شارا - شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران : چگونه سخنراني كنيم/ 200 نكته كاربردي
شنبه، 14 بهمن 1396 - 08:49 کد خبر:32524
سخنراني فن و هنري است كه از راه ارائه دليل و برانگيختن عواطف، بر مخاطبان و شنوندگان خود تأثير مي گذارد و آنان را به سوي موضوع و هدفي خاص راهنمايي و براي آن زمينه سازي مي ‏كند.


 

تعريف سخنراني

شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا)- 1. سخنراني فن و هنري است كه از راه ارائه دليل و برانگيختن عواطف، بر مخاطبان و شنوندگان خود تأثير مي گذارد و آنان را به سوي موضوع و هدفي خاص راهنمايي و براي آن زمينه سازي مي ‏كند.


2. همان گونه كه در تعريف بالا ديديد، سخنراني، راهنماييِ مخاطب به سوي «هدفي خاص» است كه بايد براي آن «زمينه سازي» كرد. بنابراين، شما در هر سخنراني بايد هدفي خاص را دنبال كنيد و وظيفه خود را «راه نشان دادن» بدانيد.


3. با توجه به تعريف سخنراني بايد توجه داشته باشيد كه سخنراني هم «فن» است، پس به «دانش» نياز داريد؛ و هم «هنر» است، پس به «ذوق» نياز داريد. از اينرو، دانش و ذوق دو ابزار مهم در سخنوري هستند كه شما بايد خود را به اين دو ابزار مهم تجهيز كنيد و روز بروز، بر «دانش سخنوري» و «ذوق سخنوريِ» خويش بيفزاييد.


4. با توجه به تعريفي كه براي سخنراني شد، شما در سخنراني خود بايد دو كار مهم را انجام دهيد: يكي ارائه دليل و ديگري برانگيختن عواطف. در كار اول بايد بر «عقلِ» مخاطب خود و در كار دوم بر «احساساتِ» او تأثير بگذاريد و بايد دانست هر سخنراني ‏اي كه اين «تأثيرگذاري» را نداشته باشد، سخنراني نيست و گوينده آن نيز سخنران نيست.

اهداف سخنراني
5. سخنرانيِ بدون هدف، خانه ساختنِ بدون نقشه است. نبايد به گونه ‏اي سخنراني كنيد كه شنوندگان شما پس از پايان سخنراني‏ تان بگويند: «سخنانش زيبا و جالب بود، اما نفهميديم چه هدف و مقصودي از بيان آنها داشت و چه چيزي را مي ‏خواست بگويد». يكي از علت هاي چنين امري، داشتن معلوماتِ بدون نظم و انسجام است كه هرچه زودتر بايد آنها را از نظمي منطقي و انسجامي درخور برخوردار سازيد.

6. اهداف اصلي و نهايي در سخنوري دو چيز است:
- اِقناع يا قانع كردن مخاطب كه آن را با آوردن دليل و برهان انجام مي ‏دهيد.
- ترغيب يا برانگيختن مخاطب كه آن را با تحريك عواطف و احساسات به فرجام مي ‏رسانيد. به طور مثال، گاه موضوع و محتواي سخنراني شما در زمينه مسائل عقيدتي و كلام جديد است. در اين صورت، بايد با دليل و استدلال، مخاطب خود را قانع كنيد و گاه موضوع و محتواي سخنراني شما در زمينه كمكهاي مالي براي امور خيريه است. در اين صورت، بايد با تحريك عواطف، مخاطب خود را برانگيزانيد.
7. براي قانع كردن شنوندگان مي‏ توانيد از دليل هاي نقلي مانند «آيات و روايات» و از دليل هاي عقلي مانند «اجتماع نقيضَين محال است» و از دليل هاي علمي مانند «هر عملي عكس العملي دارد» استفاده كنيد. البته، هر نوع دليلي بايد متناسب با موضوع و مخاطب خود باشد.
8 هنگام دليل آوردن و استدلال كردن حتماً سطح فكري و علمي شنوندگان خود را در نظر بگيريد. اگر مخاطبان شما كودكان و نوجوانان هستند، از دليل هاي آسانتري استفاده نماييد. چنانچه مخاطبان تان دانشگاهيان هستند، دليل هاي علمي ‏تري را به كارگيريد؛ ولي هيچ گاه از دليل هاي سست و غير منطقي ـ اگر چه قانع كننده نيز باشند ـ استفاده نكنيد؛ زيرا با رشد فكري و علمي مخاطبان و به مرور زمان دست شما رو خواهد شد.
9. هيچ گاه از شعر و قصه و مانند آن، به عنوان «دليل» استفاده نكنيد؛ زيرا از نظر منطقي و فلسفي، چنين استفاده‏ اي صحيح نيست؛ بلكه از آنها به عنوان «شاهدِ» بر دليل و «مؤيدِ» آن استفاده نماييد.
10. درجه برانگيختن احساسات و عواطف مخاطبان، بايد با درجه اهميت موضوع متناسب باشد. به طور مثال، بايد براي كمك هاي ماليِ ده هزارتوماني، ده درجه شورانگيزي و براي كمك هاي ماليِ صد هزارتوماني، صد درجه شورانگيزي كنيد.
11. در برانگيختن احساسات و عواطفِ مخاطبان، «زمان‏شناسي» و «قدرشناسي» لازم است كه در چه زماني بايد شورانگيزي كنيد و به چه مقداري بايد حرارت به كار بريد. به طور نمونه، غالباً نبايد در مقدمه سخن و بدون مقدمه، به برانگيختن و شورانگيزي بپردازيد و از همان آغاز، صداي خود را بلند كنيد و حنجره خود را آزرده سازيد و در پايان نيز، با گرفتگي صدا به سخنان خود پايان دهيد.
12 در برانگيختن احساسات و عواطف، اقتضاي حال شنونده را نيز بايد در نظر بگيريد؛ براي عوام نوعي شورانگيزي بايد بكنيد و براي خواص نوعي ديگر. براي زنان و جوانان نوعي برانگيزي بايد بكنيد و براي مردان و پيرمردان نوعي ديگر.
13 براي برانگيختن احساسات و عواطفِ شنوندگان، حتماً به «ادبيات»، «هنر»، «شرح زندگاني پيشوايان و بزرگان» و مانند آن روي آوريد. گاه با خواندن دو بيت شعر مي‏ توانيد جمعيتي را منقلب سازيد و آنان را برانگيزانيد.

عوامل مؤثر در سخنراني
14. اگر در آغاز راه هستيد، به خود تلقين كنيد كه هم مي‏ توانيد سخنراني نماييد و هم مي ‏توانيد سخنوري موفق باشيد. مثلاً اين جمله را بارها و بارها در قلب يا بر زبان خود جاري كنيد: «من مي ‏توانم سخنراني كنم و سخنوري موفق باشم؛ حتماً من مي‏ توانم سخنراني كنم و سخنوري موفق باشم؛ قطعاً من مي ‏توانم سخنراني كنم و سخنوري موفق باشم».
15. چنانچه احساس مي‏ كنيد كه جرأت سخن گفتن در برابر جمعيت هاي بسيار را نداريد، مدتي در برابر جمعيت هاي اندك سخنراني نماييد تا اين جرأت در وجود شما جوانه بزند. به طور نمونه، ابتدا در مهماني ها، ميان دوستان و خويشاوندان، و جلسات خانگي، سخنراني كنيد تا بتوانيد در دانشكده ها، دانشگاهها، مساجد، حسينيه‏ ها، مدارس و مراسم مذهبي و سياسي و اجتماعي سخنوري نماييد.
16. برخي بر اين عقيده ‏اند كه سخنوران تازه كار بايد سخنراني خود را قبلاً در برابر آينه ‏اي بزرگ تمرين كنند و آن را حك و اصلاح نمايند تا بتوانند در آينده، سخنوري موفق شوند.
17. سخنراني مؤثر آن است كه از دل و باور گوينده آن سرچشمه گرفته باشد تا به دل و باور شنونده نفوذ كند؛ زيرا آنچه از دل برآيد، لاجرم بر دل نشيند.
18. سعي كنيد در سخنراني هاي خود، حُسن نيت داشته و خيرخواه و دوستدار شنوندگان خود باشيد تا سخنان شما در آنان تأثير مثبت و بيشتري بگذارد. في ‏المثل، با مخاطبان خود به گونه ‏اي كه گفته شد باشيد، تا چنانچه براي انجام دادن كار خيري از آنان كمك مالي خواستيد، شما را در اين امر ياري نمايند، نه اينكه احساس كنند داريد آنان را تيغ مي‏ زنيد.
19. اطلاعات علمي و عمومي خود را افزايش دهيد تا در كار سخنراني موفقتر باشيد. به طور نمونه، چنانچه مي ‏خواهيد در زمينه «بهداشت» سخنراني كنيد، شايسته است كه مقداري اطلاعات «پزشكي» داشته باشيد و يا مثلاً بدانيد كه «ابوعلي سينا» و «پاستور» چه كساني بوده و چه كارهايي كرده ‏اند. و در صورتي كه مي‏ خواهيد براي «دانشگاهيان» سخن بگوييد، خوب است كه بدانيد هر مقطع دانشگاهي چه نام دارد، چند سال است و داراي چند واحد و تِرْم است.
20. سخنران بايد نخست خودش نسبت به محتواي سخنانش علاقه ‏مند و پاي بند باشد تا سخنانش در ديگران نيز اثر كند. مثلاً اگر به مردم مي‏ گويد: «اي مردم! ساده زندگي كنيد و از تجمل گرايي پرهيز نماييد»، خودش بايد زندگي به دور از تجملات و ساده ‏اي داشته باشد، نه اينكه در خانه‏ اي شيك و گران زندگي كند و روي فرش هاي قيمتي راه برود و با اتومبيلي خارجي و مدل بالا رفت و آمد نمايد.
21. در سخنراني از موضوعات، مواد و مطالبي استفاده كنيد كه مورد نياز و ابتلاي شنوندگان باشند. در اين صورت، سخنان شما نافذتر خواهد بود. براي مثال، سخن گفتن از جن و پري و علم ستاره ‏شناسي و مباحث عميق فلسفي و عرفاني چندان مورد نياز و ابتلاي عموم شنوندگان در اين زمان نيست، ولي معمولاً سخن گفتن از مسائل فرهنگي و اخلاقي و اجتماعي، مورد نياز و ابتلاي آنان است.
22. رابطه روحي و عاطفي سخنران با شنوندگان در موفقيت او تأثير بسزايي دارد. اگر مي‏ خواهيد اين رابطه برقرار شود، از ژرفاي دل و از روي اخلاص و با صداقت سخن بگوييد.
براي حفظ خلوص خود چنانچه در جايي به چند جوانِ مجرد كمك فكري و مالي كرده‏ ايد تا ازدواج كنند، در سخنراني هاي خود نگوييد: «من چنين كاري كرده ‏ام»، بلكه بگوييد: «يكي از سخنوران چنين كاري كرده است». يا در صورت امكان، محل سخنراني خود را زود ترك ننماييد، بلكه براي رسيدگي به مشكلات و گوش دادن به درد دل آنان، مدتي در آنجا بمانيد.
23. براي اينكه سخنراني شما تأثير بيشتري داشته باشد، به كلي گويي هاي صِرف بسنده نكنيد؛ بلكه به جزئيات و مصاديق و مثالهاي آن نيز روي بياوريد. به طور نمونه، اگر به مخاطبانتان مي ‏گوييد: «آداب اجتماعي و اخلاقي را رعايت كنيد»، به آنان نيز بگوييد: «ريختن آب دهان و خالي كردن بيني در خيابان و دست در بيني كردن در حضور ديگران برخلاف آداب اجتماعي و اخلاقي است».
24. استفاده از جملات و كلماتي نظير «شايد»، «گويا»، «احتمال دارد» و «ممكن است»، تأثير و نفوذ سخن شما را كم مي‏ كند. مثلاً به جاي اينكه بگوييد: «اي مردم! اگر در مراسم نمازِ باران شركت كنيد، ممكن است باران بيايد»، بگوييد: «اي مردم! در مراسم نماز باران شركت كنيد تا باران بيايد». يا به جاي اينكه بگوييد: «دانشجويان گرامي! چنانچه در اين جلسه شركت كنيد، شايد مسئولان دانشگاه نيز به ما كمك نمايند»، بگوييد: «دانشجويان گرامي! در اين جلسه شركت كنيد تا مسئولان دانشگاه نيز به ما كمك نمايند».
25. يكي از راههاي يادگيري فن سخنوري و موفقيت در آن، شركت در جلسات سخنوران موفق است تا از هر سخنوري نكته ‏اي را فرابگيريد؛ كيفيت و كميّت سخنش را بسنجيد؛ چگونگي ورود وي در مباحث گوناگون و خروج از آن را مشاهده كنيد؛ حالات، حركات و سَكَنات او را بر كرسي سخن در نظر داشته باشيد و سپس آنها را در سخنراني هاي خودتان به كار بنديد.
26. سعي كنيد با سخنوران مشهور و خبره ارتباط نزديك داشته باشيد و با آنان مشورت و از تجربيات شان استفاده نماييد؛ زيرا غالباً تجربه‏ ها در جايي نوشته نمي‏ شوند، و پس از چندين سال تلاش هميشگي و خستگي ‏ناپذير به دست مي ‏آيند. از اين رو، گاه كسب يك تجربه در فن سخنوري مي ‏تواند در موفقيت شما نقش بسزايي داشته باشد. مثلاً اين تجربه كه در هنگام سخنراني بايد از عادت هاي نامطلوب، مانند بازي كردن با موهاي صورت، پرهيز كرد، مي‏ تواند نقش مؤثري در تمركز حواس شنوندگان داشته باشد.
27. اگر مي ‏خواهيد سخنوري موفق باشيد، از موضوعاتي استفاده كنيد كه بر مباحث آن كاملاً تسلط و در آن مطالعات و معلومات كافي داريد. في المثل، چنانچه بر موضوع «توحيد در شعر حافظ» 90% تسلط داريد، ولي بر موضوع «توحيد در شعر مولوي» 70% تسلط داريد، حتماً موضوع اول را برگزينيد.
28. شخصيت شما و قدر و منزلتي كه نزد افكار عمومي داريد، در تأثير سخنراني‏ تان كاملاً نقش دارد. بنابراين، مواظب باشيد كه با گفتاري ناپسند و يا رفتاري ناشايست، شخصيت و قدر و منزلت خويش را نزد مردم لكه ‏دار نكنيد. گاهي گفتن يك لطيفه ركيك يا يك جمله سخيف، مي ‏تواند شخصيت شما را زير سؤال ببرد و سخنان تان را كم ‏تأثير و يا حتي بي ‏تأثير نمايد.
29. در صورتي كه مي ‏خواهيد سخنوري موفق و جذاب باشيد، هم سخنِ خوب بگوييد و هم خوب سخن بگوييد. براي موفقيت در امر اول، بايد از مواد و مطالبِ خوب بهره بگيريد و براي موفقيت در امر دوم، بايد از ابزارها، قالبها و روشهاي خوب استفاده كنيد.
30. در صورت امكان، از روش سمعي و بصري در سخنراني نيز استفاده كنيد و يا حداقل قسمتي از سخنراني خود را با اين روش بيان نماييد كه گفته ‏اند: «يك تصوير گوياتر از هزار كلمه است». براي به كارگيري اين روش، استفاده از وسايلي، مانند فيلم، اسلايد، نقشه، لوحه، پاورپوينت و... مي ‏تواند براي شما كارگشا باشد و تأثير بسزايي بر مخاطبانتان بگذارد.
31. بكوشيد علاوه بر اينكه هميشه براي مخاطبان خاصي ـ مثلاً جوانان ـ سخنراني مي‏ كنيد، براي گروههاي ديگري از مردم، مانند بزرگسالان، روستاييان، كارگران، كارمندان، بانوان، معلمان، دانشگاهيان و حوزويان، نيز سخنراني نماييد تا با تيپ هاي گوناگون در ارتباط باشيد و از افكار و خواسته‏ هاي مختلف با خبر شويد. اين امر، شما را در كار سخنوري پخته ‏تر و موفق تر مي ‏كند.
32. در صورت امكان، فاصله بين شما و شنوندگانتان كمتر باشد تا تأثير سخنان شما در آنان بيشتر گردد.
33. دفترچه و يا تقويمي را تهيه كنيد و در آن، زمان، مكان، موضوع و مخاطبانِ سخنراني هاي خود و نام كساني را كه از شما دعوت كرده ‏اند، يادداشت نماييد تا هم با فراموشي روبرو نشويد و هم با آمادگي قبلي سخنراني كنيد.
34. مي توانيد براي يادگيري و به كارگيري مطالب جالب و كلمات و جملات زيبا و روان دفتري را تهيه نماييد و آنها را در آن دفتر يادداشت كنيد تا هنگام سخنراني و به تناسب موضوع و محتواي سخن از آنها استفاده نماييد. ضمنا استفاده از رايانه هم توصيه مي شود.
35. هميشه برگه‏ هاي يادداشت و فيش هايي را همراه خود داشته باشيد تا هنگامي كه به مطالبي جالب، سخناني جذاب و اشعاري زيبا برخورد كرديد، بتوانيد بدون درنگ و دشواري، آنها را يادداشت كنيد و سپس در سخنراني هايتان به كار گيريد.
36. در مواردي كه به مدتي طولاني سخنراني مي‏ كنيد، در روزهاي پاياني آن از مخاطبان خود بخواهيد تا نظرات، پيشنهادها و انتقادهاي شان را نسبت به سخنان تان از جهات گوناگون به شما منتقل نمايند.

اصول سخنراني
38. يكي از اصول مهم سخنوري، شناخت مخاطب است؛ زيرا رشته سخنوري، مانند رشته پزشكي، نوعي نسخه پيچي است و نسخه پيچي پيش از شناخت بيمار، كاري مشكل زا و گاه خطرآفرين است. اين شناخت مي تواند در ابعاد گوناگون، مانند بعد فرهنگي، اخلاقي، تربيتي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و علمي، بررسي شود و مورد تامل قرار گيرد. مثلا در بعد علمي، سخنراني براي استادان حوزه و دانشگاه، با سخنراني براي طلاب و دانشجويان متفاوت خواهد بود.
39. هنگام مطالعه «مطالب»، براي تدوين محتواي سخن خود به دو چيز، خوب بينديشيد: يكي فهم مطالب براي خود و ديگري روش تفهيم مطالب براي شنوندگان خود كه گاه امر دوم از امر اول مهمتر و سخت تر است.
40. در سخنراني تان- جز در موارد ضروري- فقط از «يك موضوع» سخن بگوييد و همان را براي مخاطبان خود خوب پرورش دهيد و از پرداختن به «موضوعات گوناگون» و با روش «كشكولي» خودداري ورزيد؛ زيرا تبيين خوب و كامل يك موضوع، ازبيان ناقص چند موضوع گوناگون به مراتب بهتر و مؤثرتر است.
41. «متنوع» سخنراني كنيد تا شنوندگان متنوع شما همگي جذب سخنان شما شوند. از راهكارهاي آن، ايجاد تنوع در مواد، ابزارها، قالبها و روشهاي سخنوري است.
42. كيفيت و كميت سخن خود را بر مبناي حد «متوسط» معلومات و اطلاعات و توان جسمي و فكري و روحي شنوندگان قرار دهيد.
43. موضوع و مطالب سخنراني خود را با رعايت ويژگيهاي زير برگزينيد:
مورد علاقه گوينده
برخوردار از منابع كافي و معتبر
مورد نياز شنونده
متناسب با شرايط زمان
متناسب با شرايط مكان
متناسب با شرايط مخاطبان
برخوردار از تسلط علمي گوينده بر آن
مهم از نظر گوينده و شنونده

نكات پيش از سخنراني
44. هر يك ساعت سخنراني ممكن است چندين ساعت مطالعه لازم داشته باشد. پس تا مي توانيد، مطالعه پيش از سخنراني را فراموش نكنيد، هرچند سخنور ورزيده اي باشيد.
45. در آغاز راه، شايسته است كه مطالب سخنراني خود را پيش از اجرا، در خانه و يا محل ديگري تمرين كنيد. اين تمرين را يا مي توانيد در حضور جمع، يا به صورت فردي انجام دهيد و يا مي توانيد آن را روي نوار، ضبط نماييد و به آن گوش دهيد و سپس نواقص آن را برطرف كنيد تا به مرور زمان، سخنوري موفق شويد.
46. سخنور بايد از نظر ظاهر، مرتب و تميز باشد. از اينرو، بايسته است كه پيش از حضور در جلسه سخنراني، سر و وضع خود را در آينه اي ببينيد و پس از اطمينان، به سخنوري بپردازيد؛ زيرا گاهي ممكن است موهاي سر، شانه نكرده، يا يقه لباس، ورآمده و يا لكه اي جوهر، يا چربي، روي لباس شما ريخته شده باشد.
47. پيش از سخنراني، به خود تلقين كنيد كه حامل پيامي هستيد و بايد آن را بگوييد و همه منتظر دريافت پيام شما هستند. از اينرو، ترس و اضطراب كمتري به شما روي خواهد آورد و يا حتي هيچ گونه ترس و اضطرابي به دل شما راه نخواهد يافت.
48. پيش از سخنراني، درباره آن بينديشيد كه چگونه آن را آغاز كنيد، چگونه آن را ادامه دهيد و چگونه آن را به پايان بريد و به طور كلي، چگونه آن را بيان نماييد. به
49. براي سخنراني خود، طرح مناسب و چارچوب كلي داشته باشيد و پيش از سخنراني، آن را براي خود ترسيم كنيد تا در هنگام سخنراني، مطالب را فراموش ننماييد.
50. براي پاسخگويي به پرسشهاي احتمالي شنوندگان، قبلا خود را آماده كنيد. اين پرسشها را مي توانيد خودتان با تفكر در موضوع يا با مشورت با صاحب نظران در آن موضوع يا با مراجعه به كتابها و منابع نوشته شده در آن موضوع و يا حتي با كمك گرفتن از خود شنوندگان بيابيد.
51. قبل از سخنراني دقت نماييد كه اگر نكته اي مبهم و تاريك در محتواي سخنراني شما وجود دارد، آن را روشن و يا حذف كنيد.
52. پيش از سخنراني استراحت نماييد و از خوردن غذا به حد اشباع بپرهيزيد تا با شكمي پر و انباشته از غذا سخنراني نكنيد. همچنين از خوردن چيزهايي مانند «نوشابه» و ... خودداري ورزيد.
53. شايسته است كه چند دقيقه اي پيش از وقت، به محل سخنراني خود برويد و از آنجا ديدن كنيد تا از كيفيت و كميت محل سخنراني و شنوندگان خويش مطلع شويد.
54. پيش از سخنراني، تاحدي كه مي توانيد، از شرايط فرهنگي، اخلاقي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي شنوندگان خود آگاه شويد و سخنراني خود را باتوجه به آن شرايط ايراد نماييد.
55. در صورت لزوم، پيش از سخنراني، نقشه، لوحه، فيلم، اسلايد و مانند آن را آماده كنيد تا زمان سخنراني شما با انجام دادن اين گونه كارها تلف نشود.
56. در صورتي كه پيش از سخنراني شما شخص ديگري نيز سخنراني مي نمايد، سعي كنيد، چند دقيقه زودتر از موعد مقرر خودتان، در محل سخنراني حاضر شويد تا از موضوع و محتواي سخنان او آگاه شويد.
57. براي آرامش بيشتر در سخنراني، پيش از سخن گفتن، چند نفس عميق بكشيد.
58. پيش از سخنراني، صداي بلندگو را آزمايش و تنظيم نماييد و فاصله مناسب خود با آن را در نظر بگيريد و تلاش كنيد تا صداي نابهنجار و يا سوت دلخراش از آن توليد نشود، مثلا دهان خود را به ميكروفون نچسبانيد.
59. در صورت امكان، از بانيان و برگزاركنندگان مجلس سخنراني خود بخواهيد كه هنگام سخنراني شما از دادن آب، چاي، خرما، حلوا، شيريني و مانند آن، به شركت كنندگان خودداري ورزند تا تمركز حواس شما و آنان از بين نرود و كنترل مجلس نيز به هم نخورد.

نكات آغاز سخنراني
62. شايسته است كه در آغاز سخنراني تان، موضوع و طرح و چارچوب بحث و سخن خود را براي شنوندگان بيان كنيد.
63. گاهي با خواندن يك يا چند بيت زيباي شعر، در آغاز سخنراني تان، مي توانيد جذابيت خاصي به سخنراني خود بدهيد.
64. براي آغاز سخنراني خود، عبارات و جملات مناسب و زيبايي انتخاب كنيد.
65. گاهي بيان يك داستان جالب و زيبا در آغاز سخنراني، بسيار مؤثر خواهد بود و جلب توجه خواهد نمود.
66. گاهي مي توانيد سخنراني خود را با طرح يك سؤال آغاز نماييد تا هم توجه شنوندگان را به سخنان خود جلب كنيد و هم آنان را در سخنراني تان شريك سازيد.
67. در ابتداي سخنراني خود، ارزش و اهميت موضوع سخنراني تان را براي شنوندگان خويش بيان كنيد تا به آن علاقه مند شوند و به سخنان شما تا پايان سخنراني تان گوش فرا دهند.
68. سعي كنيد در همان آغاز، بر مجلس سخنراني تان مسلط شويد.
69. گاهي در آغاز برخي از سخنرانيها، خوشامدگويي به شنوندگان لازم است.
70. بايد در كيفيت و كميت مقدمه سخنراني خود دقت نماييد.
71. همه قواي خود را در مقدمه سخنراني تان به كار نبريد، بلكه براي بقيه سخنراني خود نيز ذخيره نگاه داريد. از اينرو، در مقدمه سخنراني خويش بايد از حدت و حرارت به خرج دادن خودداري كنيد تا براي ادامه سخنراني، با خستگي روبه رو نشويد و حنجره شما توانايي سخن گفتن را نيز داشته باشد.
72. در آغاز سخنراني، از مطالبي كه مورد قبول و توافق ميان شما و شنوندگان تان است، استفاده كنيد تا آنان، در همان آغاز، نسبت به شما و محتواي سخنراني تان علاقه مند شوند و موضعگيري منفي نكنند.

نكات هنگام سخنراني
73. در جايي بايستيد يا بنشينيد كه شنوندگان، شما را ببينند و صدايتان را بشنوند تا با استفاده از روش سمعي- بصري، بر شنوندگان خويش تاثير بگذاريد.

74. در صورت امكان، ميكروفون را به دست نگيريد و آن را در جاي مناسبي ثابت نگه داريد تا با آسودگي خاطر، سخنراني كنيد.
75. مواظب باشيد كه با جيب هاي برآمده و يا پر از كاغذهاي يادداشت، سخنراني نكنيد. اين امر ممكن است كه يا توجه شنوندگان را به سوي خود جلب نمايد و يا مورد تمسخر ذهني آنان شود.
76. مي توانيد يادداشتهاي سخنراني تان را همراه خود داشته باشيد، ولي آنها را بگونه اي كنار ميز يا تريبون سخنراني خود بگذاريد كه در معرض ديد مخاطبانتان قرار نگيرند.
77. اگر يكي از شخصيتها يا بزرگان، به مجلس سخنراني شما وارد شد و توجه شنوندگان را به سوي خود جلب كرد، مواظب باشيد كه اختيار مديريت مجلس را از دست ندهيد و در صورت لزوم، احترام لازم را به ايشان بگذاريد.
78. اگر در بين سخنراني تان نوشته اي به دست شما دادند، سعي كنيد بدون مكث و وقفه در سخن گفتن، آن را براي خود بخوانيد و چنانچه بايد درباره آن سخني بگوييد و يا توضيحي بدهيد، در همان هنگام و يا در فرصتي كه مناسبتر است، اين كار را انجام دهيد.
79. چنانچه شخصي در ميان سخنراني، از شما سؤالي كرد، در صورت امكان و ضرورت و با در اختيارگرفتن مديريت جلسه، آن سؤال را پاسخ دهيد و در غير اين صورت، به آن شخص بگوييد كه پس از سخنراني، پاسخ سؤالش را خواهيد داد.
80. اگر هنگام سخنراني، مطلب بعدي خود را فراموش كرديد، مطلب قبلي آن را تكرار كنيد و براي شنوندگانتان شرح دهيد و ضمن اين كار، به جستجوي مطلب بعدي در ذهن خود بپردازيد تا آن را به ياد آوريد. اين امر در خواندن مصراع ها و يا بيت هاي بعدي يك شعر، فراوان پيش مي آيد.
81. اگر در محل سخنراني شما يا بيرون از آن، اتفاقي افتاد، آن را بگونه اي با سخنراني تان ارتباط دهيد يا در حل آن بكوشيد و يا حواس شنوندگان را به سوي سخنان خود جلب كنيد.
82. جز در موارد ضرورت، سعي كنيد از كلمه «من» كمتر استفاده نماييد و به جاي آن، كلمه «ما» را به كار گيريد تا بر تكبر و بزرگ بيني شما حمل نشود و سخنانتان را كم تاثير و يا بي تاثير نكند.
83. گاهي نگاه كردن به ساعت، از سوي شنوندگان و جا به جا شدن آنان در جاي خود و بستن دفتر و كتابهايشان با صداي بلند، نشان دهنده خستگي آنان است. پس، يا با ايجاد تنوع در سخنانتان، خستگي شان را برطرف نماييد و يا اصلا بهتر است به سخنان خود ادامه ندهيد و سخنراني تان را به پايان بريد.

نكات پايان سخنراني
84. شايسته است كه در پايان سخنراني خود، پيام و يا پيامهايي را به صورت خلاصه سخنراني، به شنوندگان عرضه كنيد تا نتيجه سخنراني تان در ذهن آنان باقي بماند.
85. آنچه را مي خواهيد بيش از ساير مطالب ديگر، در ذهن شنوندگانتان باقي بماند، در پايان سخنراني خود بياوريد.
86. مانند آغاز سخنراني، در پايان سخنان خود نيز مي توانيد عبارات و جملات زيبايي را برگزينيد.
87. بكوشيد در پايان سخنراني تان، از بزرگان، شخصيتها و كساني كه در سخنراني شما شركت كرده اند، بگونه اي درخور، ولي بدون اغراق، تشكر و قدرداني نماييد.

نكات پس از سخنراني
90. در صورت امكان و پس از سخنراني خود، مدتي در محل سخنراني تان حضور داشته باشيد تابه انتقادها و پرسش هاي احتمالي شنوندگان پاسخ دهيد.
91. چنانچه پس از سخنراني تان، از سخنان شما انتقادي درست و سودمند كردند، فروتنانه و شجاعانه آن را بپذيريد و مواظب باشيد كه آن را به صورت غير منطقي توجيه نكنيد. اين كار به شخصيت شما اعتبار بيشتري مي بخشد.

مواد سخنراني
92. براي سخنراني خود، مواد و مصالح لازم را تهيه و پي ريزي كنيد تا سخن شما از استحكام بيشتري برخوردار گردد. مواد مورد استفاده در سخنراني مي تواند از اين مواد باشند:
آيات
روايات
اصول منطقي و قواعد عقلي
قوانين علمي و تجربي
خاطرات و داستان ها
اشعار
تمثيلات
ضرب المثل ها
سخنان بزرگان دين و دانش
لطايف و ظرايف
آمار و اخبار
93. دقت كنيد آيات، روايات، اصول عقلي، قوانين علمي، اشعار، داستانها و مانند آن را كه در سخنراني تان مورد استفاده قرار مي دهيد، با موضوع و محتواي سخنراني شما موافقت داشته و متناسب باشند.
94. مواظب باشيد اشعاري را كه در سخنراني تان مي خوانيد، از نظر محتوا، چينش، وزن، قافيه، تلفظ، سراينده و مانند آن صحيح باشند.
95. داستانهاي مطرح شده در سخنراني بايد از نظر محتوا، درست و از نظر مدرك و ماخذ، معتبر باشند.
96. بكوشيد داستاني را كه در سخنراني تان نقل مي كنيد، آنقدر طولاني نباشد تا قسمت عمده سخنانتان را دربر گيرد بلكه داستان نقل شده را به صورت مختصر و مفيد و به دور از حشو و زوائد نقل نماييد.
97. از داستانهايي استفاده كنيد كه جالب، تازه، نكته دار و انگيزه برانگيز باشند، بگونه اي كه شنونده همواره در پي آن باشد تا دنباله داستان را بشنود و فرجام آن را بداند.
98. داستانهايي را كه در سخنراني نقل مي كنيد، گاهي از سه مرحله و قسمت «مقدمه»، «اوج» و «فرود» تشكيل مي شود. توجه به اين نكته و رعايت آن در سخنراني شايسته است.
99. اگر آمار و اخباري را در سخنراني خود مطرح مي كنيد، توجه داشته باشيد كه صحيح و دقيق و معتبر باشند و چنانچه از لطيفه ها و مطايبه هايي در سخنان خويش استفاده مي نماييد، مواظب باشيد كه ركيك، سخيف و مستهجن نباشند.
100. از ضرب المثل هايي استفاده نماييد كه اغلب مخاطبانتان با معنا و كاربرد آن آشنا باشند.

شرايط سخن
101. سعي كنيد از جملات و عبارات گويا، كوتا، زيبا و روان در سخنراني استفاده كنيد.
102. در سخنوري بكوشيد كه گنجينه لغات و واژگاني خود را افزايش دهيد تا گرفتار كمبود الفاظ براي معاني و مقاصد خود نشويد. مثلا به جاي كلمه «مقدمه‏» و متناسب با فضاي سخن و سخنراني، مي ‏توانيد از كلمات «پيشگفتار»، «سرآهنگ‏»، «سرآغاز»، «مطلع‏»، «طليعه‏»، «طلايه‏»، «درآمد»، «ديباچه‏» و «سپيده‏» نيز استفاده كنيد.
103. درست گويي را با مطالعه و مراعات قواعد دستور زبان ياد بگيريد.
104. از كلمات و جملاتي استفاده كنيد كه تلفظ آنها براي خودتان مشكل نباشد.
105. مواظب باشيد كه واژگان هر زبان و بويژه زبانهاي غير فارسي را، از نظر حروف، درست تلفظ كنيد و اگر با تلفظ درست واژگان غير فارسي، مانند عربي و انگليسي و فرانسوي، آشنا نيستيد، از به كارگيري آنها در سخنراني خود پرهيز نماييد و عطايش را به لقايش ببخشيد.
106. دقت كنيد كه واژگان هر زبان و بويژه زبانهاي غير فارسي را، از نظر حركات و اعرابها، درست تلفظ نماييد.
107. از ميان چند كلمه مترادف كه از نظر معنايي به هم نزديكند، آن را كه زيباتر است ‏برگزينيد.
108. سعي كنيد از اضافه كردن بيش از حد كلمات به يكديگر يا همان «تتابع اضافات‏» خودداري ورزيد.
109. توجه داشته باشيد دو يا چند واژه را كه با يكديگر تركيب شده و يا كنار هم قرار گرفته ‏اند، درست ‏بگوييد.
110. چنانچه در سخنراني خود از كلمات و جملات غير فارسي- مانند عربي و انگليسي- استفاده مي‏ كنيد، آنها را براي شنوندگان تان ترجمه و معنا نماييد.
111. مواظب باشيد كه كلمات و جملات غير فارسي- مانند كلمات و جملات عربي و انگليسي و بويژه آيات و روايات- را درست ترجمه كنيد.
112. از به كارگيري كلمات و جملات و لهجه‏ هاي محلي خودداري كنيد، مگر آنكه در همان محل، سخنراني نماييد و يا واقعا نتوانيد بدون آن لهجه خاص، سخن بگوييد.
113. براي ظواهر و تزيين سخنان خود نيز فكر كنيد و آن را در زيباترين شكل و قالب بيان نماييد؛ زيرا گاه مواد سخن براي دو سخنور يكسان است، اما شكل و قالبي كه هر يك از اين دو به سخنان خود مي ‏دهند، سخنراني‏ شان را متفاوت‏ تر و زيباتر مي ‏كند.
114. سخنان تان را طوري به كار بريد كه عوام بفهمند و خواص بپسندند.
115. براي سخناني كه نيازمند «دليل‏» هستند، دليل بياوريد و براي گفته ‏هايي كه نيازمند «مدرك‏» هستند، مدرك ذكر كنيد؛ بويژه براي سخناني كه پذيرش آنها براي مردم مشكل است.
116. بكوشيد از خالي‏ بندي و سخنان مبالغه‏ آميز خودداري كنيد، مگر آنكه بتوانيد آنها را اثبات كنيد و توجه داشته باشيد معمولا سخنوراني كه در دام چنين خصلتي گرفتار آمده ‏اند، از اثبات آن نيز عاجزند.
117. در مواردي كه تشخيص مي‏ دهيد مثلا بايد از اصطلاحات علمي و يا اصطلاحات عرفاني استفاده كنيد و احتمال مي ‏دهيد كه مخاطبان تان مفهوم و معناي آنها را نمي ‏دانند و يا برداشت ديگري از آنها دارند، بكوشيد - هرچند به اختصار - آنها را تعريف نماييد و توضيح دهيد تا مثلا سراينده شعر (بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم/فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو دراندازيم) به شرابخواري و ميگساري متهم نشود.
118. هر سخني را در جايگاه ويژه خود- نه پيش از آن و نه پس از آن- طرح كنيد تا از تكرار سخن در جايگاههاي مختلف سخنراني خودداري ورزيد كه «خواجه شيراز» خوش گفته است: «هر سخن وقتي و هر نكته مكاني دارد».
119. در آغاز راه مي‏ توانيد درباره موضوع و محتواي سخنراني خود و چگونگي بيان آن، با دوستان اهل نظر و سخنوران و صائب ‏نظران مشورت كنيد.
120. شما مي ‏توانيد از منابع و متون مختلفي استفاده كنيد، ولي آنچه انتخاب مي ‏نماييد، بايد از نظر طرز بيان، لباس سخنراني به تن داشته باشد. از اينرو، معمولا بيان محاوره ‏اي و گفتاري بهتر از بيان كتابي و نوشتاري است.
121. عنوان سخنراني داراي اهميت است. آن را گويا، كوتاه، زيبا و روان انتخاب كنيد.
122. براي سخنراني، مطالب خود را تنظيم و دسته‏ بندي كنيد و بر اساس آن، سخن بگوييد تا از اين شاخه به آن شاخه نپريد و از آن شاخه نيز به شاخه ديگر نرويد و تنظيم و دسته ‏بندي مطالب بايد به صورت تدريجي باشد، يعني از مطالب آسان كه فهم آنها محتاج به مطالب ديگر نيست، آغاز شود و كم‏ك به مطالبي برسد كه فهم آنها منوط به مطالب پيشين است.
123. دسته‏ بندي مطالب بايد به اندازه ‏اي باشد كه براي آسان‏ گشتن و روشن ‏شدن مطلب لازم و مفيد است; زيرا اگر سخن خود را به بخشهاي فراوان و قسمتهاي غير مفيد تقسيم و دسته‏ بندي كنيد، نتيجه معكوس خواهيد گرفت و شنوندگان تان نمي‏ توانند همه آن قسمتها و بخشها را بخوبي فراگيرند و در ذهن خويش بسپارند و در دسته ‏بندي و تنظيم هر مطلب بايد قسمتها از يكديگر متمايز باشند و امور مختلف باهم آميخته نگردند و تقسيم آنچنان باشد كه تمام مطلب را فراگيرد و آن را ناقص نگذارد.
124. بكوشيد كه از بيان سخنان كهنه و نخ نما و تكراري و كليشه‏ اي خودداري ورزيده، به جاي آن، از سخنان جذاب و نو كه كمتر شنيده شده ‏اند، استفاده كنيد تا شنوندگان شما اندك و خسته و گريزان نشوند.
125. از داشتن «تكيه كلام‏» در هنگام سخن گفتن بپرهيزيد. تكرار كلمات و عبارت هايي مانند «در واقع‏»، «به اصطلاح‏»، «به حساب‏»، «به قول معروف‏»، «عرض كنم به حضور شما»، «در حقيقت‏»، «في المثل‏» و جز آن موجب آزردگي ذهني شنوندگان مي ‏شود.
126. بايد آنچه از ديگران نقل مي‏ كنيد، ماخذ و سندش را به خاطر بسپاريد تا هنگام پرسش، از جواب آن عاجز نمانيد. رعايت اين امر براي مطالبي كه جالب و نو هستند، ضروري تر است.
127. همان گونه كه «ساده نگاري‏» غير از «ساده انگاري‏» است، «ساده گويي‏» نيز غير از «ساده ‏انديشي‏» است. از اينرو، بكوشيد كه انديشه‏ هاي والا، علمي و پيچيده را با زباني «ساده‏» براي مردم بيان كنيد تا سخنان تان قابل فهم براي آنان باشد؛ هر چند هنگام سخنراني براي مخاطبان خاص، مي ‏توانيد با زبان خاص سخن بگوييد.
128. اگر مي‏ خواهيد بدانيد كه آيا سخنان شما از طرح و انسجام و چارچوب كلي برخوردار است، ببينيد آيا مي‏ توانيد كه رؤوس مطالب آن را در نظمي خاص روي كاغذ بياوريد.


شرايط سخنران
129. بكوشيد كه از انگيزه ها و خواسته هاي شنوندگان خود و اطلاع داشته باشيد تا سخنان شما با اين انگيزه ها و خواسته ها تناسب لازم را داشته باشند.
130. يكي از مواردي كه توجه و علاقه شنوندگان را به خود جلب مي كند، خوش تيپي و خوشرويي و خوشخويي سخنران است. از اينرو، با ظاهري آراسته، لباسي پاكيزه، بدني معطر، چهره اي گشاده و لباني متبسم به سوي كرسي سخن گام برداريد و با اخلاقي خوش سخن بگوييد .
131. بايد در سخن گفتن آنچنان ورزيده باشيد كه اگر به شما بگويند در ده دقيقه سخنراني كنيد، بتوانيد; وچنانچه به شما بگويند در صد دقيقه سخنراني نماييد، باز هم بتوانيد .
132. اگر بيمار هستيد و في المثل سرما خورده ايد، يا سخنراني نكنيد، و يا به شنوندگان خود و در آغازسخنراني تان مثلا چنين بگوييد: «از اينكه سرما خورده ام و سينه ام گرفته است، از شما حضار گرامي عذر مي خواهم. اميدوارم كه به بزرگواري خودتان مرا عفو بفرماييد»، و سپس سخنراني خود را آغاز تا نماييد تا بيماري تان سخنان شما را تحت الشعاع خود قرار ندهد.
133. چنانچه در سبك و شيوه سخنراني از كسي تقليد مي كنيد و در آغاز راه سخنوري هستيد، اين كار مانعي ندارد؛ ولي بكوشيد كه به مرور زمان، آن را ترك نمايد و خودتان داراي سبك و شيوه اي خاص شويد.
134. در كرسي سخن، بر اساس، حب و بعض شخصي، سخنان و افكار ديگران را رد نكنيد.
135. بايسته است كه ابعاد و جوانب مختلف سخنان خود را در نظر بگيريد و عكس العملهاي گوناگون در مورد موضوع و محتواي سخن خود را بسنجند و در هر صورت، سخته و سنجيده سخن بگوييد.
136. داشتن ترس و لرز، دلهره، ضربان شديد قلب و تكان خوردن دست و پا در آغاز سخنوري امري طبيعي است. از اينرو، ياس را به خود راه ندهيد و سخنوري را آن قدر تجربه و تمرين كنيد تا اين ترس و دلهره شما كاملا از بين برود و يقين بدانيد كه از بين خواهد رفت.
137. بايسته است كه برتري علمي و يا ويژگي ديگر خود را به رخ شنوندگان نكشيد و خويشتن را برتر از آنان ندانيد.
138. تفاوت نداشتن جمعيت زياد يا كم شنوندگان براي سخنران از نشانه هايي اخلاص اوست.
139. توجه داشته باشيد كه دانش و اطلاعات شما بايد بيش از مدت سخنراني تان در هر جلسه باشد تا در پايان سخنراني خود كم نياورد و در دام دادن سخنان خويش و تكرار مطالب گرفتار نياييد.
140. براي سخن گفتن جرات و اعتماد به نفس و آمادگي كامل داشته باشيد تا با اعتماد و آرامش كامل سخنراني كنيد. از اينرو، هيچ گاه از بالا بودن سطح علمي و اجتماعي شنوندگان و يا جمعيت فراوان آنان نهراسيد.
141. بايد قدرت تفهيم مطالب را در خود افزايش دهيد و اين امر، بويژه در مواردي كه محتواي سخن شما علمي و پيچيده تر است، ضروري تر است.
142. دقت كنيد كه از موضوع سخنراني خود خارج نشويد و به مسائل متفرقه نپردازيد.
143. در سخنراني به شخصيت شنوندگانتان احترام بگذاريد و با سخنان و برخوردهاي خود، آنان را كوچك نشمريد و تحقير نكنيد؛ زيرا شنوندگان از اركان اصلي و اساسي در سخنوري هستند.
144. بكوشيد كه از مسائل انسان شناسي، جامعه شناسي و روان شناسي از جو فرهنگي، اخلاقي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي جامعه آگاه باشيد تا بتوانيد متناسب با نيازهاي جامعه سخن بگوييد و توجه داشته باشيد كه براي «خود» سخنراني نمي كنيد، بلكه براي «مردم » و در فضاي آنان سخن مي گوييد.
145. جز در موارد لزوم، در سخنراني خود «وقفه » نداشته باشيد؛ زيرا وقفه شما در شنوندگانتان نيز تاثير مي گذارد و آنان را در فراگيري مطالب و سپردن آن به ذهن خويش دچار وقفه مي كند پس، بر سخنراني خود كاملا" مسلط باشيد.
146. بر خلاف حقيقت و عقيده خود سخنراني نكنيد و از موضوعات و مطالبي كه خوتان نيز به درستي آنها اعتقاد نداريد و يا براي خودتان نيز مورد ترديد است، سخني نگوييد.
148. يكي از ويژگيهاي سخنور آن است كه «قيافه شناس» باشد تا براساس آن، از روشها و راه حلهاي مناسب استفاده كند.
149. سخنور نه تنها بايد «عالم» باشد، بلكه بايد «عاقل» نيز باشد. بدين روي بايد بداند كه «چه بگويد»، «كي بگويد»، كجا بگويد»، «براي چه بگويد»، براي كه بگويد» و «چقدر بگويد».
150. در صورتي كه هنگام سخنراني يا پس و پيش از آن، پرسشي از شما كردند كه پاسخ آن را نمي دانستيد، با شهامت بگوييد: «نمي دانم » و جدا از ماستمالي كردن پاسخ خودداري بورزيد؛ زيرا «پاسخ ندادن صواب» از «پاسخ دادن ناصواب» بهتر است و نه تنها از قدر شخصيت شما نمي كاهد، بلكه بر قدر شخصيت شما نيز مي افزايد.
151. اگر مي خواهيد در سخنراني خود، از كسي تمجيد و تعريف كنيد، بايد اين كار را به اندازه و بجا انجام دهيد.
152. اگر «با پول» سخنراني مي كنيد، «براي پول» سخنراني نكنيد؛ هر چند تشخيص اين دو و رعايت آن ممكن است كه دشوار باشد:
زيان مي كند مرد تفسير دان كه علم و ادب مي فروشد به نان
كجا عقل يا شرع فتوا دهد كه اهل خرد، دين به دنيا دهد
153. بسيار دقت كنيد كه از آنچه مي خواهيد بگوييد بد دفاع نكنيد؛ زيرا بد دفاع كردن از چيزي، كمتر از تخطئه كردن و كوبيدن و انكار آن چيز نيست. يكي از اين موارد، مطالب خود به خواب و رؤياها نقل شده از هر كس و ناكسي است.
154. در صورتي كه پيش از سخنراني، گرفتاريهاي شخصي و يا برخوردهاي خانوادگي و اجتماعي داشته ايد، نبايد در هنگام سخنراني، آثار ناراحتي و عصبانيت در چهره تان ديده شود.
155. يكي از ويژگيهاي سخنور، برخورداري از روحيه «تحقيق» است. نداشتن اين روحيه، در شماري از سخنوران، باعث شده است تا برخي بر اين پندار باشند كه سخنوران، انسانهايي كم سواد و كم مايه و سطحي نگرند. از اينرو، شما نبايد هر سخني را كه از چايي شنيديد و يا در جايي ديديد، فورا آن را بپذيريذ و براي مردم نقل كنيد.
156. بكوشيد كه از آداب، رسوم، عرفيات، عادات و سنن شنوندگان خود با اطلاع شويد و در سخنرانيهايتان به آنها توجه كنيد.
157. چنانچه مطالبي- هر چند آموزنده و مهم باشند- با موضوع و محتواي سخنراني تان ارتباطي ندارند، نبايد آنها را به كار بريد.
158. همراه خود «ساعت» داشته باشيد و هنگامي كه احساس مي نماييد به پايان سخنراني تان نزديك شده ايد، يكي- دوبار و نه بيشتر، به آن نگاه كنيد تا سخنراني خود را در زمان تعيين شده خاتمه دهيد؛ اگرچه سخنوران زبردست بدون نگاه كردن به ساعت نيز مي دانند كه چه هنگام به پايان سخنراني شان نزديك شده اند.
159. اگر در جايي به مدت چند روز سخنراني مي كنيد، خوب است پس از گذشت سه- چهار روز از برگزاري سخنراني تان و يا حتي در همان روز آغاز آن، از مخاطبان خود بخواهيد كه چنانچه انتقاد و يا پيشنهادي نسبت به خود شما يا سخنانتان و يا روش سخنراني تان دارند، آن را به شما گوشزد نمايند.
160. تعداد پذيرش سخنراني در هر روز يا هفته و يا ماه بايد متناسب با شرايط شما، مانند شرايط جسماني، مطالعاتي و اجتماعي تان باشد، اگر شرايط جسماني تان به شما اجازه نمي دهد كه در هر روز سه سخنراني انجام بدهيد، نبايد به آن تن دهيد تا به سردرد و ناراحتي اعصاب و بيماري قلب و حنجره و گرفتگي صدا و مانند آن دچار نشويد. يا چنانچه شرايط مطالعاتي و مسؤوليتهاي اجرايي و گرفتاريهاي اجتماعي تان براي انجام دادن پنج سخنراني در هفته پاسخگو نيست، نبايد آن را بپذيريذ تا به سخنرانيهاي بي محتوا و سر دادن شعارهاي فراوان و تكرار كردن مطالب كهنه و نخ نما وسرهم بافي آنها گرفتار نياييد و تا آنجا كه امكان دارد از سخنراني اجباري و تحميلي خودداري كنيد.
161. در صورتي كه قرار است اطلاعيه اي در مورد سخنراني شما چاپ شود، از دست اندركاران آن بخواهيد كه موضوع سخنراني را نيز در اطلاعيه ذكر كنند و سعي نماييد كه آن را پيش از چاپ ببينيد؛ زيرا گاه نكاتي در اطلاعيه فراموش مي گردد و يا به صورت اضافه يا اشتباه آورده مي شود.
162. در سخنراني فقط به «توصيف» وقايع و حوادث نپردازيد، بلكه به «تحليل» آنها نيز بپردازيد.
163. يكي از شرايط اساسي در سخنوري اثبات مدعا و حل اشكالات و رد اعتراضات و دفع شبهات و پاسخ يه سؤالات در زمينه آن موضوع و مدعاست؛ زيرا دنياي امروز- بويژه دنياي جوانان- دنياي «اشكال» و «اعتراض» و «شبهه» و «سؤال» است. از اينرو، پيش از سخنراني درباره هر موضوعي بكوشيد كه اشكالات و شبهات و سؤالات در زمينه آن موضوع را نيز بيابيد و در سخنراني تان به آنها پاسخ دهيد؛ آن گاه خواهيد ديد سخنراني تان چقدر جذاب و مستدل و قابل قبول مي شود.
182. در صورت امكان، روي ميز خطابه، يا كنار شما چيزهايي نباشد كه تمركز حواس شنوندگان را از بين ببرد، يا كس ديگري غير از شما نبايد در معرض ديد شنوندگان قرار گيرد كه توجه آنان را به خود جلب كند و گاهي خود شما ممكن است كه موجب حواس پرتي شنوندگانتان شويد.
183. هنگام سخنراني، آثار خستگي و پريشاني را از چهره خود بزداييد و به جاي آن نشانه هاي خرسندي، سلامت، علاقه و ايمان را در چهره خويش هويدا سازيد تا كلامتان نافذتر باشد و سعي كنيد كه از لحاظ نگاه، خنده، گريه، نشستن، ايستادن، لحن و آهنگ و وضع ظاهر؛ زنندگي و يا نارسايي نداشته باشيد.
184. سعي كنيد كه تن صداي شما يكنواخت نباشد، بلكه به تناسب كلمات، جملات، موضوع و محتواي سخن خود، آن را تغيير و به آن زير و بم دهيد تا تنوع صداي شما و آهنگ متنوع سخنراني تان به گوش شنوندگان، خوشايندتر آيد و راه مؤثري براي نفوذ در دل هايشان باشد و به طور كلي بايد از نظر تندگويي و كندگويي در سخنراني، رعايت اعتدال و شمرده گويي را بكنيد، مگر در مواردي كه ضرورت ايجاب نمايد. پس بايد نه به مدت چند ثانيه مكث كنيد و نه به سبب شتاب، كلمات و جملات را ناقص تلفظ نماييد و نه فوري به كلمات و جملات بعدي بپردازيد.
185. در سخنراني، از پرگويي و درازگويي خودداري كنيد كه از آفات مهم و بسيار زشت سخنراني هاي ماست و فكر مي كنيم كه هرچه را مي دانيم و شنوندگان نمي دانند، بايد همه را براي آنان بازگو كنيم.
186. يكي از آفات سخنوري، دادن وعده هاي غير عملي است.
187. يكي از آفات سخنوري اين است كه شما فرض كنيد آنچه براي خودتان روشن و شفاف است، براي شنوندگان نيز روشن و شفاف است؛ مثلا آيه يا حديث و يا عبارتي انگليسي را بدون آن كه ترجمه و معنا كنيد، براي عموم مردم مي خوانيد و فرض مي نماييد كه شنوندگان نيز ترجمه و معناي آن را مي دانند، يا شعر مشكل و پيچيده اي را مي خوانيد و به توضيح و تبيين آن نمي پردازيد.

آداب سخنراني
191. چنانچه از كنار شنوندگان عبور مي كنيد، هنگام رفتن، به آنان سلام نماييد و هنگام برگشتن، با آنان خداحافظي كنيد. اين دو كار را در آغاز و پايان سخنراني نيز مي توانيد انجام دهيد.
192. شنوندگان، پيش از آغاز سخنراني، سخنران را از روي وضع ظاهري و حالاتش نيز داوري مي كنند. خوشرويي، ادب ظاهر، نوع نگاه، چگونگي لباس و شيوه نشستن و ايستادن، همگي نخستين قضاوت ها را موجب مي شوند. پس بايد كاري كنيد كه نخستين قضاوت ها درباره شما نيكو باشند.
193. هنگام سخنراني مي توانيد يك ليوان آب را كنار خود بگذاريد تا در صورت تشنه شدن و يا خشك شدن دهان و حنجره تان از آن بنوشيد؛ هرچند اگر از انجام دادن اين كار- مگر در موارد لزوم- چشم بپوشيد، بهتر است.
194. در صورت پراكنده نشستن مخاطبانتان، از آنان بخواهيد كه جلوتر بيايند و كنار يكديگر بنشينند تا هم شما بر مجلس سخنراني خود مسلط تر باشيد و هم آنان از تمركز حواس بيشتري برخوردار باشند.
195. در هنگام سخنراني و نيز در حضور ديگران، انگشت خود را توي گوش يا بيني تان نكنيد و اگر خميازه مي كشيد، دست خود را جلوي دهانتان بگيريد. اين امور- هرچند كوچك به نظر مي آيد- از كارهاي زشتي است كه برخي از سخنوران يا به آنها توجه نمي نمايند و يا به آنها كم توجه اند و در نتيجه، به دست خود تصويري نازيبا از خود در ذهن مخاطبانشان ترسيم مي كنند و چنانچه سيگاري هستيد، شايسته يا بايسته است كه باطن خود را آلوده دود نكنيد و حداقل در حضور شنوندگانتان و مثلا پيش يا پس از سخنراني، سيگار نكشيد زيرا از نظر تاثير سخن بر آنان، آثار مطبوعي در پي نخواهد داشت و آثار مطلوبي بر جاي نخواهد گذاشت.
196. اگر گفتگوي دو يا چند شخص يا شخصيت را در سخنراني خود نقل مي نماييد، توجه داشته باشيد كه از الفاظ احترام آميز و متناسب با شان و مقام آنان استفاده كنيد.
197. دقت كنيد كه در هنگام سخنراني، دست در جيب خود نداشته باشيد؛ زيرا گاه بر غرور و تكبرتان حمل مي شود، هرچند شما قصد آن را نداشته ايد و جز در موارد ضروري، از كوبيدن دست بر ميز خطابه خودداري كنيد؛ زيرا ممكن است اين كار براي برخي از شنوندگان شما آزار دهنده و گريزاننده باشد.
199. چنانچه حركات سر و دست و بدن شما به تفهيم مطالب تان كمك مي كنند و به طور ساده و طبيعي و هماهنگ اجرا مي شوند و از حركات اضافي و تصنعي به دورند، انجام دادن آنها در سخنراني و براي سخنراني سودمند و لازم است. در غير اين صورت، لازم است كه از انجام دادن چنين حركاتي خودداري ورزيد و شما، از نظر حركات سر و دست و بدن و حالت چهره و چگونگي صدا، بايد بگونه اي سخن بگوييد كه با موضوع و محتواي سخنانتان همساز و هماهنگ باشد.
200. از برگزاركنندگان و بانيان مجلس سخنراني تان به گونه اي درخور- نه با اغراق و مبالغه- تشكر و قدرداني كنيد.