شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : سواد بصري در هنر به چه معناست؟
پنجشنبه، 23 فروردین 1397 - 23:25 کد خبر:33175
سواد بصري به معني توانايي درك، تفسير، تبادل نظر و انتقال مفاهيم نشان داده شده در يك تصوير است. واژه سواد در واقع براي بيان اين مفهوم است كه عكس‌ها و تصاوير قابل «خواندن» هستند و مفاهيم آنها در حين خواندن آنها قابل دريافت خواهد بود.

شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا)- سواد بصري به معني توانايي درك، تفسير، تبادل نظر و انتقال مفاهيم نشان داده شده در يك تصوير است. واژه سواد در واقع براي بيان اين مفهوم است كه عكس‌ها و تصاوير قابل «خواندن» هستند و مفاهيم آنها در حين خواندن آنها قابل دريافت خواهد بود. مهارت سواد بصري با ديدن پرورش مي‌يابد و غني شدن ذخيره‌ها و تجربه‌هاي ذهني بيننده را در پي دارد. در اين باره با هم بيشتر بخوانيم:

۱. خصوصيت و محتواي سواد بصري
علايم و سمبل‌هايي كه ما بدان زبان و كلام مي‌گوييم در روزگارهاي پيشين به صورت رشته‌اي از تصاوير ساده ترسيم مي‌شدند و اين تصاوير ساده نتيجه محسوسات بشر بودند. استفاده از واژه سواد در كنار واژه بصري اما چيزي بيشتر از خواندن و دريافت اين تصاوير ساده است.

ديدن يك عمل طبيعي است و حتي فهم يك پيام بصري يا تصوير نيز تا حدودي به صورت طبيعي انجام مي‌گيرد ولي اگر جوياي كارايي و تاثير بيشتر اين دو عمل باشيم فقط به واسطه تحصيل در اين رشته‌هاي مرتبط مي‌توانيم به آنها دست يابيم.

زبان و سواد بصري داراي يك سيستم و نظم منطقي ساده و روشن مانند كلام نيست. براي رسيدن به سواد بصري راه‌ها و نكات متعددي را بايد بررسي كرد از جمله شيوه تربيت و آموزش هنرمند و صنعتگر، فيزيولوي دستگاه بينايي و نيز ماهيت و نحوه كار فيزيولوژي بدن انسان.

عناصر اوليه پيام‌هاي بصري نقطه، خط، شكل جهت، رنگ و … هستند. براي آنكه عناصر بصري با منظور اصلي يك پيام تناسب لازم را داشته باشند، آنها را بايد به كمك فنون و تكنيك‌هاي مختلف به كار گرفت. پرتحرك‌ترين فن در ميان فنون بصري استفاده از فن كنتراست يا تضاد است كه در مقابل فن هارموني يا هماهنگي قرار دارد.

۲. تركيب‌بندي
مهم‌ترين گام در حل يك مساله بصري تركيب‌بندي آن است. رسيدن به معناي مورد نظر در يك عبارت تصويري و جلب نظر بيننده به ميزان زيادي به نوع تركيب‌بندي آن بستگي دارد.

تعادل: مهم‌ترين عامل فيزيكي و فيزيولوژيكي موثر بر حواس بشر نياز او به حفظ تعادل است. تعادل در نقطه مقابل سقوط قرار دارد.

فشار: پديده فشار بصري در يك تصوير را نمي‌توان به صورت تنها مورد ارزشيابي قرار داد. خوبي يا بدي آن به چگونگي استفاده از فشار در يك مورد مشخص دارد يعني بايد ديد آيا با استفاده از فشار در طرح معنا و هدف مورد نظر به درستي ناميد شده يا خير و همچنين برداشت و تعبير بييننده از آن چطور خواهد بود. يك تركيب‌بندي خوب بايد عاري از فشار بصري باشد.

ابهام: ابهام بصري مانند ابهام در كلام منظور اصلي تركيب‌بندي را گنگ و نامفهوم مي‌كند. درست نيست كه به عمد در شكل‌هاي بصري خود اين حالت مبهم را بوجود آوريم و بهتر است آنها يا هماهنگ باشند و يا به روشني ضد يكديگر باشند.

چهار اصل براي افزايش خلاقيت در دكوراسيون داخلي وجود دارد كه به طور مستقيم با اين عوامل تركيب‌بندي در ارتباط هستند. درباره تركيب‌بندي و اصول يك تركيب‌بندي خوب هم در نقاشي و هم در عكاسي پيشتر مطالبي را در سايت هزارويك‌بوم مطرح كرده‌ايم كه خواندن آنها خالي از لطف نيست.

در هر ميدان بصري به قسمت پايين سمت چپ رغبت بيشتري نشان داده مي‌شود. اين تمايل حسي ثانويه چشم علل زيادي دارد ولي نمي‌توان آن را به عنوان يك گرايش اوليه ثبت كرد. در هر صورت به دلايلي نه چندان روشن سمت چپ ميدان ديد نزد ما از اهميت خاصي برخوردار است و در تركيب‌بندي نظم و سادگي شكل‌ها با فشار نسبت عكس دارند. هرچه شكل پيچيده‌تر، بي‌ثبات‌تر و نامنظم‌تر باشد، فشار بصري موجود در آن افزايش پيدا مي‌كند و درنتيجه چشم‌ها را بيشتر به سمت خود جلب مي‌كند.

در روابط موجود در يك تصوير نيروي كشش و جاذبه عناصر نسبت به يكديگر اصل ديگري از نظريه گشتالت را تشكيل مي‌دهد و به آن قانون تشابه مي‌گويند و در تركيب‌بندي‌ها ارزش بسياري دارد. قانون تشابه بر فهم چگونگي تاثير عناصر مشابه بر يكديگر بسيار حائز اهميت مي‌شود. در زبان بصري عناصر مشابه يكديگر را جذب مي‌كنند و غيرمشابه‌ها دافع يكديگر هستند.


۳. پيام‌هاي بصري
پيام‌هاي بصري در سطوح سه گانه بيان مي‌شوند:
۱. شبيه سازي
واقعيت نخستين و مهمترين تجربه بصري است. يك پرنده را مي‌توان از طريق شكل كلي آن و خطوط و جزئيات مهمش تشخيص داد. شبيه‌ترين شكل به پرنده واقعي بعد از يك مدل سه بعدي يا مجسمه يك تصوير عكاسي است.


۲. رمز يا سمبليسم
براي رسيدن به اين امر بايد تصوير را ساده كرد. در واقع جزيياتش را تا جايي كه ممكن است بايد حذف كرد. براي آنكه رمز يا سمبل موثر باشند بايد هنگام ديدن بتوان آن را به راحتي تشخيص داد. هر چه سمبل انتزاعي‌تر باشد آموزش آن به مردم ضروري‌تر است.


۳. انتزاعي
اگر آنچه مي‌بينيم را آنقدر ساده كنيم تا فقط عناصر اوليه آن باقي بماند، در واقع عمل انتزاعي كردن تصوير انجام شده است. اهميت آن براي فهم و ساختن پيام‌هاي بصري بارها بيشتر است زيرا با اين كار زمينه‌هاي بصري به منظور رسيدن به معنايي عميق‌تر و پالايش يافته‌تر به دست مي‌آيند.


۴. سواد بصري براي چه و چگونه؟
همانطور كه باسواد شدن در ابتداي كار و حتي هنوز كاري آسان نبوده و نيست، كسب سواد بصري نيز به همين ترتيب دشوار است. نكته در خور توجه در مورد سواد بصري اين است كه مردم بينا كم و بيش آگاه از اين توانايي و مهارت برخوردار هستند. سواد بصري مستلزم آن است كه وسايل بصري را بهتر درك كنيم و معني پديده‌هاي بصري را با در نظر گرفتن اشتراك تفكر جمعي و عمومي بياموزيم.

سواد بصري مي‌تواند سيستمي از پيام‌ها و تجربيات بصري عام را در اختيارمان قرار دهد كه همه بتوانند در معنا و فهم آن اشتراك نظر داشته باشند و نويد آن را مي‌دهد كه در مقياس عام، اشخاص تحصيل كرده‌اي تربيت شوند كه بتوانند پيام‌ها و پديده‌هاي بصري را در سطح عالي بفهمند.

براي يادگيري سواد بصري همچون زبان گفتاري بايد از الفباي آن شروع كرد. هوش بصري تاثير آگاهي انسان را به طور كلي بيشتر كرده و روحيه خلاقيت را در او تقويت مي‌كند. تحقق اين موصوع نه فقط ضروري بلكه زندگي غني‌تر و پرمعناتري را براي آينده بشر نويد مي‌دهد.
 

برگرفته از: مبادي سواد بصري - نوشته دونيس ادانديس - خلاصه: خسرو زارع