط عمومي‌ها به‌صورت علمي و هدفمند حاكم شود تا روابط عمومي بتواند نقش‌آفريني صحيحي را در ايجاد زمينه‌هاي مناسب جهت دستيابي به اهداف و سياست‌هاي تعيين‌شده و تحقق اهداف و برنامه‌هاي كلان سازمان ايفاء نمايد. مواردي مانند اينكه در روابط فردي و اجتماعي هيچ موجود زنده‌اي نيست كه نيازمند احترام و تكريم نباشد و درواقع ادب، احترام‌گذاري و رعايت شأن و شئون فردي و اجتماعي و سازماني به‌عنوان عامل مهم در دوام و بقاء روابط‌هاي تعريف‌شده و تعيين‌شده مي‌باشد كه در شرايط فعلي تغيير رويكرد روابط عمومي‌هاي از سرمايه محوري صرف به انسان‌محوري ، امري ضروري است، زيرا كمترين بي‌دقتي و كم‌توجهي موجب فرار مشتري و انتخاب و جايگزيني رقبا براي بهره‌گيري از خدمات آنان مي‌شود كه مسلماً هزينه نگهداري مشتريان موجود به‌مراتب كمتر از شناسايي و جذب مشتريان جديد مي‌شود و از طرف ديگر هزينه حذف هر يك از مشتريان به‌مراتب بيشتر از جذب مشتري جديدي است كه شايد در آينده به سراغ او خواهيد رفت، مضاف بر اينكه سهم عمده ارائه خدمات توسط كاركنان مجموعه به‌عنوان ارزشمندترين سرمايه صورت مي‌گيرد كه اگر روابط عمومي در عرصه فعاليت سازماني نتواند زمينه تحقق مواردي نظير: احترام به كرامت انساني و استفاده از نيروي بيكران انديشه‌هاي كاركنان جهت اتخاذ تصميم بهتر در سازمان، شنيدن آراء و انديشه‌هاي همه كاركنان، تقويت حس مسئوليت‌پذيري و ايجاد انگيزه در به‌كارگيري نيروهاي مبدع و مبتكر، ارتقاء سطح كار آيي كاركنان و نزديك سازي اهداف فرد و سازمان، ايجاد شرايط كار پويا و سازنده در سرعت بخشيدن به روند رشد و پيشرفت، ايجاد حس مالكيت در كاركنان، پيشنهاد برنامه‌هاي بهسازي و آموزش نيروي انساني، تعميق و گسترش فرهنگ مشاركت در همه سطوح، افزايش بازدهي منابع (نيروي انساني و تجهيزات و امكانات و ...)، بالا بردن تراز كار آيي سازمان و كاهش هزينه‌هاي جاري و سرمايه‌اي از راه به كار گرفتن موارد مؤثر دانش و تجربه كاركنان، ايجاد محيط مناسب و هوادار براي رشد، شكوفايي، بهبود، دگرگوني، تازه گرداني وبرتري جويي كاركنان، افزايش كميت و كيفيت خدمات و محصولات و بهره‌وري، ابداعات و تغييراتي كه سازمان را در تحقق اهداف سازماني كمك كند، افزايش حسن شهرت سازمان، توسعه و بهينه‌سازي فناوري اطلاعات مورداستفاده در سازمان و.... را فراهم سازد، مسلماً نمي‌تواند به‌عنوان يك روابط عمومي داراي اخلاق حرفه‌اي و به‌عنوان عامل پيش برنده براي ايجاد يك سازمان فعال و رقابت‌جو تأثير به سزايي داشته باشد.