شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : اتاق فكر و جايگاه آن در روابط عمومي
یکشنبه، 18 فروردین 1398 - 09:45 کد خبر:37815
اتاق فكر، اتاق مفهوم سازي و مفهوم ستاني در حوزه انساني است. اين اتاق، راهبرد «عقلاني - منطقي براي نهادهاي فكرسازي، فكرورزي و بازسازي فكرهاست. اتاق فكر، اتاقي براي فكركردن و فكرورزي روشمند در خانه تاريكي هاست.



مقدمه
شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا)-|| در دنياي امروز، فرآيند سياستگذاري و تصميم گيري در سطوح مختلف به سازماندهي ويژه اي نياز دارد. تحولات سريع جهاني و ابعاد روزافزون توسعه ازعواملي هستند كه ضرورت تدوين سريع سياست ها و الگوهاي تصميم گيري را مشخص مي كنند. امري كه بدون استفاده وسيع از ايده هاي نو و مستندسازي و جمع بندي تجارب و نظرات خبرگان و افراد خلاق ميسر نيست.

 

تاريخچه اتاق فكر
نقش اوليه اتاق‌هاي فكر، ايجاد پل بين جهان ايده و عمل مي‌باشد. واژه Think tank يا اتاق فكر براي اولين بار به طور رسمي در ايالات متحده و در خلال جنگ جهاني دوم مطرح شد، اما اصطلاح Think tank براي اشاره به فضاهاي خاص و امني كه طراحان و استراتژيست‌هاي نظامي براي تبادل نظر در آن اجتماع مي‌كردند، استفاده مي‌شد. با گذشت زمان كاربرد اين اصطلاح نيز گسترده‌تر شد و حوزه معنايي وسيع‌تري را دربرگرفت.

نسل اول اتاق‌هاي فكر ايالات متحده، موسسات مطالعاتي و تحقيقاتي بودند كه در دهه اول قرن 20 باهدف انجام پروژه‌هاي آكادميك، تربيت نخبگان سياسي، جهت دهي غيرمستقيم سياست‌هاي دولت بدون جهت‌گيري سياسي و يا گرايش به جناح سياسي خاص شكل گرفتند. موسسه تحقيقاتي دولتي (The Institute for Government Research 1916) ، موسسه بروكينگز 1972 (Brookings Institution) و موسسه دست راستي آمريكن اينترپرايز (The American Enterprise) ، مهمترين نمونه‌هاي نسل اول اتاق‌هاي فكر در ايالات متحده مي‌باشند.

نسل دوم اتاق‌هاي فكر در ايالات متحده تقريبا همزمان با پايان جنگ جهاني دوم پا به عرصه وجود نهادند. جهت‌گيري اين اتاق‌هاي فكر باتوجه به شرايط جديد بين‌المللي (ظهور ابر قدرت‌هاي جديد و انزواي اقتصادي، سياسي و نظامي اكثر كشورهاي اروپايي، آغاز دوران جنگ سرد و ديگر ملزومات يك جهان دوقطبي) بسيار متفاوت با نسل اول اتاق‌هاي فكر بود. شركت RAND طرف قرارداد نيروي هوايي ارتش ايالات متحده (1948)، موسسه‌هادسون (Hudson Institute) و موسسه اربن (Urban Institute) نمونه‌هايي از اتاق‌هاي فكر نسل دوم ايالات متحده مي‌باشند.

نسل سوم اتاق‌هاي فكر تقريبا تحولي عظيم در موسسات مطالعاتي تحقيقاتي به وجود آوردند. اين نسل از اتاق‌هاي فكر همزمان با اوج مصرف‌گرايي و سرمايه‌داري در آمريكا به وجود آمدند. تلاش عمده اين نسل از اتاق‌‌هاي فكر، يافتن بازار مناسب براي محصولات به اصطلاح روشنفكرانه و عالمانه خود بود. مركز مطالعات‌استراتژيك و بين‌المللي(The center for strategic and (international studies ، بنياد هريتج (Heritage Foundation 1963) و موسسه كاتو (CATO 1997) نمونه‌هايي از اتاق‌هاي فكر نسل سوم آمريكا مي‌باشند.

 

اتاق فكر در ايران
شروع به كار رسمي اتاق فكر در ايران را از سال۱۳۷۱ بيان مي كنند كه با بحث هاي مفاهمه فكري و بر اين اساس كه مفاهمه فكر دو لايه شرقي و غربي دارد شروع شده و رويكرد اصلي آن شناسايي افكار غربي در مقابل افكار بومي بوده است. در ادامه دور دوم مباحث اتاق فكر پيرامون منطق بنيادين فكر و مواردي همچون مسئله فكر، تئوري هاي فكر، كارگاه هاي فكرسازي ، تكنولوژي فكر و... بوده است. در عين حال دور سوم اتاق فكر كه از ۱۳۸۴ شروع شد بر پژوهش‌هاي حكومتي، كانون هاي تفكر، انتظار سازمان‌هاي دولتي از كانون‌هاي تفكر و اتاق فكر حكومتي تاكيد شده تا ضرورت و شاخص هاي اتاق فكرحكومتي طراحي شود و احياي فلسفه فكر ايراني و جامع ترين انديشه و كتاب در حوزه فلسفه فكر و ذهن را دنبال مي كند.

بنابر آمار ارايه شده در سايت موسسه نيرا (Nira) در كشور ايران تنها دو موسسه «دفتر مطالعات سياسي و بين الملل» و «موسسه انديشگاه شريف» در اين حوزه فعال هستند.

از ديگر انديشگاه‌هاي ايراني مي‌توان به انديشگاه نانوفناوري وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، انديشكده راهبردي امنيت نرم جمهوري اسلامي ايران، انديشكده سيوان و انديشكده صنعت و فناوري و نيز ساير انديشگاه‌ها و كانون‌هاي تفكر وابسته به وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي دولتي اشاره كرد.

بر اساس اين گزارش، بسياري از اتاق هاي فكر سازمان‌هاي غيرانتفاعي هستند كه در بعضي كشورها مانند كانادا و آمريكا از آنها با معافيت‌هاي مالياتي حمايت مي‌شود. همچنين در بين بسياري از اتاق هاي فكر كه توسط دولت‌ها، شركت‌هاي تجاري و گروه‌هاي ذينفع تأسيس مي‌شوند، بعضي منتج به كسب درآمد از راه مشاوره و پژوهش هستند. (سيناپرس، 1397)

 

تعريف Think – Tank
براي اتاق فكر تعاريف مختلفي ارائه شده و هركدام از زاويه اي خاص به اين موضوع پرداخته اند، كه تعدادي از آ نها در زير آورده شده است. در ابتدا لازم به ذكر است كه هيچ توافقي بر آن چه كه ضرورتاً اتاق فكر را تعريف كند، وجود ندارد. تعاريف زيادي پيشنهاد شده؛ ولي هيچكدام از آنها رضايتبخش نبودند.


ديكشنري مريام وبستر اينگونه كانون فكر را تعريف مي كند: كانون تفكر يك گروه يا مركز سازماندهي شده توسط دولت يا بخش خصوصي براي انجام پژوهش در مورد مسائل سازماني است. ديكشنري آمريكايي هريتج كانون تفكر را گروه يا مؤسسه اي تعريف مي كند كه به منظور انجام پژوهشهاي مسئله يابي در زمينه امور اجتماعي، فناوري و راهبردهاي سياسي يا نظامي تأسيس شده است. اتاقهاي فكر را به عنوان سازماني كه ماموريت اصلي آن شكل دهي و تأثيرگذاري بر خط مشي عمومي بر اساس پژوهشها و آناليز است، مي توان نام برد. (Koellner, 2013,1)

 

بوچر اينگونه كانون تفكر را تعريف و تأكيد مي كند كه اين 9 ضابطه مبتني بر پژوهشهاي پيشين دانشگاهي است:
1. اتاقهاي فكر سازما نهايي پايدارند؛

 2. متخصص در توليد راه حل براي خط مشي عمومي هستند؛

 3. آ نها كارمندهاي دائمي دارند كه به پژوهش اختصاص يافته اند؛

 4. آ نها ايده هاي ناب و آناليز و توصيه توليد مي كنند؛

 5. آنها ارتباط دهنده بين تصميم سازان و نظرات عمومي هستند، پس بايد سايت داشته باشند؛

 6. به عنوان سازمان، پاسخگو براي فعاليتهاي دولتي نيستند؛

 7. آ نها عموماً تلاش مي كنند تا پژوهشهاي خود را مستقل انجام داده و سرسپردگي به علايق خاصي نداشته باشند؛
8. فعاليت اصلي آ نها براي آموزش يا گرفتن گواهينامه علمي نيست؛

 9. هدف اصلي و صريح افزايش منافع عمومي شبيه گروههاي تجاري صرف نيست. (BOUCHER, 2014: 2,3)

 

گودمن نيز در تعريفي، كانون تفكر را سازماني مي داند كه وظيفه پژوهش در زمينه مسائل مشخص و ترغيب و تسهيلِ تعامل دانشمندان و خردمندان براي كشف راه حل هاي جديد براي اهداف تعيين شده را بر عهده دارد. (Goodman, 2005)
اندرو ريچ نيز اتاق هاي فكر را اينگونه توصيف مي نمايد:


آنها سازمانهاي غيرانتفاعي و مستقلي هستند كه به گونه اي اصولي بر تخصصها و ايده ها براي كسب حمايت و تحت تأثير قرار دادن فرايند سياست سازي تكيه دارند. (Andrew Rich, 2004)


ادبيات جديد براي كانون هاي تفكر، تعاريف جديدتري را پيشنهاد مي دهد كه اغلب با برداشتهاي ذهني امريكايي مطابقت داشته و نياز به تجديدنظر دارد. به عنوان نمونه، فرضيه پذيرفته شده توسط امريكاييها درباره اتاق فكر، خودگرداني و مستقل بودن است. (Weaver,1989, 563; Rich, 2004, 11 & Koellner, 2014) كه اين موضوع هم از نظر تجربي و هم از نظر تئوري به چالش كشيده شده است. (Medvetz, 2012, 32; & Koellner, 2014)


در ادبيات غربي در حوزه اتاق فكر هم تفاوتهايي وجود دارد. برخي اتاق فكر را به عنوان سازمان مستقل تعريف كرده اند. (McGann & Weaver,2000 & Rich, 2004) برخي ديگر در استقلال اتاق فكر از تجارت يا ذي نفعان سياسي ترديد كردند. (Pautz, 2012 & Stone, 2007)


ادياني اتاقِ فكر را اين گونه تعريف مي كند:
اتاق فكر، اتاق مفهوم سازي و مفهوم ستاني در حوزه انساني است. اين اتاق، راهبرد «عقلاني - منطقي براي نهادهاي فكرسازي، فكرورزي و بازسازي فكرهاست. اتاق فكر، اتاقي براي فكركردن و فكرورزي روشمند در خانه تاريكي هاست.
كانون تفكر به مثابه سياست پژوهي براي سياست سازي و سياست گذاري است. (ادياني، 1393)


نويسندة كتاب اتاق فكر چنين تعريفي را براي اتاق فكر ارائه كرده است: اتاق فكر، ساختاري براي مديريت سيستمي افكار به منظور حل مسئله، تصميم سازي، سياست گذاري، فكرستاني، فكرورزي، فكرپژوهي، فكرسازي و تعالي فكري با مديريت فكر بر فكر است. (راهداري، 1393)
 

كاركردهاي اتاق فكر

با گسترش دانش و تخصصي شدن عرصه هاي علمي، نياز به نوآوري فكري روزبه روز بيشتر احساس و نياز به افرادي كه بتوانند افكار جديدي به مجموعه مديران و تصميم گيران كشورها ارائه كنند، بيشتر نمايان مي شود. اين افراد كساني هستند كه در اتاقهاي فكر ايده هاي جديد توليد مي كنند تا جامعه راهي تازه در عرصه هاي مختلف حيات خود بپيمايد. در اين مقاله تلاش شده ضمن آشنايي با سوابق اتاقهاي فكري، به كاركردهاي اجتماعي آن پرداخته شود.از نخستين سالهاي سده بيستم ميلادي، چالشهاي اقتصاد صنعتي و روابط پيچيده در امور بازرگاني و تحولات نوين در عرصه هاي سياست خارجي، موجب شد دولتها به اين واقعيت پي ببرند كه به دانش روز و اطلاعات علمي و دقيقي در زمينه هاي مذكور نياز دارند. بدين ترتيب، در ايالات متحده و همچنين در اروپا موج اقدام براي تشكيل مراكز تخصصي تحقيقاتي و فكري در جهت تربيت كارشناسهاي خبره و تحقيقات ويژه براي يافتن راه حلهاي مورد نياز به راه افتاد. اين موج سبب شد تعداد زيادي از مراكز پژوهشي دانشگاهي يا شبه دانشگاهي تأسيس شوند كه كارشان به جاي تربيت دانشجو، تهيه راهكارهاي تخصصي براي حل مسائل پيش رو بود. از نخستين نمونه هاي معروف اين كانونهاي انديشه مي توان به «بنياد كارنگي براي صلح جهاني» (تأسيس در سال 1910 در آمريكا)، «مؤسسه مطالعات اقتصادي جهاني كيل» (تأسيس در سال 1914 در آلمان)، «مؤسسه بروكينگز» (تأسيس در سال 1916 در آمريكا) و «مؤسسه سلطنتي مطالعات روابط بين الملل» (تأسيس در سال 1920 در انگلستان) اشاره كرد.


در سالهاي پس از جنگ جهاني دوم، تقاضا براي استخدام كارشناسان خبره در امور بين الملل، دفاعي و امنيتي براي كمك به سازمان هاي دولتي، دفاعي و امنيتي افزايش يافت و همين امر به رشد كانونهاي انديشه بيشتر انجاميد. در ايالات متحده بنگاه «رند» كه در 1948 تأسيس شده بود، همراه با گروه ديگري از سازمانها و مؤسسات پژوهشي به تربيت نيروهاي خبره در امور دفاعي و طراحي ساختارهاي دفاعي و نظامي تازه پرداختند و گروههاي كوچكتري از كانونهاي انديشه را به صورت قراردادي در كنار خود به كار واداشتند.تحولات اجتماعي و آشوبهاي سياسي دهه 1960 موج ديگري از كانونهاي انديشه را به وجود آورد. اين كانونهاي انديشه بر فعاليتهاي اجتماعي و امور مربوط به محيط زيست تمركز داشتند كه يكي از آنها «مؤسسه امور شهري» تأسيس در سال 1968 بود.


در همين زمان، نگراني نسبت به بحرانهاي فزاينده درامور سياسي و اقتصادي جهان سوم موجب شد گروه تازه اي از كانونهاي انديشه كه فعاليت اصلي آنها تحقيق درباره مسائل جهان سوم بود تأسيس شوند. از نمونه هاي مهم اين مراكز مي توان به «مركز توسعه بين المللي» تأسيس در سال 1959 در آلمان، «مركز توسعه خارجي» تأسيس در سال 1960 در انگلستان و «مركز مطالعات اقتصادهاي در حال توسعه» (تأسيس در سال 1960 ) در ژاپن اشاره كرد. يكي از مهمترين وظايف اين كانونهاي انديشه تحقيق در زمينه هاي مختلف فعاليت در امور اقتصادي كشورهاي جهان سوم در شرايط درگيريهاي سياسي ميان بلوكهاي شرق و غرب بود.


اتاقهاي فكر (كانون انديشه يا كانون تفكر) با هدف ايجاد پلي ميان قدرت و دانش تأسيس شدند. در واقع، كانونهاي تفكر ساختارهاي مناسبي براي به كارگيري فكر، ايده، علم و دانش براي خدمت به قدرت بودند. به عبارت ديگر، كانونهاي فكر با مأموريت پشتيباني فكري و مشاوره اي از سياستگذاران و تصميم گيران حكومتي و با هدف سياست پژوهي متولد شدند و از طريق مطالعات و پژوهشهاي علمي، به حل مسائل و مشكلات سياستمداران و مديران مي پرداختند. كانونهاي تفكر، نهادهاي دور از عرصه هاي اجرايي بودند كه سياستگذاران، مديران و رهبران را در فرايند تصميم سازي و تصميم گيري (قبل از وقوع مسأله، در حين مواجهه، زمان خلق گزينه ها و راهكارها، موقع تصميم گيري و بعد از آن در برخورد با پيامدها) همراهي مي كردند. بر اساس مطالعات مؤسسه ملي پيشرفتهاي پژوهشي ژاپن، حدود 320 كانون تفكر در 89 كشور جهان مشغول به كار هستند كه بيش از يك سوم آنها متعلق به ايالات متحده است. البته، اتفاق نظري در مورد تعداد اين كانونها در سطح جهاني وجود ندارد؛ به عنوان مثال، طبق آمار وزارت علوم، تعداد اين كانونها در انتهاي سال 1383 برابر با 900 بوده است. (بهروز پورسينا، 1386)

 

اهداف اتاق فكر
شناسايي فرصت ها و تهديد ها
ايجاد محفلي به منظور تفكر، تقويت همكاري و مشاركت فكري
بررسي و تبادل نظر پيرامون مسائل عمومي، پيچيده و اختصاصي دانشگاه.
ارتقاي توانمندي كارشناسان حوزه مديريت برنامه ريزي و توسعه دانشگاه .
ترويج و اشاعه فرهنگ كارگروهي حوزه مديريت برنامه ريزي و توسعه دانشگاه
انديشيدن به مسائل وموضوعات مختلف وخلق ايده وفكرجديد
بررسي وتبادل نظز زوي طرح هاي پيشنهادي مديريت برنامه ريزي وتوسعه دانشگاه
تقويت ورشدروحيه صميمانه ،اشاعه فرهنگ هم زباني ،همدلي وهمفكري وهمگرايي سازمان .

وظايف اتاق فكر

كانون تفكر، اطلاعات تحقيقاتي بي طرفانه و مناسبي را در اختيار سياستگذاران و مديران قرار مي دهد. بررسي برنامه ها و سياستهاي مختلف، شناخت تهديدها، فرصتها، قوتها و ضعفها، انجام مطالعات تطبيقي و بررسي تجربه ساير كشورها و الگوبرداري از آنها و در نهايت، بومي سازي اين الگوها و ارائه راه حلهاي مناسب، از مهمترين وظايف اتاقهاي فكر است.

 

اتاق فكر، اطلاعات تحقيقاتي را جمع آوري و آنها را به صورت بانكهايي دسته بندي مي كند. در اين زمينه، تبادل اطلاعات با تمامي مراكز تحقيقاتي در داخل و خارج كشور اهميت فراوان دارد. نتايج حاصل از اين تحليلها بايد از طرق مختلف به اطلاع عموم مردم جامعه و دانشمندان و صاحب نظران آن حوزه برسد.

 

نقش چنين كانونهايي از آن نظر اهميت دارد كه مي توانند شرايطي فراهم آورند كه سياستگذاران و مديران تحت تأثير متفكران، انديشمندان و متخصصان باشند، نه اينكه متفكران تحت تأثير مديران قرار داشته باشند.: (بهروز پورسينا،1386)
شناسايي دقيق مشكل/ مسئله و عوامل موثر بر ايجاد آن.
جمع آوري اطلاعات لازم پيرامون عوامل شناسايي شده.
تجزيه و تحليل علل ايجاد مسئله، دسته بندي آنها بر اساس اهميت و ساير معيارها.
يافتن راه حلهاي مختلف براي رفع هر يك از علل ريشه اي.
انتخاب مناسب ترين راه حل ها جهت اجراء.
پيگيري اجراي راه حل هاي انتخاب شده و بررسي نتايج حاصل از آنها.
تهيه و تدوين گزارش طرح ها و پروژه هاي ارجاع شده و ارسال آن به مبادي ذي ربط.
بحث و تبادل نظر پيرامون گزارشات، طرح ها و پروژه هاي انجام شده توسط كارشناسان حوزه و نقد آن.
توليد و خلق ايدههاي مناسب براي حل مسائل و همچنين تدوين، صورتبندي و مستندسازي آنها است. (دانشگاه كاشان)

 

اصول و ويژگيهاي اتاق فكر
اتاقهاي فكر به دليل ماهيت سيستمي خود علاوه بر كاركنان و محققان داخلي خود، با افراد متفاوت و متعددي خارج از سازمان خود نيز كار مي­كنند. علاوه بر اين، يكي از نقشهاي اين اتاقها پرورش مديران آينده و همچنين استفاده از تجربيات مديران كنوني است. در واقع مديران به منزله مشتريان اصلي آنها محسوب مي شوند. كلان نگري، خودباوري و بالندگي، دانش محوري، نوآوري و خلاقيت و فرصت­يابي و فرصت­سازي از اصول و ارزش­هاي حاكم بر اتاق فكر است.


اتاق فكر چهار ويژگي عمده دارد كه آن ها را از ساير سازمان ها و مراكز تحقيقاتي و پژوهشي متمايز مي سازد:


1- جمع انديشي
افزايش حجم اطلاعات، گسترش روابط بين المللي و افزايش عوامل تاثيرگذار در امر تصميم سازي و استراتژي پردازي، ضرورت تفكر جمعي و جمع انديشي را محرز كرده است. اتاق فكر در واقع الگوي سازماني جمع انديشي است كه در پرتو اين ضرورت به وجود آيد.
فعاليت اتاق هاي فكر باعث شد كه فرآيند جمع انديشي رشد و گسترش پيدا كند و توانايي خود را براي حل مسايل بزرگ نشان دهد.


2- توليد فرآورده هاي فكري و انتقال به مخاطب
يكي ديگر از ويژگي ها و در واقع وظايف اتاق هاي فكر، توليد و خلق ايده هاي مناسب براي حل مسايل و همچنين تدوين، صورت بندي و مستندسازي آن ها است. ساختار و نوع فعاليت اتاق هاي فكر به گونه اي است كه خلاقيت را براي ايده پردازي افزايش داده و ميداني را براي تضارب آراي مختلف كه معطوف به حل مسايل هستند ايجاد مي كند، اما اگر ايده ها و آراي به دست آمده اولاً جمع بندي و خلاصه سازي نشود و ثانياً به گونه اي مفيد و جذاب براي مخاطبان ارايه نشوند، اتاق فكر به اهداف خود دست نيافته است، لذا اتاق هاي فكر علاوه بر شناخت و حل مسايل، تلاش عمده اي را صرف رساندن پيام هاي خود به مخاطبان تا حصول آخرين نتايج مورد نظر به عمل مي آورند. اتاق هاي فكر در تعامل با دستگاه هاي اجرايي، صرفاً تصميم ساز هستند و نبايد درگير مسايل اجرايي و يا توجيه كارشناسانه تصميم هاي روزمره دستگاه ها شوند.


3- معطوف بودن كوشش ها به مسايل روز
روح حاكم بر فعاليت اتاق هاي فكر و آنچه كه در بطن تمام فعاليت هايي كه در اتاق هاي فكر صورت مي گيرد، بايد معطوف به تصميم سازي و استراتژي پردازي بر روي مسايل سازماني و مباحث روز جامعه باشد؛ مسايلي كه اگر به آن ها پرداخته نشود، مشكلاتي را براي حال و آينده سازمان هاي مربوطه و آينده كشور به وجود مي آورد.


4- درگير نشدن در مسايل اجرايي و تشريفات رسمي
سياستگذاري اتاق هاي فكر سياست ساز هستند نه سياست گذار؛ بدين معني كه اين اتاق هاي فكر غالباً نهادهايي پيشنهاد دهنده هستند و درگير مسايل اجرايي و حقوقي سياستگذاري نمي شوند. همچنين اتاق هاي فكر در تعامل با دستگاه هاي اجرايي و يا توجيه كارشناسانه تصميم هاي روزمره دستگاه ها شوند.

 ويژگي هاي فرعي اتاق هاي فكر
همچنين اتاق هاي فكر علاوه بر چهار ويژگي اصلي؛ هشت ويژگي فرعي ديگر نيز دارند كه عبارتند از:
- نقد گفتمان وضعيت فكري و دانشي براي ساختن وضعيت موقعيت فكري جديد
- دعوت به موضوع خودباوري، خودآگاهي و فراهم سازي فكر خود بنياد و فراهم نمودن منطق امكان خود اصلاحي
- به وجود آمدن دغدغه فكرورزي و فكرسازي پايه جهت تصميم سازي و تصميم گيري
- زيرساخت مدل هاي طرح و برنامه اي و شيوه اي براي اعمال مديريت فكري
- باشگاه فكرسازي و راهي براي حاكميت تفكر
- هدايت ذهن جامعه به سمت نوگرايي
- كانوني براي فكر كردن و فكرورزي روشمند
- ورودي افكار و انديشه ها به نظام تصميم سازي

 

 شرايط استفاده از اتاق فكر
- فرد متقاضي استفاده از اتاق فكر، بايد جزء كاركنان سازمان باشد.
- مساله براي طرح در اتاق فكر، بايد به صورت كتبي و از سوي يكي از شوراها و كميته ها يا مديران سازمان ارجاع شده باشد.
- فرد متقاضي مي بايست براي استفاده از اتاق فكر با واحد مربوطه و متصدي اتاق فكر هماهنگي لازم را به عمل آورده باشد.
- استفاده از اتاق فكر براي هر فرد يا گروه هم عمل در هفته حداكثر سه ساعت و حداقل در هر نوبت يك ساعت در وقت اداري خواهد بود به جز در موارد ضروري به تشخيص و پيشنهاد مديران سازمان يا شورا و كميته ها.
- لازم است براي هر گروه هم عمل يك سرگروه از سوي مديران يا كميته ها و شوراهاي سازمان به متصدي اتاق فكر معرفي شود.

نتيجه گيري/ مشكلات ساختاري و كانون تفكر
رفع مشكلات ساختاري در بخش هاي آموزشي، مخابراتي، اداري، اقتصادي و فرهنگي كشور، از جمله مسائلي ست كه داراي اولويت است.
اگر به زمان تولد و عمل زايش نخستين كانون هاي تفكر در آمريكا بينديشيم، ملاحظه مي كنيم كه آن ها، به هيچ وجه مشكل هاي ساختاري بخش هاي ما را نداشتند در صورتي كه در ايران، از هر معضلي مهم تر و بزرگ تر، معضل ساختاري – سازماني ست كه بايد حل شود تا راه براي حل ساير مشكل ها هموار گردد. (ذكيه غني، 1393)

 

اتاق فكر زماني كاركرد و آثار سازنده خود را در عرصه هاي مختلف خواهد داشت كه از خطرات و آفات زير مصون بمانند:
- از دست دادن استقلال و قدرت آزادانديشي مثلاً به دليل وابستگي هاي اقتصادي، سياسي و ...
- عدم وجود افراد استراتژيست و صاحب فكر در ميان اعضا
- وارد شدن به حوزه كارهاي اجرايي و سياستگذاري
- عدم مهارت كافي در زمينه دانش تفكر
- كافي نبودن افراد متخصص در رشته هاي گوناگون كه نتيجه آن عدم كامل انديشي است
- هماهنگ نبودن با شرايط جامعه و همسو نبودن با زمان
 

منابع

 

https://rasekhoon.net
https://faanoos.af
http://jmdp.ir
https://kayhan.ir
https://karafarin24.com
https://sinapress.ir