شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : روزنامه نگاري در ايران ساختار حرفه‌اي ندارد
چهارشنبه، 4 اردیبهشت 1398 - 12:39 کد خبر:38083
۱۷ مه يعني ۲۷ ارديبهشت به عنوان روز جهاني ارتباطات و روابط عمومي در نظر گرفته شده است.

شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا)-||  ۱۷ مه يعني ۲۷ ارديبهشت به عنوان روز جهاني ارتباطات و روابط عمومي در نظر گرفته شده است.

سازمان ملل متحد از «اجلاس جهاني جامعه اطلاعات» در تونس در سال ۲۰۰۵، اين تصميم را گرفت تا اين روز به اين نام در تقويم همه كشورهاي جهان قيد شود. هدف از اين روز، ارتقاي آگاهي نسبت به اينترنت و تكنولوژي‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي (ICT) است و اينكه امكانات اينترنت و اين نوع تكنولوژي‌ها در خدمت جوامع و اقتصاد‌ها قرار گيرد و شكاف ديجيتال از بين برود.

با گسترش اينترنت و شبكه‌هاي مجازي در جهان و بعد از آن در ايران ضائقه و مدل شبكه‌هاي ارتباطي تغيير صدچندان كرد و به تبع آن اكنون رسانه‌هاي رسمي ايران به حاشيه رانده شده‌اند و منابع غيررسمي و بعضا غيرواقعي فضاي مجازي مورد توجه مردم قرار گرفته است تا آنجاكه ديگر تيراژ رسانه‌هاي ايران حتي به ۱۰۰ هزار هم نمي‌رسد و اين رفتار در همه چيز اثرگذاشته است. دكتر محمد مهدي فرقاني، رئيس دانشكده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي در اين باره مي‌گويد رسانه‌هاي ايران حرفه‌اي نيستند و نتوانستند مخاطب خوب جذب كنند.

وي همچنين معتقد است كه با عدم تصويب قانون حمايت حرفه‌اي از روزنامه‌نگاران در تاريخ ۱۸۰ ساله مطبوعات ايران، هيچگاه روزنامه‌نگاران مجال جستجو و كشف حقيقت به شكل واقعي را نيافتند.

دانشگاه علامه طباطبائي تنها دانشگاه علوم انساني تحصصي در ايران و تنها دانشگاهي كه دانشكده علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاري مستقل دارد، همواره مورد توجه عالم رسانه در ايران بوده است و بسياري از مختصصان اين فن از اين دانشگاه فارغ‌التحصيل شده‌اند.

فرقاني هم فارغ‌التحصيل دوره كارشناسي روزنامه‌نگاري، كارشناسي ارشد و دكتراي علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي و در حال حاضر رئيس دانشكده علوم ارتباطات و عضو هيئت علمي گروه روزنامه نگاري دانشگاه علامه طباطبايي است. با او پيرامون وضعيت ارتباطات و رسانه‌ها در كشور به گفت‌گو نشستيم.

آقاي دكتر كمي درباره دانشكده ارتباطات دانشگاه علامه سخن بگوييد، اين دانشكده چه تعداد دانشجو و عضو هيات علمي دارد؟
خوشبختانه سه سال است كه دانشكده ارتباطات به صورت مستقل به كار خود مي‌پردازد و اين فرصت خوبي براي رشد، توسعه و پيشرفت دانشكده و آموزش‌هاي آن براي راه‌اندازي رشته‌هاي جديد است. در حال حاضر نزديك به هزار و ۱۰۰ دانشجو در دانشكده ارتباطات مشغول به تحصيل هستند كه حدود ۷۰۰ نفر در مقطع كارشناسي،‌۲۵۰ نفر در مقطع كارشناسي ارشد، ۶۰ نفر در مقطع دكتري هستند.

دانشكده ارتباطات سه رشته روزنامه‌نگاري،
روابط عمومي و مطالعه ارتباطي در مقطع كارشناسي و رشته‌هاي روزنامه‌نگاري، علوم ارتباطات و مديريت رسانه در مقطع كارشناسي ارشد و رشته علوم ارتباطات در مقطع دكتري دارد. چندين رشته جديد در دست راه‌اندازي و تدوين است كه از جمله آن مي‌توان به ارتباطات محيط زيست، ارتباطات سلامت، ارتباطات علم، ‌دكتري روزنامه‌نگاري، كارشناسي ارشد روابط عمومي اشاره كرد.

در حال حاضر نزديك به هزار و ۱۰۰ دانشجو در دانشكده ارتباطات مشغول به تحصيل هستند كه حدود ۷۰۰ نفر در مقطع كارشناسي،‌۲۵۰ نفر در مقطع كارشناسي ارشد، ۶۰ نفر در مقطع دكتري هستند.


در اين دانشكده امكانات خوب آموزشي نسبت به وضعيت قبل وجود دارد، البته نمي‌گويم كه اين امكانات مطلوب هستند؛ اما نسبت به قبل بهتر هستند.

همچنين نهاد خبري عطنا براي پوشش خبرهاي علمي و دانشگاهي داير كرده‌ايم كه دانشجويان روزنامه‌نگاري به اندازه‌اي كه ظرفيت باشد مي‌توانند دوره كارآموزي خود را در آنجا سپري كنند. ما استوديوي تصويربرداري، استوديوي ضبط صدا و لابراتوآر عكاسي داريم كه بسيار موثر هستند. البته باز هم بايد اين امكانات تجهيز شوند.

سالانه حدود ۲۰۰ نفر از دانشجويان ما فارغ‌التحصيل مي‌شوند و به همين تعداد نيز جذب مي‌شوند در حال حاضر ۲۰ عضو هيات علمي ثابت و حدود ۷۰ عضو هيات علمي مدعو داريم البته بايد به سرعت تعداد اعضاي هيات علمي ثابت را افزايش دهيم.

در حال حاضر رسانه‌ها با نقايص زيادي در مدل نوشتن، تهيه اخبار و اداره رسانه درگير‌ند و اين شرايط با مدل‌هاي بين‌المللي متفاوت است. آيا شما در حال اقتباس از مدل‌هاي بين‌المللي هستيد؟ در مورد بازنگري دروس چه اقداماتي انجام داده‌ايد؟

چند برنامه قبلي بازنگري شده است و تعدادي هم در حال بازنگري است. بضاعت علمي ما از هيچ دانشگاه بين‌المللي كمتر نيست. به طوري كه هفته گذشته دو استاد از دانشگاه فوردو فرانسه به اينجا آمده بودند تا درباره آموزش روزنامه‌نگاري و فيك نيوز صحبت كنند. اين صحبت‌ها حتي براي دانشجويان ما هم تازگي نداشت. بسياري از اين مطالب را ما در دوره ليسانس درس مي‌دهيم، آنچه ممكن است كمبود باشد، لجستيك و پشتيباني رشته‌ها است.

با وجود اينكه تعداد رسانه‌ها در كشور زياد است ما براي تامين دو واحد كارآموزي دانشجويان در هر ترم با مشكلات عديده‌اي روبرو هستيم.


مثلا در كشورهاي اروپايي به دانشجويان اجازه داده مي‌شود در نشريات مختلف پژوهش داشته باشند يا در تعطيلات تابستاني به كشورهاي مختلف بروند و تجربه حرفه‌اي كسب كنند، بر اساس علاقه دانشجويان جذب راديو، تلويزيون و مطبوعات شوند و دوره‌هاي كوتاه مدت بگذرانند. در صورتي كه ما در ايران چنين امكاناتي نداريم و با وجود اينكه تعداد رسانه‌ها در كشور زياد است ما براي تامين دو واحد كارآموزي دانشجويان در هر ترم با مشكلات عديده‌اي روبرو هستيم. با اين شرايط چگونه ما مي‌توانيم روزنامه‌نگار تمام عيار تربيت كنيم؟

پس به اشتغال دانشجويان و فارغ‌التحصيلان علامه انتقاد داريد؟
به طور نسبي بد نيست. بر اساس آماري كه از بين فارغ‌التحصيلان دانشگاه علامه داشتيم مشخص شد كه رشته روزنامه‌نگاري و روابط عمومي دو رشته برتر هستند كه بيشترين ميزان اشتغال را داشتند اما اين به معني مطلوب بودن نيست. چرا كه ممكن است بسياري از دانشجويان در حوزه تخصصي خود مشغول به كارنشده باشند ولي همه آنها به عنوان شاغلين محسوب مي‌شوند.

پروژه‌هاي مشترك تحقيقاتي با كشورهاي مختلف نداريد؟
همكاري‌هاي گسترده‌اي با دانشگاه‌هاي روسيه، اسپانيا، فرانسه و ايتاليا داريم و دوره‌هاي مشترك دكتري، كارگاه‌هاي مشترك با يكديگر داريم همچنين در تفاهم‌نامه‌ها موضوع تبادل استاد و دانشجو نيز در نظر گرفته شده است. بخش مهمي از اين تفاهم‌نامه‌ها به اجرا گذاشته شده و بخش ديگري در حال اجرا است.

بيشترين تعداد دانشجوي غير ايراني را در دانشكده ارتباطات داريم. از هزار دانشجو، حدود ۸۰ دانشجو غير ايراني از كشورهاي سوريه، افغانستان، عراق، تاجيكستان و يمن هستند. اين‌ها سفيران علمي و فرهنگي هستند كه مي‌توانند بسيار اثرگذار باشند. همچنين بسياري از استادان ارتباطات دانشگاه‌هاي افغانستان فارغ‌التحصيل ما هستند.

عملكرد رسانه‌هاي ايران را به لحاظ ساختاري چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
۱۸۰ سال تاريخ مطبوعات در ايران وجود دارد كه مطالعه اين روند تاريخي نشان مي‌دهد كه چه فراز و فرودهايي در اين تاريخ از شكل‌گيري مطبوعات تا تحولات در اين حوزه بوده است. در تاريخ ۱۸۰ ساله مطبوعات ايران ما فاقد ساختار منسجم و شكل‌يافته روزنامه‌نگاري بوديم و هستيم شايد كساني بگويند كه چرا مي‌گوييد اين ساختار وجود ندارد در حالي كه حدود ۵ تا شش هزار نفر براي مطبوعات ايران كار مي‌كنند و حقوق مي‌گيرند.

متاسفانه ساختار حرفه‌اي در ايران به وجود نيامد. از جمله اين ساختار حرفه‌اي استقلال حرفه‌اي روزنامه‌نگاري است، اين يعني عدم وابستگي به منابع مالي و قدرت سياسي.
در جواب بايد گفت وقتي صحبت از ساختار حرفه‌اي به ميان مي‌آيد شاخص‌ها و پارامترهاي آن نيز بايد بررسي شود. متاسفانه ساختار حرفه‌اي در ايران به وجود نيامد. از جمله اين ساختار حرفه‌اي استقلال حرفه‌اي روزنامه‌نگاري است، اين يعني عدم وابستگي به منابع مالي و قدرت سياسي. يعني اينكه يك رسانه بتواند روي پاي خودش بايستد و هزينه كند و از اين راه استقلال حرفه‌اي‌ اش را حفظ كند اين يعني اينكه روزنامه‌نگار بتواند همواره در جست‌وجو و كشف حقايق باشد و فارغ از فشارهاي بيروني به فعاليتش ادامه دهد.

البته اين امر نياز به قانون دارد. قانون حمايت حرفه‌اي از روزنامه‌نگاران در طول ۱۸۰ سال گذشته هيچ گاه تصويب نشد و اين در حالي است كه در فرانسه در سال ۱۹۳۵ اولين قانون استقلال حرفه‌اي روزنامه‌نگاران به تصويب كنگره اين كشور رسيد و بعدها هم كامل شد. ما در كشور قانون مطبوعات را از سال ۱۸۸۱ از فرانسه اقتباس كرديم اما قانون حمايت از حقوق روزنامه‌نگاران را هيچ‌گاه حتي دنبالش هم نرفتيم.

پايه دوم استقلال روزنامه‌نگاران تشكل‌ها و انجمن‌هاي مستقل هستند كه دولت ساخته نباشند و بتوانند از حقوق صنفي و آزادي‌هاي اعضاي خود دفاع كنند و بر فعاليت آنها نظارت داشته باشند و به تخلفات آنها رسيدگي كنند.

پايه سوم آموزش تخصصي است، هر حرفه نياز به آموزش تخصصي دارد، در غير اين صورت اصلا حرفه نيست. بيش از ۷۰ تا ۸۰ درصد شاغلان در مطبوعات ايران تحصيلات آكادميك مرتبط ندارند. البته اين ايرادي ندارد ولي بايد اين افراد در دوره‌هاي كوتاه مدت آموزشي يا باز آموزي شركت كنند.

پايه چهارم اخلاق حرفه‌اي است. اين ۴ پايه را بر روي ديرك يك خيمه تصور كنيد و ديرك خيمه همان حقوق و آزادي‌هاي مطبوعات است چرا كه آزادي مطبوعات را ركن اصلي آزادي‌هاي ديگر مي‌دانند. اگر اين گونه شود ديگر احساس امنيت و آزادي در ميان روزنامه‌نگاران وجود خواهد داشت و روزنامه‌نگاران احساس مي‌كنند كه مي‌توانند مادام‌العمر زندگي‌شان را از اين طريق بگذرانند سو در اين حرفه فعاليت كنند.

قانون مطبوعات كه بعد از مشروطيت مصوب شد بيشتر محدوديت‌ها، حدود و جرائم مطبوعاتي و رسيدگي به آنها را مورد توجه قرار داد. اين گونه روزنامه‌نگاران براي خود آينده اميد بخشي را متصور نمي‌شوند و از حقوق و آزادي لازم براي كشف حقيقت برخوردار نيستند.

تجربه تاريخي مطبوعات آزاد و آزادي مطبوعات در ايران شكل نگرفته، در نتيجه ضريب خطاي برخورد دولت مردان با آزادي نسبي مطبوعات همواره بالا بوده است. متاسفانه به خاطر تنگناهاي سياسي آزادي مطبوعات به وجود نيامد و روزنامه‌نگار اين فضا را تجربه نكرد در صورتي كه همه كشورها دوره آزمون و خطا در اين باره را پشت سر گذاشتند، چرا كه نمي‌توان از ضريب خطا در اين امر چشم‌پوشي كرد.

امروز فضاي مجازي تبديل به منبع و مرجع شده‌اند و رسانه‌ها ناگزير خودشان را بازتر كرده‌اند براي اينكه از اين رقابت باز نمانند و اين يك توفيق اجباري براي رسانه‌ها بود.


متاسفانه هر وقت شرايط براي مطبوعات بهتر شد، مطبوعات احساس رهاشدگي كردند و همه فريادهاي فروخفته خودشان را يكجا به بيرون ريختند در نتيجه در مواردي دچار تندروي شدند و از آن طرف بسياري از دولت‌ها وقتي احساس خطر كردند به سرعت فضاي آزادي را محدود كردند و امكان كار را گرفتند.

دوره حاضر هم مستثني از اين شرايط و رفتار نيست فراز و فرودهايي داشتيم اما امروز تحت تاثير فضاي مجازي شاهد آزادي‌هاي بيشتر در فضاي مطبوعات و خبرگزاري‌ها هستيم و طرح خيلي از مسائل كه انگار تا كنون تابو بودند به خاطر وجود فضاي مجازي مطرح مي‌شوند، امروز فضاي مجازي تبديل به منبع و مرجع شده‌اند و رسانه‌ها ناگزير خودشان را بازتر كرده‌اند براي اينكه از اين رقابت باز نمانند و اين يك توفيق اجباري براي رسانه‌ها بود. اكنون اين دو فضا با هم تعامل دارند و خبرهاي يكديگر را منتشر مي‌كند. البته ناگفته نماند فضاي مجازي به خاطر درگير نبودن با اصول و ساختار سازماني و نهادي تبعا پيشتاز است. در اين ميان مطمئنا ضريب خطاي آن هم بالا است.

با وجود اين تنگناها در كشور ايران بسيار پر رسانه‌ است تا جايي كه بر اساس اعلام وزارت ارشاد دو هزار و ۵۰۰ روزنامه، خبرگزاري و پايگاه خبري در ايران وجود دارد؛ دليل اين ازدياد را در چه مي‌دانيد؟
دليل اول حرفه‌اي نشدن فضاي روزنامه‌نگاري است عمدتا افراد سياسي سراغ رسانه‌ها رفته‌اند براي اينكه پايگاه موثري براي پرتاب آنها است، بسيار مورد توجه قرار مي‌گيرد اين افراد براي ارتقاء سياسي و اشغال مناصب ديگر به رسانه‌ها پناه مي‌برند كما اينكه بسياري هم به همين نقطه رسيده‌اند.

انتشار روزنامه، مجله، نشريه در شرايط فعلي صنعت پر ضرري است. پس كسي در اين صنعت سرمايه‌گذاري مي‌كند كه منافع ديگري هم داشته باشد، پس حرفه‌اي ها كمتر به اين سمت مي‌آيند ولي سياسيون كه آينده سياسي‌شان را در اين راه مي‌بينند به اين سمت كشيده مي‌شوند.


در اكثر كشورهاي دنيا نظام صدور مجوز ساليان سال است كه ملغي شده و كسي مجبور نيست براي انتشار رسانه مجوز بگيرد، فقط يك نظام ثبت‌نام براي اعلام نام و مشخصات رسانه وجود دارد و صاحبان آن ديگر منتظر صدور اجازه نمي‌مانند وقتي براي انتشار يك روزنامه بايد چند سال در نوبت بمانيم و از ده‌ها مرجع تاييد بگيريد.. با تهديدها و فرصت‌هايي روبرو خواهيد شد و عملا انتشار درگير رانت مي‌شود و اين رانت خيلي‌ها را به طرف خود مي‌كشد.

انتشار روزنامه، مجله، نشريه در شرايط فعلي صنعت پر ضرري است. پس كسي در اين صنعت سرمايه‌گذاري مي‌كند كه منافع ديگري هم داشته باشد، پس حرفه‌اي ها كمتر به اين سمت مي‌آيند ولي سياسيون كه آينده سياسي‌شان را در اين راه مي‌بينند به اين سمت كشيده مي‌شوند.

نكته سوم اينكه با وجود تعدد نشريات تنوع آنها زياد نيست و تيراژ و مخاطب آنها پايين است. ۱۳ سال پيش ما ۴۰ روزنامه داشتيم و اين در حالي بود كه تيراژ روزنامه‌ها بالاي ۳ ميليون بود. امروز كه ۸۰ روزنامه داريم تيراژ روزنامه‌ها به ۷۰ هزار هم نمي‌رسد. البته كاهش تيراژ يك روند جهاني است كه متاثر از فضاي مجازي، محيط زيست و … است. مشكل گراني كاغذ و تغيير عادت مصرف و سبك زندگي جوان امروزي باعث شده كه ديگر به منابع مكتوب كمتر روي آورد و بيشتر همه چيز را از فضاي مجازي كسب كند.

البته اين امر تابع اعتماد بين دولت و ملت هم هست، تابع شكاف بين دولت و ملت نيز هست. بر خلاف تصور، تغييرات ميداني ايران نشان مي‌دهد كه اعتماد مردم به حكومت و به مطبوعات رابطه مستقيم با يكديگر دارند. در هر دوره‌اي كه مردم به دولت يا حكومت اعتماد بيشتري داشتند، به مطبوعات نيز اعتماد و اقبال بيشتري داشتند. متاسفانه تعدادي از مسئولان مطبوعات را تخطئه مي‌كنند و نتيجه آن بي‌اعتمادي مردم به مطبوعات و بعد بي‌اعتمادي به دولت و مسئولان است.

نكته آخر اينكه ما در يك جامعه آنميك و داراي ناهنجاري به سر مي‌بريم و اين ناهنجاري امروز در اقتصاد به شكل فسادها و رانت‌ها در فرهنگ به اين صورت كه همه خود را متولي همه چيز مي‌دانند بروز كرده است در جامعه افتراق نايافته كه اجازه داده نمي‌شود هر كس وظيفه خود را انجام دهد و مسئوليت انجامش را بپذيرد و متقابلا هم پاسخگو باشد چنين اتفاقاتي بروز مي‌كند.

با اين وجود در ميان رسانه‌ها برخي به اصول خبرنويسي و تهيه اخبار و گزارش پايبندي بيشتري دارند، ولي همين رسانه‌ها هم نتوانستند مخاطب كافي جذب كنند و اين در صورتي است كه يك كانال تلگرامي كه اخبارش حتي منبع هم ندارد، بيشتر مي‌تواند مخاطب جذب كند. چرا چنين اتفاقي در كشور ما رخ داده است؟
اين تحولات زير پوست جامعه ما در حال وقوع است و بسياري از ما يا نمي‌بينيم يا نمي‌خواهيم ببينيم كه نسل جوان فعلي متفاوت با دوره جواني ماست و حتي خيلي متفاوت از دوره كنوني ما است. اصلا نگاه جوان به زندگي، جامعه، تفريح، ارتباطات، خانواده، نهادهاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي تغيير يافته است ولي ما همچنان مي‌خواهيم با الگوهايي كه خودمان رشد يافته‌ايم جوانان را تربيت كنيم.

اتفاقات پيشرفته و مهاجرت به فضاي مجازي سبك زندگي را تغيير داده است و يكي از تغييرات مهم در اين راستا مطالعه و مواجهه با آن است جوان ايراني ديگر حاضر نيست مطالعه كند، در حالي كه اين اتفاق در عصر تلويزيون در اروپا و غرب رخ داد ما با تاخير در عصر فضاي مجازي وارد اين فضا شديم كه ديگر نه نياز به مطالعه احساس مي‌كنيم و نه عادت به مطالعه داريم و نه به لحاظ فكري تمركز لازم براي مطالعه داريم.

اين فاصله نسل و تغيير نسل را بايد بپذيريم و اين تغيير سبك زندگي، عادت، نگاه و انتظارات نيز بايد پذيرفته شود. متاسفانه ما همچنان بر اساس زمان جواني خودمان قضاوت مي‌كنيم و علت آن اين است كه افرادي با سن و سال بنده اين جامعه را مديريت مي‌كنند. بنابراين نيازها،‌ علايق و دغدغه‌هاي اين نسل را حس نمي‌كند. اگر هم حس كند حاضر نيست بپذيرد. در نتيجه اين فاصله هر روز بيشتر مي‌شود.

 

منبع: عصر اصفهان