شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : نفس هاي صنعت نشر به شماره افتاده است
دوشنبه، 28 آبان 1397 - 13:40 کد خبر:35648
از كنار كتابفروشي ها رد مي شويم، ويترين هايي با كتاب هايي در زمينه هاي مختلف چشم نوازي مي كنند اما فضاي كم رونق و نبود مشتري، نشان از ركود كتاب و كتابخواني دارد.

شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا)- از كنار كتابفروشي ها رد مي شويم، ويترين هايي با كتاب هايي در زمينه هاي مختلف چشم نوازي مي كنند اما فضاي كم رونق و نبود مشتري، نشان از ركود كتاب و كتابخواني دارد.

به گزارش شارا به نقل از ايرنا، صنعت نشر ايران از رمق و رونق افتاده است. تيراژ پايين، كيفيت نازل فرم و محتواي آثار در كنار نبود سياستگذاري هاي منسجم و مشخص در اين زمينه، نفس هاي صنعت نشر را به شماره انداخته است.


البته اين ها تنها بخشي از معضلاتي است كه بر ميزان پايين مطالعه اثرگذاشته است. در واقع آمار نااميدكننده كتابخواني در ايران را بايد از دريچه هاي مختلف مورد توجه قرار داد.


از آنجايي كه مطالعه سطح آگاهي عمومي را ارتقا داده و نقش مهمي در تقويت تعهد و مسئوليت اجتماعي دارد. كتابخواني علاوه بر گسترش دايره اطلاعات عمومي و عمق بخشي به انديشه افراد، قوه استدلال و تخيل را تقويت مي كند. بر اين اساس بررسي تطبيقي و مقايسه اي نسبت مطالعه با توسعه يافتگي داراي رابطه اي توامان است.


بررسي وضعيت نشر و وضعيت كتاب و كتابخواني در ايران را بايد در چارچوب عوامل چندگانه مورد تحليل و بررسي قرار داد. در اين زمينه در ايران به ذكر چند نكته مي پردازيم؛


1-بخشي از مشكل صنعت نشر ايران، زمينه ساختاري دارد و بخشي ديگر به بحث كارگزاري بازمي گردد. به اين معنا كه مشكل صنعت نشر مربوط به چند سال نيست بلكه داراي سابقه چند دهه اي است. بر اين اساس با اصلاح ساختارهاي اين حوزه مي شود اميدوار بود كه بتوان حركت رو به رشدي را شاهد باشيم. البته در يك نگرش عميق و همه جانبه بايد گفت كه عوامل اجتماعي، اقتصادي و سياسي بر چالش‌هاي حوزه نشر تاثير‌گذار هستند. از اين رو به نظر مي رسد نيازمند طرح هايي در راستاي دميدن جاني تازه به صنعت نشر كشور هستيم تا حداقل همين ميزان مخاطبان خود را نيز از دست ندهد.


همچنين سياستگذاري هاي ضعيف، مديريت هاي ناپايدار، فقدان برنامه هاي بلند مدت و پويا و تعداد پايين كتابخانه هاي عمومي از ديگر علت ها به شمار مي آيد.

2-يكي از مهمترين عوامل رونق يا ركود صنعت نشر به اقتصاد باز مي گردد. در اقتصاد نشر چهار بخشِ نگارش شامل مولف و مترجم، توليد يا ناشر، عرضه شامل پخش و توزيع كتاب و مخاطبان نقش دارند. بر همين اساس توجه به اين چهار بخش به صورت تخصصي براي توسعه و رشد اقتصاد نشر امري گريزناپذير است.


در حال حاضر افزايش قيمت كاغذ، اقتصاد نيم بند صنعت نشر را با تهديدهاي بسياري مواجه ساخته است تا جايي كه افراد كتابخوان نگران آنند كه با افزايش قيمت كتاب ديگر نتوانند كتاب بخرند. به ويژه آن كه دانشجويان مشتري هاي اصلي كتاب به حساب مي آيند و افزايش قيمت ها، آنها را از خريد بازمي دارد. در واقع ناشران توان انتشار كتاب را ندارند و مولفان و نويسندگان نيز به دليل تيراژ پايين كتاب و نبود گردش مالي مناسب از حق تاليف يا ترجمه برخوردارند.

3-يكي ديگر از عوامل مهم نابساماني در عرصه نشر و كتاب به ضعف محتواي آثار باز مي گردد. مروري بر آثار منتشر شده طي سالهاي اخير گوياي آن است كه در كنار مشكلات ساختاري، محتواي آثار به شدت افت كرده است. براي نمونه در زمينه ترجمه آثار، نقاط ضعف بسياري را شاهد هستيم. همچنين برخي از آثار با چندين ترجمه به بازار نشر عرضه شده اند كه حتي تفاوت در نام و عنوان كتاب ها، مخاطبان را به اشتباه مي اندازد.


در واقع در زمينه ترجمه آثار به جز معدودي از مترجمان، آثار ترجمه شده از استاندارهاي لازم برخوردار نيستند و نمي توان چارچوب مشخص و منسجمي را در زمينه ترجمه مشاهده كرد.

4-از ديگر عوامل ايجاد نابساماني در عرصه نشر، قاچاق كتاب و چاپ غيرمجاز آثار است. اين مساله كه به دليل سودجويي عده اي فرصت طلب دنبال مي شود، منجر به ناديده انگاشتن حق و حقوق ناشران و مولفان مي شود. اين معضل طي سال هاي گذشته روند صعودي به خود گرفته تا جايي كه صداي اهالي نشر و نويسندگان درآمده است. البته طي هفته هاي گذشته شاهد برخورد جدي با اين معضل بوديم و بسياري از انبارهاي كتاب قاچاق شناسايي شد و با عوامل آنها برخورد شد.

5-يكي از عوامل كاهش مطالعه، رونق فضاي مجازي و شبكه هاي اجتماعي است كه تا حدودي بر ميزان مطالعه تاثير گذاشته است. هر چند كه اين مساله نتوانسته به صورت كامل بر سطح مطالعه اثر مستقيم بگذارد اما بي تاثير نبوده است.
همچنين فرهنگ شفاهي در ميان ايرانيان نيز خود عامل ديگري است كه منجر به اين شده كه افراد كمتر به سمت مطالعه و كتابت بروند.

6- به نظر مي رسد ارائه برنامه هاي كوتاه مدتي همچون يارانه كتاب و اجراي طرح هاي موفقي مانند تخفيف هاي فصلي كتاب و برنامه هاي ميان مدتي همچون حمايت مالي از ناشران و كتابفروشان و در برنامه ريزي هاي بلندمدت از طريق تقويت كتابخانه هاي عمومي بتواند صنعت نشر را به جايگاه واقعي اش بازگرداند.


بنابر اين بدون داشتن نقشه راهي مشخص و راهبردي منسجم دستيابي به موفقيت در عرصه نشر و كتابخواني كمتر امكان تحقق دارد.