شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : با نيت خير آمدم، با وجدان آسوده رفتم...
سه شنبه، 16 بهمن 1397 - 20:54 کد خبر:37008
چهار سال پيش اين افتخار نصيب اين حقير شد تا در كسوتِ مديريت روابط عمومي شركت بزرگ صنعتي و معدني گل گهر قرار بگيرم. از همان روز با باوري سترگ و با دلي اميدوار، همه تلاشم را براي ايجاد يك روابط عمومي موثر و پويا در منطقه گل گهر به كار گرفتم تا علاوه بر وظايف درون سازماني، گل‌گهر را در عرصه‌ عمل به مسووليت‌هاي اجتماعي به يك همراه فرهنگي واقعي براي سيرجان و سيرجاني‌ها تبديل كنم.

شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا)-|| چهار سال پيش اين افتخار نصيب اين حقير شد تا در كسوتِ مديريت روابط عمومي شركت بزرگ صنعتي و معدني گل گهر قرار بگيرم. از همان روز با باوري سترگ و با دلي اميدوار، همه تلاشم را براي ايجاد يك روابط عمومي موثر و پويا در منطقه گل گهر به كار گرفتم تا علاوه بر وظايف درون سازماني، گل‌گهر را در عرصه‌ عمل به مسووليت‌هاي اجتماعي به يك همراه فرهنگي واقعي براي سيرجان و سيرجاني‌ها تبديل كنم.

نمي‌گويم معجزه‌ كرده‌ام اما اكنون كه به پشت سرم نگاه مي‌كنم، مفتخر و خشنودم كه در حد توانم و با ايجاد حس همدلي و تكيه بر حركت گروهي، هدفمند و برنامه‌محور، به لحاظ فرهنگي توانستيم، گل‌گهري متفاوت در اذهان مردم سيرجان خلق كنيم. اگر امروز يك رضايتمندي نسبي بين اهالي رسانه، فرهنگ و هنر سيرجان از گل‌گهر در حوزه‌هاي اجتماعي و فرهنگي وجود دارد، حكايت از يك سعي و تلاش شبانه‌روزي دارد كه حتي بيماري و اين قلب دمدمي مزاج نيز، سدي در برابر آن ايجاد نكرد. اين تلاش، از اين باور نشات مي‌گرفت كه با همه‌ي موانع و محدوديت‌ها، اگر منافع شهر و مردم را به منافع فردي، گروهي و سياسي، ترجيح بدهي، هنوز هم در اين مرزوبوم، خواستن توانستن است.

اينك كه شرايط به گونه‌اي رقم خورد تا از روابط عمومي شركت گل‌گهر استعفا دهم، بر خود لازم دانستم از لطف، همكاري و هم‌ياري همه مديران ارشد شركت و همكارانم در گل‌گهر و هم‌چنين اهالي فرهنگ، هنر و رسانه سيرجان، تشكر و قدرداني كنم و البته از خانواده‌ام كه شرايط خاص من در اين شغل را پذيرفتند و نبود هميشگي من را با لطف و محبت خود، تحمل كردند.

خون‌دل‌ها خورده شد تا امروز اين شركت در عرصه‌هاي فرهنگي به گوهري تابان تبديل شود و صد البته كه در اين مسير دشوار، از هجمه‌هاي ناجوانمردانه‌ رفيقان و رقيبان، بي بهره‌ نبودم. آن‌ها كه از هر تلاشي فروگذار نكردند تا راه وحدت را به كج‌راهه زحمت بكشانند تا شايد با پرتاب كردن سنگ‌هاي ريز و درشت، اين قطار به راه افتاده را از حركت باز بدارند. دست همه‌ي منتقدان بي كينه را كه با راهنمايي‌هاي خود، در راه اين مسير من را كمك كردند، مي‌بوسم و بر مخالف خود زنده‌باد مي‌فرستم تا اين دل بي‌كينه، درس آموز آن‌ها باشد. و نهايت اين‌كه؛ ما چه مي‌دانستيم كه غوغاي جهان، اين همه فارغ دارد، تا به تعجيل امضا نزنيم برگه استعفا را...

با تقديم احترام؛ ابوذر حلوايي پور، ۱۶ بهمن ۱۳۹۷