شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : تعاون آنلاين/ رئاليسم تعاون‌گرايي
جمعه، 29 شهریور 1398 - 01:55 کد خبر:40209
تعاون‌گرايي سال‌هاست كه به عنوان بديلي در برابر سرمايه‌داري مطرح مي‌شود. اين مقاله نشان مي‌دهد كه چگونه شرايط دنياي امروز شانس ويژه‌اي به تعاون‌گرايي داده تا بتواند به عنوان يك شيوه مسلط مطرح شود.

شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا)-||نويسنده| يوچاي بنكلر- نويد نزهت ||| تعاون‌گرايي يا همياري از قرن نوزدهم و با ظهور چهره‌هايي چون رابرت اوون و پرودون همواره يكي از مجموعه بديل‌ها در برابر سرمايه‌داري بوده است. امروزه تعاوني‌ها به يكي از اجزاي عمده و هميشه حاضر مناطقي چون ناحيه باسك يا اميليا-رومانيا در ايتاليا و همچنين صنايعي مانند پرورش گاو شيرده در ايالات متحده بدل شده‌اند. با وجود اين، بايد روراست بود: تعاون‌گرايي هنوز طي دو سده‌اي كه از عمر سرمايه‌داري مي‌گذرد نتوانسته نقشي تحول‌آفرين و دگرگون‌ساز ايفا كند.

اكنون اما فرصت از چهار سو مهياست تا شايد آينده‌اي متفاوت پيش رو باشد.

اولين اين فرصت‌ها، برهم‌ريختگي حاصل از فناوري‌ است. امروزه اوضاع بسيار معلق و نابسامان است. شايد شركت اوبر اكنون نبض بازار خدمات حمل‌ونقل فردي را در ايالات متحده به‌دست گرفته باشد، اما در صورت نفوذ سريع جنبش تعاوني به طيف گسترده‌تري از خدمات، هنوز مي‌تواند چيزي بيش از يك «فرنداستر‏» (از اولين شبكه‌هاي اجتماعي كه امروز تعطيل شده)، يا در نهايت لينكدين براي اقتصاد مبتني بر تقاضا نباشد. از نظر تاريخي، تعاوني‌ها همواره در همان محدوده‌اي كه ظهور كرده‌اند با استحكام از پس رقابت بازار برآمده‌اند، اما بيش از آن به اندازه كافي رقابتي نبوده‌اند تا بتوانند راه‌شان را به بازارهايي باز كنند كه پيش‌تر از سوي شركت‌ها و بنگاه‌هاي سنتي اشباع شده‌اند. اين نه برتري اقتصادي، بلكه سنت‌ها، رسوم و ميزان همانندسازي‌ها بوده كه تكليف ادامه حضور يا حذف تعاوني‌ها را روشن كرده است. اما فرصت اكنون و همين حالا به تعاوني‌ها رو كرده، يعني درست وقتي سازماندهي توليد هنوز بي‌ثبات و ناپايدار است.

فرصت دوم آنكه ما در بزنگاه فرهنگي تعاون به سر مي‌بريم. ويكي‌پديا، نرم‌افزارهاي رايگان و متن‌باز، روزنامه‌نگاري شهروندي و بسياري اشكال ديگر از توليد اشتراكي براي نفع عمومي سبب شده‌اند تا افراد معمولي نيز به شكلي روزمره با اصل تعاون و پيامدها و فرآورده‌هاي آن رودررو باشند. پافشاري چنددهه‌اي اقتصاد تخصصي بر شناسايي ما در مقام بازيگراني كه با هدف بيشينه‌كردن منافع خود با نيرنگ و تزوير دست به عمل مي‌زنيم، در تقابل با واقعيتي روزمره است كه درست بر خلاف آن صحه مي‌گذارد. شاخه‌هاي مختلف علوم، از زيست‌شناسي تكاملي گرفته تا علوم اجتماعي، روانشناسي و عصب‌شناسي، همگي به صف شده‌اند تا تاييد كنند انسان‌ها آن قسم روان‌پريش‌ها و كوتوله‌هاي اخلاقي نيستند كه در جاي‌جاي نظريه بازي و الگوي بازيگر عقلاني به چشم مي‌خورند – كه بسياري از ما در يك وضعيت تعاوني، با يكديگر همكاري مي‌كنيم و در يك وضعيت رقابتي، به رقابت برمي‌خيزيم. اكنون چه در نظريه و چه در عمل، چارچوبي فرهنگي پديد آمده كه به افراد يقين مي‌بخشد تعاون‌گرايي قادر است به راستي در مقياسي بزرگ و در پهنه‌اي مهم از كردارهاي اجتماعي‌شان كه به ميانجي اينترنت صورت مي‌پذيرد، موفق عمل كند.

در وهله سوم، توليد اشتراكي براي نفع عمومي با در دسترس قرار دادن الگو و تجربه‌اي مشخص از امكان مديريت و اداره امور شركت‌هاي بزرگ از طريق پلتفرم‌هاي تعاوني آنلاين، تجربيات گسترده و روزافزوني از چگونگي خودگرداني همتايان شبكه‌اي، تخصيص كار و وظايف و مديريت زماني و مكاني عملكرد روزانه به‌دست مي‌دهد. تعاون‌گرايي نظيربه‌نظير (Peer Cooperativism) اين قسم الگوهاي مديريتي و سازماني را با توليد اشتراكي براي نفع عموم سهيم است، اما ويژگي تعيين‌كننده آن، يعني قدرت‌بخشي به كارگران براي گذران زندگي از طريق كار تعاوني، همان چالشي متمايز ا‌ست كه توليد اشتراكي هنوز ناگزير از رويارويي‌اش نشده است.

دست آخر آنكه شبكه‌ها الگوي مسلط بنگاه را متزلزل كرده‌اند. هزينه تراكنش‌هاي ناشي از تبادلات بازار و اشتراك‌گذاري اجتماعي به شدت كاهش يافته است. به همين اعتبار، برهم‌كنش‌هايي كه پيش‌تر منحصر به بنگاه‌هايي بودند كه سرمايه را با تعهدات قراردادي نيروي كار، مصالح و شيوه‌هاي توزيع در هم مي‌آميختند، اكنون در اشكالي به مراتب توزيعي‌تر انجام مي‌شوند. اين واقعيت فناورانه به همان ميزان كه سنگ بناي موفقيت نرم‌افزارهاي رايگان و متن‌باز، ويكي‌پديا يا «SETI@home» (نرم‌افزار اشتراكي جستجوي حيات هوشمند فرازميني) بود، ظهور و رشد اقتصاد مبتني بر تقاضا، نرم‌افزارهاي مديريت نيروي كار موقت و برون‌سپاري را نيز تضمين كرده است. اين شايد به خودي خود متضمن يك آينده تعاوني‌تر نباشد، اما بي‌شك برخي از مهم‌ترين موانعي كه به لحاظ تاريخي همواره سد راه تعاون‌گرايي بوده‌اند را كم‌رنگ ساخته است. «اوبر» و «ايربي‌ان‌بي‏» [وب‌‌سايتي براي كرايه مكان‌هاي اقامتي] هر دو سروكارشان با تخصيص مجدد كالاهايي به ميانجي بازار است كه قابليت به اشتراك‌گذاري دارند؛ كالاهايي بد دست و دانه‌درشت كه به‌دليل ظرفيت اضافي‌شان توسط افرادي كه از آنان استفاده شخصي مي‌كنند، به اشتراك گذاشته مي‌شوند. وقتي سازندگان اين پلتفرم‌ها با شور و اشتياق بر اين نكته تاكيد مي‌كنند كه بدون ساخت حتي يك اتاق يا مالكيت حتي يك خودرو، بزرگترين شركت حمل‌ونقل يا هتل‌داري جهان را برپا كرده‌اند، در حقيقت به اين نكته اشاره دارند كه مانع اصلي پيشاروي گسترش ثمربخش تعاوني‌ها، يعني نياز به سرمايه‌گذاري متمركز، به مراتب كمتر از گذشته الزام‌آور و محدودكننده است. توليد اشتراكي براي نفع عموم به ما نشان داده كه نه تنها مي‌توان نرم‌افزارها را به عنوان نرم‌افزارهايي رايگان و متن‌باز توسعه داد و بازاريابي را نظير به نظير انجام داد، بلكه آن دست تعاريف و دعاوي حقوقي و سياسي كه پيرامون هر خدمت نوظهوري جريان مي‌يابد نيز بسيار موجه‌تر و كم‌تر تقابلي خواهد بود اگر اين خدمت با همياري نيروهايي هم‌تراز برپا شده باشد.

بنابراين شايد بتوان چنين ادعا كرد كه آميزه برهم‌زنندگي اقتصادي با فرصت‌هايي براي تسخير بازارهاي جديد، در كنار يك انگاره فرهنگي مشترك در باب امكان تعاون، و صد البته تجربيات عميق عملي حاصل از تعاون آنلاين به‌مثابه يك فضاي راه‌حل تجربي، بزنگاه كنوني را متفاوت از آن چيزي ساخته كه همين دو دهه پيش انتظار مي‌رفت، چه رسد به دوران شكوفايي سرمايه‌داري صنعتي.

اما تعاون‌گرايي اشتراكي پيش از آنكه بتواند جايگاهي مستحكم در اقتصاد شبكه‌اي به خود اختصاص دهد، بايد با چالش‌هايي جدي دست‌و‌پنجه نرم كند. توليد اشتراكي با يك‌كاسه‌كردن مساعدت‌هاي داوطلبانه مشاركت‌كنندگاني رشد كرد و شكوفا شد كه اغلب براي امرار معاش خود به راه‌هاي ديگري متكي بودند. اين به نوبه خود مجال مي‌داد تا خروجي توليد اشتراكي، عمدتا فارغ از هرگونه هزينه‌اي، و «آزاد به همان معنايي كه در آزادي مستتر است» (free as in freedom: نام كتاب زندگي‌نامه ريچارد استالمن، برنامه‌نويس و فعال سرشناس جنبش نرم‌افزار آزاد)، در اختيار عموم قرار بگيرد. با اين اوصاف، اگر تعاون‌گرايي اشتراكي سر آن دارد تا به بخشي از راه‌حل در قبال عدم امنيت اقتصادي بدل شود كه به شكلي روزافزون در قرن بيست‌و‌يكم دامن‌گير شده، بايد اين توانايي را به‌دست آورد تا بدون ايجاد هيچگونه خللي در سطح تعاون و همكاري افراد، از مشتريان و كاربرانش مبلغي به‌عنوان دستمزد طلب كند و سود و درآمد حاصله را به‌گونه‌اي منصفانه بين نيروهاي هميار توزيع كند. اين همان چالشي ا‌ست كه توليد اشتراكي مبتني بر نفع عموم هيچگاه با آن رودررو نشد. جنبش تعاوني اما نشان داده اين دست چالش‌ها به راستي دردسرسازند، هرچند غيرقابل عبور نيستند. از ديگر چالش‌هاي حائز اهميت لزوم تعديل محرك اخلاقي توليد اشتراكي، يعني تضمين دسترسي همگاني به خروجي‌هاي توليدي و و اشتراكي‌بودن آن‌ها، با ضرورت تامين درآمد براي نيروهاي هميار است. رويارويي با اين چالش اخير براي مدل‌هاي خدماتي، چنانكه براي مثال در مورد نرم‌افزارهاي آزاد و متن‌باز شاهد بوده‌ايم، به مراتب آسان‌تر از اقلام و كالاهاي اطلاعاتي همچون عكاسي آرشيوي ا‌ست كه واجد هيچ مدل ارائه خدمت مشخصي نيستند. انسجام اخلاقي جنبش تعاوني چنين حكم مي‌دهد كه اين دست تعاوني‌هاي فعال در حوزه كالاهاي اطلاعاتي بايد به‌جاي اتكا بر راهبردهاي مبتني بر مالكيت فكري كه آنان را از بطن جنبش جدا مي‌كند، در پي توسعه الگوهايي از عضويت يا ارائه خدمات مشترك باشند.

تعاون‌گرايي، همچون بسياري از طرح‌هايي كه به‌دنبال اعطاي مالكيت به كاركنان هستند، صرفا به معناي مالكيت مشترك نيست. تعاون‌گرايي، در وهله اول و مهم‌تر از همه، متضمن اداره و حكمراني مشترك است. اما «دردسر سوسياليسم آن است كه وقتي براي سر خاراندن باقي نمي‌گذارد». همان‌طور كه اين جمله منتسب به اسكار وايلد نشان مي‌دهد، حجم كار لازم در تعاون‌گرايي اشتراكي مي‌تواند خود چالش جديد ديگري باشد؛ هرچند پلتفرم‌هاي مديريت دموكراتيك آنلاين با تقويت قابليت‌هايي چون انعطاف‌پذيري، شفافيت و پيگيري كارها، امكان مهار و مديريت حجم كاري را به نسبت تعاوني‌هاي فيزيكي افزايش داده‌اند. در اين ميان، برخي پروژه‌هاي جنبش نرم‌افزار آزاد و متن‌باز، مانند «دبيان» [يكي از قديمي‌ترين و رايج‌ترين توزيع‌هاي لينوكس براي استفاده در رايانه شخصي و سرورها]، موفق به توسعه فرآيندي دموكراتيك شده‌اند. اما بسياري ديگر بر مدلي از رهبري كاريزماتيك اتكا كرده‌اند كه شايد چنانكه بايد سنخيتي با محدوده ضرورت‌هاي امرار معاش نداشته باشد. به همين اعتبار، ادبيات و متون غني موجود پيرامون مبحث حاكميت بر منابع مشترك كه الينور اوستروم از پيشگامان آن است و در واقع بر چگونگي مديريت جمعي منابع معيشتي در جوامع مشاركتي، آن‌هم بدون كمك گرفتن از حقوق مالكيتي و قوانين دولتي تمركز دارد، بايد مرجع اصلي و نخستين فعالان حوزه تعاون‌گرايي پلتفرمي باشد. به تبع آن، مطالعات فزاينده امروزي در باب حاكميت بر منابع مشترك دانشي هم مي‌تواند بهترين منبع براي هم‌زبان‌ساختن تجربيات حاصل از تعاون آنلاين با مكتب اوستروم باشد؛ البته اگر درآمدزايي و توزيع ثروت را به كل از كانون توجه دور سازيم.

مطالعات گسترده صورت‌گرفته بر روي مبحث حاكميت در ويكي‌پديا را مي‌توان نمونه‌اي درخور دانست، چرا كه ويكي‌پديا برخلاف بسياري از ديگر جوامع توليد اشتراكي، به هيات نهادي تكامل يافته كه مسئوليتي فرهنگي، حالا اگر نگوييم اقتصادي در قبال خروجي‌هاي خود برعهده گرفته است. اما همين مورد ويكي‌پديا هم به ما نشان مي‌دهد كارها به همين سادگي پيش نمي‌روند. تلفيق آموزه‌هاي پژوهشي درباره حاكميت ويكي‌پديا با مكتب اوستروم بايد محركي براي تعاوني‌ها باشد تا نه فقط در پي طراحي سازوكارهاي مشاركتي، بلكه به دنبال برپايي سامانه‌هايي براي نظارت متقابل و حل اختلافات باشند. اين‌ها به ويژه جداي از قابليت‌هاي مشخصي هستند كه امكان استقرار لانه‌اي و تودرتوي قدرت و اختيار تصميم‌گيري – يا همانا سازماندهي حاكميتي در نزديك‌ترين سطح ممكن به سوژه حكمراني – را فراهم مي‌آورند. در اين بين، شايد عمده‌ترين اختلاف تعاون‌گرايي با توليد اشتراكي در لزوم تعريف دقيق‌تر و سخت‌گيرانه‌تر موضوع عضويت باشد. در تعاون‌گرايي، درست همانند باقي رژيم‌هاي مالكيت مشترك، ارائه تعريفي دقيق و روشن از اعضا و اعمال محدوديت‌هاي بيشتر بر چگونگي عضويت، نسبت به توليد اشتراكي از اهميت به مراتب بالاتري برخوردار است. اين خود بخشي مديون حساسيت و اهميت كيفيت و زمان‌بندي خروجي‌ها و بخشي ناشي از لزوم حفظ دايره به نسبت تعريف‌شده‌اي از مشاركت‌كنندگان است كه بايد سود و بهره مكفي براي امرار معاش‌شان را از همين مجرا با يكديگر سهيم شوند.

دهه‌ها مطالعه و پژوهش بر روي مبحث تعاون، جداي از اهميت برسازي يك هويت مشترك، دلالت بر محوريت برقراري ارتباط بين اعضا دارد؛ خاصه ارتباطاتي كه اعضا را در نگاه يكديگر وجهه‌اي انساني ببخشد. پايبندي به هسته‌اي مستحكم از ارزش‌هاي اخلاقي، تعهد آشكار به رعايت انصاف و عدالت بين اعضا و دوري از رفتارها و آدابي كه اينطور القا كند افراد تنها براي مقدار بيشتري پول تن به كار داده‌اند، لازمه غلبه بر تنش‌هاي اجتناب‌ناپذيري‌ست كه كار و درآمد مشترك به همراه خواهد داشت. اين قسم چارچوب‌بندي‌ها به شدت حائز اهميت‌اند و باري ديگر بر اين نكته تاكيد دارند كه هر تلاشي كه در وهله اول معطوف به نفع شخصي باشد، به رغم نقش بي‌چون‌وچراي آن در تمامي جوامع، به احتمال فراوان محكوم به شكست خواهد بود؛ چه رسد به آنكه بخواهد الگوهاي آشكارا مبتني بر نفع شخصي در بنگاه‌هاي تحت مالكيت سرمايه‌داران را از ميدان به در كند.

تعاون‌گرايي به‌مثابه يك الگوي بديل آگاهانه در قبال سازماندهي مدرن توليد، از زمان ظهور خود در دو سده گذشته تا به امروز، هيچگاه به اين ميزان آستانه‌اي و تحقق‌پذير نبوده است. اما تحقق‌پذيري به تنهايي آن را اجتناب‌ناپذير نمي‌سازد. تعاون‌گرايي در مقام يك جنبش تنها زماني پيروز مي‌شود كه سريع و تعيين‌كننده حركت كند، از گذشته نزديك درس بياموزد و تجربيات و دانش هركدام از ما را به سرعت و دفعات در شبكه‌اي از تعاوني‌ها به اشتراك بگذارد.

منبع: فصلي از كتاب «Ours to Hack and to Own» به ويراستاري تربور شولتز و ناتان اشنايدر.

منبع: مجله بازخورد